close
دانلود فیلم
روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)
.X.

روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)

روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)

روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)
روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)
آموزش و کدنویسی فایل های گرافیک وردپرس گالری عکس قالب سایت
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
  • شهر همدان ( آقای مرادیان تدین)
  • آلودگی خلیج فارس (آقای امینی)
  • آلودگی آب (امیرحسین حیدری)
  • آلودگی هوای ایران ( علی مرادی)
  • پارک ملی گلستان (آقای گلستانی)
  • اقیانوس هند (آقای هدایتی)
  • ناهمواری ها ( آقای مرادی نژاد)
  • روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)
  • اردبیل (آقای ضیا بخش)
  • استان ایلام(آقای یزدان پناه)
  • محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

    روستاهای استان اصفهان (محسن یحیاییان)

    این مطلب رو در چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت: 21:19 در سایت قرار داده است.


     

     فصل اول:روستاهاي استان اصفهان بخش اول(1)

    آبچويه

     

     

     

     

    نام روستایی در شهرستان اصفهان است. در مجاورت آبچویه روستاهایی به نام «خارزنان»، «عیش آباد»، «پهن گان»، و «وازبز» وجود دارند.

    مسیر جاده‌ای این روستا به شرح زیر است: در ۱۱۰ کیلومتری شهر اصفهان و در کیلومتر ۹۰ جاده اصفهان - نایین، در سه راهی تودشک (تودشکچویه) به سمت راست تابلو «جشوقان، چیرمان، آبچویه»، ۲۰ کیلومتر جاده اسفالت فرعی وجود دارد که به روستای آبچوئیه ختم می‌شود.

    گفته می‌شود قدمت این روستا به بیش از ۸۰۰ سال می‌رسد. مشکل اصلی این روستا کمبود آب بوده و هست و نام این روستا بر همین اساس «ابچویه =آبی چی»(چی به معنای کم و کوچک) است معنی کم آب را می‌دهد یکی دیگر از نمونه های عالی در این روستا وجود روحانیون در طول سال های قبل بوده است که در ایام مختلف و برای مراسم گوناگون از طرف روستاهای مختلف دعوت می شده اند و هم اینک هم حداقل پنج روحانی در شهرهای مختلف از اهل این روستا مشغول فعالیت و تبلیغ هستند.

    اثار تاریخی روستا

    مقبره بابا قارداش که به روایتی آرایشگر علی بن موسی‌الرضا بوده‌است. مردم به این مقبره اعتقاد دارند و احترام خاصی به آن می‌گذارند و در گذشته با روشن کردن شمع حاجات خود را از او می‌خواستند. برج‌های زیبا طبیت بکر این روستا درفصل بهار بسیار چشم نواز است. محصولات این روستا: سنجد، انار، بادام، انگور، توت، شاه توت، جو

     

    محدوده جغرافیایی


    هر ساله مراسم عزاداري حضرت اباالفضل در روستاي آبچويه برگزار مي گردد. مردم دين دار آبچويه از شب اول محرم به مسجد مير.وند و مراسم عزاداري را برگزار ميكنند مردم در روزتاسوعا باهييت به مزار روستا ميروند تا از گذشته گان ياد كنند. در مزار زيارت عاشورا خوانده ميشود بعد از اتمام دعا مردم به مسجد برميگردند تا ناهار را در خدمت مسجد باشند

    روز عاشورا ابتدا مردمدر مسجد جمع شده و سپس با خودروي  شخصي يا عمومي به سمت امام زاده قاسم كه در فاصله حدود80 كيلومتري در شرق اصفهان قرار دارد حركت ميكنند. در آنجا در فاصله اي دورتر از امام زاده پياده شده و تا امام زاده عزاداري و سينه زني ميكنند.

    روستا آبچويه داري فرهنگي بالا هستند بطوري كه ميتوان آبچويه را از نظر فرهنگي در بين روستاهاي اطراف در سطح اول دانست .مردم روستا در كاريهاي فرهنگي مثل مراسم نيمه شعبان همگي دست به دست هم ميدهند تا كارهاي فرهنگي به بهترين نحو برگزار شود

    آبچويه مركز روحانيت در بين روستاهاي اطراف بوده و روحانيان اين روستا بيشتر اوقات در آبچويه  حضور دارند به هم خاطر شواري آبچويه تصميم گرفت تا اين روستا با كمك مردم خانه عالم را بنا كند .در حال حاضر اين بنا در حال ساخت و ساز آن با سرعت پيش ميرود.

    قديمي ترين حما م ابچويه كه هنوزپا برجا مانده قدمتي در حدود 200 سال دارد. اين حمام داراي 4 قسمت است كه شامل: رختكنو صحن خزينه و آتش خانه است ابتدا وارد صحن ميشود سپس به خزينه رفته و  وارد خزينه ميشدند آب بر ميداشتند و دوباره به صحن  برگشته و خود را ميشستند . در پايان دوباره وارد خزينه شده غسل ميكنند آتش خانه زيز خزينه قرار  دارد در آنجا با سوزاندن هيزم آّب خزينه را گرم ميكردند

    طي سال هاي اخير ابچويه از نظر رفاهي به سر و ساماني رسيده . امكاناتي از قبيل تلفن / گاز / آسفالت و... در حال حاضر شورا هاي اسلامي روستاي آبچويه در تلاشند تا براي اين روستا آّب شهري نيز فراهم كنند زيرا آّبچويه دبا مشكل كم آبي شديدي روبروست. طي گزارشات بر آمده مبني بر ان است كه تلاش ها اثر كرده وآّب شهري به آبچويه  انتقال داده خواهد شد

    آبچوئیه[۱] نام روستایی در شهرستان اصفهان است. در مجاورت آبچویهروستاهایی به نام «خارزنان»، «عیش آباد»، «پهن گان»، و «وازبز» وجود دارند.

    مسیر جاده‌ای این روستا به شرح زیر است: در ۱۱۰ کیلومتری شهر اصفهانو در کیلومتر ۹۰ جاده اصفهان - نایین، در سه راهی تودشک (تودشکچویه) به سمت راست تابلو «جشوقان، چیرمان، آبچویه»، ۲۰کیلومتر جاده اسفالت فرعی وجود دارد که به روستای آبچوئیه ختم می‌شود.

    مختصات: ۵۲٫۷۹۰۰۱۵، ۳۲٫۶۸۴۹۸۸

    گفته می‌شود قدمت این روستا به بیش از ۸۰۰ سال می‌رسد. مشکل اصلی این روستا کمبود آب بوده و هست و نام این روستا بر همین اساس «ابچویه =آبی چی»(چی به معنای کم و کوچک) است معنی کم آب را می‌دهد یکی دیگر از نمونه‌های عالی در این روستا وجود روحانیون در طول سال‌های قبل بوده است که در ایام مختلف و برای مراسم گوناگون از طرف روستاهای مختلف دعوت می شده‌اند و هم اینک هم حداقل پنج روحانی در شهرهای مختلف از اهل این روستا مشغول فعالیت و تبلیغ هستند.

    مقبره بابا قارداش که به روایتی آرایشگر علی بن موسی‌الرضا بوده‌است. مردم به این مقبره اعتقاد دارند و احترام خاصی به آن می‌گذارند و در گذشته با روشن کردن شمع حاجات خود را از او می‌خواستند. برج‌های زیبا طبیت بکر این روستا درفصل بهار بسیار چشم نواز است. محصولات این روستا:سنجد، انار، بادام، انگور، توت، شاه توت، جو

    ره‌آورد

    فرش

    بخش

    کوهپایه

    پیش‌شماره تلفنی

    ۰۳۱۲۶۲۹

    میانگین بارش سالانه

    ۶۸٫۵میلی‌متر

    ارتفاع از سطح دریا

    ۲۰۷۸متر

    مقبره بابا قارداش که به روایتی آرایشگر علی بن موسی‌الرضا بوده‌است. مردم به این مقبره اعتقاد دارند و احترام خاصی به آن می‌گذارند و در گذشته با روشن کردن شمع حاجات خود را از او می‌خواستند

    روستای شهید پرور آبچویه مردم دین دار ومتدینی را دارا می باشدو از شهیدان بنام این روستا می توان شهیدقاسمعلی امینی  و شهیدحبیب الله امینی و شهید قطبی را مثال زد

    اشكاوند

     

    اطلاعات کلی

    کشور

    Flag of Iran.svg ایران

    استان

    اصفهان

    شهرستان

    اصفهان

    بخش

    بخش مرکزی

    دهستان

    کرارج

    مردم

    جمعیت

    ۲٬۵۵۷نفر

     

     از اين روستا اطلاعتي ديگر در  دست نيست

    البوالخير

     

     

     







    موقعيت جغرافيايي

    روستاي ابوالخير در 85 كيلومتري شرق اصفهان واقع گرديده و با جاده اصلي ورزنه – اژيه 5/2 كيلومتر فاصله دارد. اين روستا از سمت جنوب به اراضي كشاورزي دورنماي روستاي ابوالخير طهمورسات از شمال به جاده اصلي اژيه- ورزنه از شرق به روستاي طهمورسات و سمت شمال شرقي به روستاي كفران ، از سمت غرب به اراضي طالجرد و اژيه ، محدود مي‌باشد.

    پيشينه تاريخي

    نظر به وجود برخي از بناهاي كهني كه در اين روستا به يادگار مانده پيشينة تاريخي روستاي ابوالخير به قرن پنجم يا ششم هجري.قمري باز مي‌گردد. مهمترين اين آثار، ساختـمان « شيخ ابوسعيد ابوالخير » نام دارد و به طوري كه از پيشينيان اين روستا گفته اند و نسل به نسل به ديگران منتقل گرديده گوياي اين واقعيت است كه شاعر ، عارف شيخ ابوسعيد ابوالخير مدتي را در اين روستا زندگي كرده و براي عبادت ،تدريس و تربيت شاگردان خود ، ساختمان مزبور را بنا نهاده و در نوع و عصر خود كم نظير مي‌باشد.

    اين روستا تا قبل از سال 1305 ه.ق مزرعه‌اي بوده كه توسط فردي به نام ملاباشي كشت و زرع مي‌شد . در سال 1305 ه.ق شخصي به نام حاج علي جنداني1 اين مزرعه را  از ملاباشي خريداري نمود و با زحمات فراوان مزرعه را آباد كرد.

    در كنار اين مزرعه قلعه تاريخي به نام قلعه «شيخ ايوسعيد ابوالخير » قرار دارد. قلعة ديگري كه ساكنين آن در دوران قبل از اسلام گبرنشين يا به عبارتي زرتشتي بوده اند، در كنار آن قرار داشت . حاج علي اين قلعه را بازسازي كرد و آنجا را به عنوان محل سكونت خود انتخاب نمود.

    قلعه گبرنشين براي چندين سال متوالي محل مناسبي براي زندگي بود اما متاسفانه در اواخر دوران رضا شاه با هجوم دزدان درب قلعه توسط آنان سوزانده شد و اموال آن مورد چپاول و غارت دزدان قرار گرفت.

    پس از درگذشت حاج علي سه نفر پسران او به نام ميرزا محمد علي ، ملا حسينعلي و مرتضي از بيم هجوم دزدان و نا امني منطقه در كنار بقعه شيخ ابو سعيد ابوالخير قلعه‌اي بنا نهاده و در آن سكونت گزيدند.1

    متن سند روستاي ابوالخير كه حاج علي جنداني  در سال 1305 ه.ق از ملاباشي خريده است:

    بسمه تعالي

    حاضر شدند به دارالشرع الانور عالي شانان آقا ميرزا جعفر ولد مرحوم آقا

    ميرزا محمد و حاجي ميرزا‌هادي ولد مرحوم حاجي ميرزا امين وراث

    مرحوم ميرزا سليمان و بر حسب خيار موروثي كه داشته اند، معامله

    مورث خود را فسخ نمودند و بالطوع و الرغبه مصالحه، صحيحه، شرعيه

    نمودند به عالي شان خير الحاج حاجي علي جنداني ولد مرحوم محمد

    علي دانسته و فهميده تمامت هر گونه حقي و ادعايي و فضيلتي و

    استحقاقي كه به هر جهت از جهات شرعيه داشتند، در شش دانگ

    مزرعه موسومه به ابوالخير با جميع توابع و لواحق آن من التقدم الي

    الان. به مال المصالحه يكصد دينار نقد فلوس و يك چهار يك گندم موهوبين

    بعد العقد و اسقاط خيارات شرعيه ، متصوره از طرفين فسخ نمودند.

    سيما خيار غبن در غبن علي مراتبه ولو كان افحش و صيغه شرعيه بر

    طبق مسطور جاري شد في 21 شهر ذي القعده 1310 ه.ش

     

    1 حاج علي جنداني جد بزرگ فاميل‌هاي صابري

     

    2به نقل از مرحوم حاج آقا ميرزا محمود صابري ابوالخيري از بزرگان

    روستا

    وضعيت اجتماعي

    در اين روستا حدود300  نفر و 80 خانوار سكونت داشته و شغل اصلي

    آنان كشاورزي مي‌باشند. هرم سني مردم اين روستا جوان است و

    بسياري جوانان اين روستا به دليل نداشتن شغل مناسب بيكار بوده و

    حدود 40 خانوار از اين  براي دستيابي به شغل مناسب و يا ادامة تحصيل

    از اين روستا به شهر اصفهان مهاجرت كرده اند.

    مردم اين روستا افرادي خون گرم ، منطقي و متواضع مي‌باشند و نسبت

    به ديگران به خصوص بزرگسالان احترام مي‌گذارند. روابط اجتماعي بين

    مردم روستا با روستاهاي اطراف بسيار محكم و استوار است بطوريكه در

    شادي و غم يكديگر شريك بوده و در مراسم جشن عروسي و يا عزاداري

    درگذشتگان يكديگر شركت مي‌جويند.

    روابط ، برخي اوقـــات به دليل منازعه بر سر آب و يا زمين‌هاي مزروعي

    دچار خدشه مي‌شود اما اينگونه كدورت‌ها پس مدتي با پادرمياني بزرگان

    و ريش سفيدان روستا زايل گرديده و مجددا صلح و آشتي بين آنان برقرا

    ر مي‌گردد.

    بيشتر مردم ابوالخير نسبت به شريعت اسلام مقيد بوده و در اين

    خصوص اهتمام ويژه از خود نشان مي‌دهند.

     

    در ماههاي مبارك رمضان ، محرم و صفر يكي از روحاني اعزامي‌از سوي

    حوزة علميه يا سازمان تبليغات اسلامي‌در روستا حضور و نماز جماعت در

    مسجد برقرار مي‌باشد و در اين هنگام اكثر مردم در مسجد حضور

    مي‌يابند و پس از اقامة نماز جماعت به سخنان روحاني پيرامون مسایل

    ديني و سياسي كشور گوش فرا مي‌دهند.

    در گذشته هنگام عزيمت يكي از روستائيان به مشهد مقدس و يا عتبات

    عاليات همة مردم روستا فرد زاير را تا سوار شدن او بر ماشين يا وسيلة

    ديگر مشايعت كرده و برايش چاووشي مي‌خواندند اما اكنون با تسهيل

    شدن امكانات مسافرت اين رسم در روستاي ابوالخير منسوخ شده و

    صرفا به رسم خداحافظي و حلاليت خواهي توسط زاير و بازديد مردم

    پس بازگشت او به روستا بسنده مي‌شود.

    دراين روستا جوانان در سنين كم تن به ازدواج مي‌دهند و رسم بر اين

    است كه پدر موظف است براي پسرش پس از انجام خدمت نظام وظيفه

    زن بگيرد. انتخاب همسر براي پسر جوان معمولا به عهدة مادر و خواهر

    داماد انجام مي‌شود.

    مراسم عروسي در اين روستا بسيار آسان و كم هزينه است و

    تشريفاتي همچون چاپ و ارسال كارت دعوت، كراية سالن و … را ندارد

    بلكه تنها هزينه مراسم عروسي شامي‌است كه  در خانة پدر داماد به

    مردم داده مي‌شود. علاوه بر مراسم شب اول ، مراسم رقص و پايكوبي

    و بــازيهاي تاتر در طي دو شب بعد ادامه يافته و بازي‌هايي همچون آخ

    گزيدم ، دنگ و بازي كفتار كه بـــرخي مواقـــع داراي صحــنه‌هاي شاد و

    خشن مي‌باشد ، اجرا مي‌گردد.

    لباس محلي مردم اين روستا همانند روستاهاي رودشت از يك شيوة

    سنتي و ديرينه ايرانيان حكايت دارد. مردم شلواري  از پارچة

    مشكیمعروف به «تمبان» به تـــــن مي‌كنند اين لباس را معمولا

    پيرمردان مي‌پوشند اما در سالهاي اخير به تدريج مد لباس شهري در

    روستاي ابوالخير رايج گرديده و بيشتر جوانان از لباس قديمي‌استفاده

    نمي‌كنند.

    اوقات فراغت مردم روستا با نشستن در كنار ديوار كوچه‌ها طي ميشود .

    در زمستان در كنار ديوارهايي كه رو به آفتاب قرار گرفته و در فصل

    زمستان در كنار ديوارهاي كه از خود سايه‌اي بجا مي‌گذارند.

    متاسفانه مردم اين روستا از داشتن امكانات ميدانها و سالن‌هاي

    ورزشي و پارك و فضاي سبز محرومند و جوانان آنان مجبورند بازي فوتبال

    خود را بر روي زمين‌هاي خاكي انجام دهند.

    برخي از مردم اين روستا مخصوصا كساني كه از روستاهاي همجوار به

    اين روستا مهاجرت كرده اند ، به زبان محلي « ولايتي » نيز سخن

    مي‌گويند

     

    وضعيت بهداشت روستا

    به دليل دورافتادگي اين روستا از شهر وساير شرايط اقليمي‌مردم آن از

    برخي امكانات رفاهي محروم بوده و هستند. اگر چه پس از پيروزي

    انقلاب اسلامي‌برخي از امكانات همچون حمام بهداشتي و دبستان و در

    يكسال گذشته يك مركز بهداشت براي آنان تاسيس گرديده اما باز

    همچنان از بسياري امكانات محروم مي‌باشند.

    روزگاري مردم اين روستا براي استحمام مجبور بودند از حمام خزينه‌اي

    كه در شمال غربي روستا قرار داشت استفاده كنند. اين حمام كه با خاك

    و گل ساخته شده بود ، آب خزينة آن بوسيله هيزم داغ مي‌شد و به

    صورت دو شيفته زنانه و مردانه مورد استفاده قرار مي‌گرفت. بسياري از

    بيماري‌ها مانند كچلي و… نتيجة استفاده مشترك مردم روستاي ابوالخير از اين حمام بود.

     

    اندي بعد حمام ديگري در شرق روستا احداث گرديد كه پس از چند سال به دليل مشكلات زيرساختي ديوارهاي آن فرسوده شد و غير قابل استفاده گرديد.بعد از آن حمام ديگري در غرب روستا احداث شد كه در چند سال اخير با ورود آبگرمكن‌هاي مخزني نفتي به خانه‌ها هر كسي در خانة خود صاحب حمام گرديد و حمام عمومي‌آن به حالت تعطيل درآمد.

    مشكلات بهداشتي و بروز برخي از بيماري‌هاي عفوني و پوستي همچون سالك در ميان كودكان وجود دارد . بروز اينگونه بيماريها به دليل قرار گرفتن خانه‌هاي مسكوني در كنار محل پرورش گاوها و گوسفندان و همچنين مزارع كشاورزي كه داراي خزندگاني چون موش صحرايي هستند، مي‌باشد. علاوه بر اين خانواده‌هاي روستايي زباله‌هاي خوراكي خود را در كنار خانة خود تخليه نموده و به دليل فقدان سيستم جمع آوري زباله اين مسئله موجب بروز آفت‌هاي زيـــــادي در بين مردم مي‌شود.

    زمين‌هاي كشاورزي

    موقعيت كشاورزي روستاي ابوالخير را بايد از دو زاويه قبل و بعد از انقلاب اسلامي‌مورد مطالعه قرار گيرد. اصولا قرار گرفتن اين روستا در ادامه مسير زاينده رود استعداد بالقوه‌اي را جهت كشت وزرع محصولات كشاورزي مي‌بخشد. اما اين استعدا بالقوه نياز به برنامه ريزي صحيح اقتصادي دارد كه تا حد قابل توجهي اين برنامه ريزي بعد از پيروزي انقلاب تحقق يافت.

    قبل از پيروزي عمده زمين‌هاي اطراف روستا به صورت غير قابل كشت راكد مانده بود زيرا شوري زمين مانع عمده‌اي بود. در ناحيه شمال روستا باتلاق وسيعي وجود داشت كه از ابتداء زمين‌هاي كنار امامزاده سيد محمد (ع)  شروع و تا روستاي كفران امتداد مي‌يافت. در فصل تابستان به علت شوري زمين ، آب از تـــه باتلاق مي‌جوشيد و حوضچه بزرگي را تشكيل مي‌داد ، با آغاز شدن فصل پائيز و زمستان به تدريج آب باتلاق ته نشين مي‌شد و بستر وسيعي از گياهان خشــــك بــــر جا مي‌گذاشت.

    در ناحيه غرب روستا با تپه‌ها و يا به عبارت ديگر ارتفاعات شني مواجه مي‌شديم كه از كنار جاده اصلي شروع و تا نزديك روستا امتداد مي‌يافت كه قسمتي از اين ارتفاعات اكنون نيز موجود است.

    پس از پيروزي انقلاب اسلامي‌تحول خوبي در كشت و زرع روستا صورت گرفت . حركت گسترده سازمان جهاد سازندگي از يك سو و حضور و تلاش مردم از سوي ديگر موجب شد كه زمين‌هاي باير و لم يزرع روستا آماده باروري و شكوفايي شود.

    يكي از طرح‌هاي مهم كه در اين تحول نقش اساسي را ايفا مي‌كرد.  حفــــر كـــانال زه كشي از طرف شمال غربي به سمت شمال شرقي روستا مي‌باشد اين كانال دقيقا در نقطة ايجاد باتلاق و مرداب شوره زار احداث گرديد.

    آبياري زمين‌هاي كشاورزي

    در روستاي ابوالخير كشاورزان زمينهاي خود را صرفا با استفاده از آب چاه و آب زاينده رود آبياري مي‌كنند.

    آب چاه : مردم روستا از روزگاران قديم جهت مصارف كشاورزي از آب چاه استفاده مي‌كردند اما در گذشته كشيدن آب چاه بسيار دشوار بود خصوصا در فصل تابستان كه آب رودخانه متوقف مي‌گرديد و در نتيجه سطح آب چاه‌هاي روستا نيز به تبع آن كاهش مي‌يافت.

    در روزگار قديم مردم به وسيله گاو و ساير چهارپايان آب را از چاه بالا كشيده و به زمين‌هاي كشاورزي منتقل مي‌كردند اگر سالي باران نمي‌باريد ، مشكلات مردم صد چندان مي‌شد و خشكسالي و قحطي زندگي مردم روستاي ابوالخير را دشوار مي‌نمود.

     بزرگسالان اين روستا سخنان زيادي پيرامون گذشته‌هاي دور اين روستا و سالهاي خشكسالي و در نتيجه حملات مكرر سارقين و چپاولگران به منطقه رودشت دارند. ناامني و ترس از به يغما رفتن دسترنج چند سالة كشاورزان خواب را از چشم اين مردم مي‌گرفت و معمولا در برج و باروها كه هنوز نيز آثاري از آن باقي است ، شب‌ها را با پاسداري و نگهباني به صبح مي‌رساندند.

    در حال حاضر چاه‌هاي متعددي در روستا وجود دارد كه از آب آن براي آبياري زمين‌ها استفاده مي‌شود. برخي از اين چاهها بسيار قديمي‌هستند و به دليل كمبود آب خشك گرديده و يا در حال خشك شدن مي‌باشند و برخي نيز اخيرا حفر شده اند.

    چاه سنگي ، چاه باغ مير، چاه لتالون ، چاه تاپويي ، چاه لره ، چاه برجي ، چاه تاپويي چاه لا از جمله چاه‌هاي مشهور روستاي ابوالخير محسوب مي‌شوند.

    آب زاينده رود :

    زاينده رود با سرچشمه گرفتن از كوهرنگ و ساير چشمه‌ها پس از طي مسافت طولاني و پر پيچ و خم سر انجام به باتلاق گاوخوني مي‌ريزد و بسياري از زمين‌هاي روستاهايي كه در حاشيه آن قرار گرفته اند، سيراب مي‌سازد. ملاك و مبناي تقسيم آب زاينده رود ازگذشته تا كنون طومار مشهور شيخ بهايي بوده و هست .

     متن نامه‌اي به ناصر الدين شاه پيرامون دو سهم آب روستاي ابوالخير به قلم ظل السلطان

    چون اجراي امور خيريه كه باعث رضاي الهي است ، همواره منظور نظر و مكنون خاطر عنايت گستر ، ميمون است داراي و مطابق ثبت سر رشته دفتري ولايت اصفهان در جزوة سهام رودخانه زاينده رود مزرعه هر خود سهم آب از مادي جنديچ رودشتين داشته و مزرعه هرخود در يك طرف رودخانه واقع و مادي جنديچ در طـــــرف ديگر رودخانه است كه در قديم شتر گلو و كوره داشته و هرخودي مي‌برده به واسطه گردش رودخانه سالها كوره و شتر گلو خراب شده و از ميان رفته چون قريه سيان مادي بستري پيدا كرده و مزرعه هرخود معمور شده كه در مادي سيان مشروب مي‌شود دو سهم آب سهمي‌هرخود را در مادي جنديچ مي‌برده اند ، متفرق شده و محض اجراي خير قره باصره خلافت و شهرياري و تميمه بازوي معطفت و تاجداري فرزند سعادتمند اسعد كامكار ، نامدار ظل السلطان فرمان فرمايي اصفهان و مضافات دو سهم مزبور را به مزرعه ابوالخير وفيقي مقرر داشته عليهذا بصر در اين خطاب مستطاب مبارك رهرو سفير مائيم كه ضبط و نواب حال و استقبال بلوك رودشتين دو سهم آب مزرعه مزبور را به مزرعه ابوالخير وفيق دانسته و اسباب ….و موجبات مزيد دعاي بقاي بركت قاهره بشود و حسب المقرر در عهده سياسه

    شهر رمضان الميارك 1311

    متن يكي ديگر از نامه‌هاي مربوط به دو سهم آب ابوالخير با مهر ظل السلطان

     و باز نامه‌اي ديگر پيرامون دو سهم آب ابوالخير

    آثار تاريخي :

    ساختمان شيخ ابوسعيد ابوالخير

    در روستاي ابوالخير 3 اثر تاريخي ارزشمند وجود دارد كه مهمترين اين آثار، ساختمان «شيخ ابوسعيد ابوالخير» نام دارد.

    بخشي از اين ساختمان را مسجد ، بخشي حياط و در اطراف آن حـــــجره‌اي وجود داشته است. ارتفاع ديوارهاي ساختمان 5 متر و سقف آن 5/7 متر متر مي‌باشد.

    به طوري كه از پيشينيان اين روستا گفته اند و نسل به نسل به ديگران منتقل گرديده گوياي اين واقعيت است كه شاعر ، عارف شيخ ابوسعيد ابوالخير مدتي را در اين روستا زندگي كرده و براي عبادت ،تدريس و تربيت شاگردان خود ، ساختمان مزبور را بنا نهاده و در نوع و عصر خود كم نظير مي‌باشد و به دليل دورافتادگي روستا و عدم توجه لازم در حال ويران شدن مي‌باشد.

    شيخ ابوسعيد ابوالخير از بزرگان عالم تصوف بوده كه براي آشنايي با زندگي اين بزرگ مرد بايد به كتاب «اسرار التوحيد في مقامات شيخ ابي سعيد» مراجعه نمود اين كتاب به همت نوادة ايشان به نام محمدبن منور به رشتة تحرير در آمده است . در  بخشي از  حكايت‌هاي زندگي او مي‌خوانيم:

    يك روز شيخ ابوسعيد در نيشابور مي‌گفت : خواجه ابوعلي سينا رحمه الله عليه از دَرِ خانقاه شيخ در آمد و ايشان هر دو پيش از آن يكديگر را نديده بودند. اگر چه ميان ايشان مكاتبت بود. چون بوعلي در آمد ، شيخ روي به وي كرد و گفت : حكمت داني آمد. خوجه بوعلي درآمد و بنشست . شيخ به سر سخن شد و مجلس تمام كرد و از تخت فرود آمد و در خانه شد و خواجه بو علي با شيخ دَرِ خانه فراز كردند و سه شبانه روز با يكديگر بودند به خلوت و سخن مي‌گفتند كه كس ندانست و هيچ كس نيز به نزديك ايشان در نيامد مگر كسي كه اجازت دادند و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند. بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلي برفت. شاگردان از خواجه بوعلي پرسيدند كه شيخ را چگونه يافتي ؟ گفت: هر چه من مي‌دانــــم او مي‌بيند ، متصوفه و مريدان شيخ چون به نزديك شيخ درآمدند، از شيخ سؤال كردند اي شيخ ، بوعلي را چگونه يافتي؟ گفت هر چه ما مي‌بينيم او مي‌داند.1

    نان و حلوا

    در گوشه‌اي از قبرستان روستا كه در حال حاضر گلزار شهدا ناميده مي‌شود بقعه‌اي وجود دارد كه سقف آن گنبدي شكل مي‌باشد. درهاي اين ساختمان به گونه‌اي ساخته شده كه انسان مي‌تواند از قسمت شمال ، جنوب ، غرب و شرق وارد آن شود.

     بر اساس سخنان و نقل قول پيشينيان اين مكان محل دفن يكي از شاگردان ابوسعيد ابوالخير مي‌باشد.  ظاهراً اين شخص يكي از افراد زاهد و متقي دوران خود بوده و داراي كراماتي بوده است.

    قبر شهداي اين روستا و ساير درگذشتگان روستاي ابوالخير در كنار اين بقعه قرار دارد. روزهاي پنجشنبه مردم روستا براي شادي روح درگذشتگان و زيارت قبور شهداي گرانقدر دفاع مقدس در اين مكان حضور يافته و با پذيرايي از زيارت كنندگان و قرائت فاتحه از درگاه حداوند متعال طلب رحمت و مغفرت مي‌نمايند.

    كبوتر خانه يا برج بزرگ

    علاوه بر اين حاج علي برج بزرگي را در نزديكي آن ساخت كه همانند آن در منطقه رودشت وجود ندارد. برج بزرگ حاج علي در كنار نهر جندان قرار گرفته و ديوار قسمت شرقي آن ويران گرديده و تلي از خاك شده است . بر روي ديوار دايره‌اي شكل آن شكاف‌هاي متعددي مشاهده مي‌شود كه در صورت بي توجهي به اين اثر ارزشمند تاريخي ساير قسمت‌هاي آن ويران خواهد شد.

    روزگاري مردم اين روستا از اتاق‌هايي كه در ضلع جنوبي برج در دو طبقه ساخته شده، براي سكونت استفاده مي‌كردند. اما به تدريج آنجا را تخليه نموده و در حاشيه بقعه شيخ ابوسعيد مسكن گزيدند. در اطراف روستا كبوتر خانه‌هاي متعددي از دوران قديم باقي مانده كه برخي بين پنجاه تا صددرصد ويران شده اند.

    مسجد جامع ابوالخير

    در كنار بقعه ابو سعيد ابوالخير مسجدي  كوچك وجود داشت . زمين اين مسجد را فرد خيري به نام حاج آقا محمد صابري اهدا نموده بود . در كنار اين مســـجد حجرة كوچـــكي نيز قــرار داشت كه آنرا «غريب خانه» مي‌گفتند. در روزگاران قديم برخي از رهگذران ، درويشان و گداياني كه از اين روستا عبور كرده و جايي براي اقامت نداشتند ، در غريب خانه اطراق كرده و از سرما و گرما در امان مي‌ماندند. 

    با افزايش جمعيت و نياز به توسعه مسجد مردم تصميم گرفتند مسجد قديم و غريب خانه را تخريب و به جاي آن مسجدي با ساخت و ساز محكم بسازند. اين اقدام مهم با همت و تلاش مردم ، بزرگان و خيرين روستا از جمله مرحوم حاج آقا ميرزا محمود صابري و مرحوم حاج سيد اسماعيل محمدي در سال 1365 ه. ش آغاز شد و به تدريج مكاني مناسب براي اقامه نماز جماعت و ساير برنامه‌هاي مختلف مذهبي تهيه گرديد

    در كنار اين مسجد حسينيه چهارده معصوم (ع) كه زمين آن را مرحوم دكتر مصطفي زين الدين اهداء نموده بود،  در حال ساخت مي‌باشد.

     

    *************************

    ساختمان معروف به مکتب خانه شیخ ابوسعید ابوالخیر:

    در روستای ابوالخیر سه اثرتاریخی ارزشمند وجود دارد که مهمترین این آثار ساختمان شیخ ابوسعید ابوالخیر نام دارد.

    بخشی از این ساختمان را مسجد، بخشی حیاط و در اطراف آن حجره ای وجود داردارتفاع دیوارهای ساختمان 5 متر و سقف آن 5/7 متر می باشد به طوری که از پیشینیان این روستا نقل شده است و نسل به نسل به دیگران منتقل گردیده گویای این واقعیت است که شاعر و عارف شیخ ابوسعید ابوالخیر مدتی را در این روستا زندگی می کرده و برای عبادت و تدریس و تربیت شاگردان خود ساختمان مذکور را بنا نماده و در نوع و عصر خود کم نظیر می باشد و به دلیل عدم توجه در حال تخریب است.

    2- بقعه معرف به نان و حلوا:

    در گوشه ای از قبرستان روستا در حال حاضر گلزار شهدا نامیده می شود بقعه ای وجود دارد که سقف آن گنبدی شکل می باشد در های ورودی های این ساختمان به گونه ای ساخته شده که می توان از 4 جهت به آن وارد شد طبق سخنان و نقل قول پیشینیان این مکان محل دفن یکی از شاگردان ابوسعید ابوالخیر می باشد و ظاهرا این شخص یکی از افراد زاهد و متقی دوران خود بوده و دارای کراماتی بوده است.

    3- کبوترخانه بزرگ:

    کبوتر خانه ای در این روستا وجود دارد که بنا به قول گفته ی روستائیان همانند آن در منطقه رودشت وجود ندارد و دیوار قسمت شرقی آن فرو ریخته و بقیه بنا نیز در حال تخریب است در ضلع جنوبی آن در 2 طبقه ساختمانی جهت سکونت انسان وجود داشته است و کبوتر خانه های دیگری هم بوده که در حال تخریب می باشد.

     

    . ساحل زاینده رود می باشد که بنا به گفته ی اهالی روستا در گذشته شکارگاه و تفرج گاه بوده است که متاسفانه تعدادی از این درختان به علت خشکسالی سال 79-80 خشک شدند و بجز اندکی سبز باقی نمانده اند و می طلبد که درختان باقی مانده حفاظت و به ثبت میراث طبیعی برسد.

    در اين روستا حدود300  نفر و 80 خانوار سكونت داشته و شغل اصلي آنان كشاورزي مي‌باشند. هرم سني مردم اين روستا جوان است و بسياري جوانان اين روستا به دليل نداشتن شغل مناسب بيكار بوده و حدود 40 خانوار از اين  براي دستيابي به شغل مناسب و يا ادامة تحصيل از اين روستا به شهر اصفهان مهاجرت كرده اند.

    مردم اين روستا افرادي خون گرم ، منطقي و متواضع مي‌باشند و نسبت به ديگران به خصوص بزرگسالان احترام مي‌گذارند. روابط اجتماعي بين مردم روستا با روستاهاي اطراف بسيار محكم و استوار است بطوريكه در شادي و غم يكديگر شريك بوده و در مراسم جشن عروسي و يا عزاداري درگذشتگان يكديگر شركت مي‌جويند.

    روابط ، برخي اوقـــات به دليل منازعه بر سر آب و يا زمين‌هاي مزروعي دچار خدشه مي‌شود اما اينگونه كدورت‌ها پس مدتي با پادرمياني بزرگان و ريش سفيدان روستا زايل گرديده و مجددا صلح و آشتي بين آنان برقرار مي‌گردد.

    بيشتر مردم ابوالخير نسبت به شريعت اسلام مقيد بوده و در اين خصوص اهتمام ويژه از خود نشان مي‌دهند.

    در ماههاي مبارك رمضان ، محرم و صفر يكي از روحاني اعزامي‌از سوي حوزة علميه يا سازمان تبليغات اسلامي‌در روستا حضور و نماز جماعت در مسجد برقرار مي‌باشد و در اين هنگام اكثر مردم در مسجد حضور مي‌يابند و پس از اقامة نماز جماعت به سخنان روحاني پيرامون مسايل ديني و سياسي كشور گوش فرا مي‌دهند.

    در گذشته هنگام عزيمت يكي از روستائيان به مشهد مقدس و يا عتبات عاليات همة مردم روستا فرد زاير را تا سوار شدن او بر ماشين يا وسيلة ديگر مشايعت كرده و برايش چاووشي مي‌خواندند اما اكنون با تسهيل شدن امكانات مسافرت اين رسم در روستاي ابوالخير منسوخ شده و صرفا به رسم خداحافظي و حلاليت خواهي توسط زاير و بازديد مردم پس بازگشت او به روستا بسنده مي‌شود.

    دراين روستا جوانان در سنين كم تن به ازدواج مي‌دهند و رسم بر اين است كه پدر موظف است براي پسرش پس از انجام خدمت نظام وظيفه زن بگيرد. انتخاب همسر براي پسر جوان معمولا به عهدة مادر و خواهر داماد انجام مي‌شود.

    مراسم عروسي در اين روستا بسيار آسان و كم هزينه است و تشريفاتي همچون چاپ و ارسال كارت دعوت، كراية سالن و … را ندارد بلكه تنها هزينه مراسم عروسي شامي‌است كه  در خانة پدر داماد به مردم داده مي‌شود. علاوه بر مراسم شب اول ، مراسم رقص و پايكوبي و بــازيهاي تاتر در طي دو شب بعد ادامه يافته و بازي‌هايي همچون آخ گزيدم ، دنگ و بازي كفتار كه بـــرخي مواقـــع داراي صحــنه‌هاي شاد و خشن مي‌باشد ، اجرا مي‌گردد.

    لباس محلي مردم اين روستا همانند روستاهاي رودشت از يك شيوة سنتي و ديرينه ايرانيان حكايت دارد. مردم شلواري  از پارچة مشكي معروف به «تمبان» به تـــــن مي‌كنند اين لباس را معمولا پيرمردان مي‌پوشند اما در سالهاي اخير به تدريج مد لباس شهري در روستاي ابوالخير رايج گرديده و بيشتر جوانان از لباس قديمي‌استفاده نمي‌كنند.

    اوقات فراغت مردم روستا با نشستن در كنار ديوار كوچه‌ها طي ميشود . در زمستان در كنار ديوارهايي كه رو به آفتاب قرار گرفته و در فصل زمستان در كنار ديوارهاي كه از خود سايه‌اي بجا مي‌گذارند.

    متاسفانه مردم اين روستا از داشتن امكانات ميدانها و سالن‌هاي ورزشي و پارك و فضاي سبز محرومند و جوانان آنان مجبورند بازي فوتبال خود را بر روي زمين‌هاي خاكي انجام دهند.

    برخي از مردم اين روستا مخصوصا كساني كه از روستاهاي همجوار به اين روستا مهاجرت كرده اند ، به زبان محلي « ولايتي » نيز سخن مي‌گويند

    وضعيت بهداشت روستا

    به دليل دورافتادگي اين روستا از شهر و ساير شرايط اقليمي‌مردم آن از برخي امكانات رفاهي محروم بوده و هستند. اگر چه پس از پيروزي انقلاب اسلامي‌برخي از امكانات همچون حمام بهداشتي و دبستان و در يكسال گذشته يك مركز بهداشت براي آنان تاسيس گرديده اما باز همچنان از بسياري امكانات محروم مي‌باشند.

    روزگاري مردم اين روستا براي استحمام مجبور بودند از حمام خزينه‌اي كه در شمال غربي روستا قرار داشت استفاده كنند. اين حمام كه با خاك و گل ساخته شده بود ، آب خزينة آن بوسيله هيزم داغ مي‌شد و به صورت دو شيفته زنانه و مردانه مورد استفاده قرار مي‌گرفت. بسياري از بيماري‌ها مانند كچلي و… نتيجة استفاده مشترك مردم روستاي ابوالخير از اين حمام بود.

    اندي بعد حمام ديگري در شرق روستا احداث گرديد كه پس از چند سال به دليل مشكلات زيرساختي ديوارهاي آن فرسوده شد و غير قابل استفاده گرديد.بعد از آن حمام ديگري در غرب روستا احداث شد كه در چند سال اخير با ورود آبگرمكن‌هاي مخزني نفتي به خانه‌ها هر كسي در خانة خود صاحب حمام گرديد و حمام عمومي‌آن به حالت تعطيل درآمد.

    مشكلات بهداشتي و بروز برخي از بيماري‌هاي عفوني و پوستي همچون سالك در ميان كودكان وجود دارد . بروز اينگونه بيماريها به دليل قرار گرفتن خانه‌هاي مسكوني در كنار محل پرورش گاوها و گوسفندان و همچنين مزارع كشاورزي كه داراي خزندگاني چون موش صحرايي هستند، مي‌باشد. علاوه بر اين خانواده‌هاي روستايي زباله‌هاي خوراكي خود را در كنار خانة خود تخليه نموده و به دليل فقدان سيستم جمع آوري زباله اين مسئله موجب بروز آفت‌هاي زيـــــادي در بين مردم مي‌شود.

    زمين‌هاي كشاورزي

    موقعيت كشاورزي روستاي ابوالخير را بايد از دو زاويه قبل و بعد از انقلاب اسلامي‌مورد مطالعه قرار گيرد. اصولا قرار گرفتن اين روستا در ادامه مسير زاينده رود استعداد بالقوه‌اي را جهت كشت وزرع محصولات كشاورزي مي‌بخشد. اما اين استعدا بالقوه نياز به برنامه ريزي صحيح اقتصادي دارد كه تا حد قابل توجهي اين برنامه ريزي بعد از پيروزي انقلاب تحقق يافت.

    قبل از پيروزي عمده زمين‌هاي اطراف روستا به صورت غير قابل كشت راكد مانده بود زيرا شوري زمين مانع عمده‌اي بود. در ناحيه شمال روستا باتلاق وسيعي وجود داشت كه از ابتداء زمين‌هاي كنار امامزاده سيد محمد (ع)  شروع و تا روستاي كفران امتداد مي‌يافت. در فصل تابستان به علت شوري زمين ، آب از تـــه باتلاق مي‌جوشيد و حوضچه بزرگي را تشكيل مي‌داد ، با آغاز شدن فصل پائيز و زمستان به تدريج آب باتلاق ته نشين مي‌شد و بستر وسيعي از گياهان خشــــك بــــر جا مي‌گذاشت.

    در ناحيه غرب روستا با تپه‌ها و يا به عبارت ديگر ارتفاعات شني مواجه مي‌شديم كه از كنار جاده اصلي شروع و تا نزديك روستا امتداد مي‌يافت كه قسمتي از اين ارتفاعات اكنون نيز موجود است.

    پس از پيروزي انقلاب اسلامي‌تحول خوبي در كشت و زرع روستا صورت گرفت . حركت گسترده سازمان جهاد سازندگي از يك سو و حضور و تلاش مردم از سوي ديگر موجب شد كه زمين‌هاي باير و لم يزرع روستا آماده باروري و شكوفايي شود.

    يكي از طرح‌هاي مهم كه در اين تحول نقش اساسي را ايفا مي‌كرد.  حفــــر كـــانال زه كشي از طرف شمال غربي به سمت شمال شرقي روستا مي‌باشد اين كانال دقيقا در نقطة ايجاد باتلاق و مرداب شوره زار احداث گرديد.

    آبياري زمين‌هاي كشاورزي

    در روستاي ابوالخير كشاورزان زمينهاي خود را صرفا با استفاده از آب چاه و آب زاينده رود آبياري مي‌كنند.

    آب چاه : مردم روستا از روزگاران قديم جهت مصارف كشاورزي از آب چاه استفاده مي‌كردند اما در گذشته كشيدن آب چاه بسيار دشوار بود خصوصا در فصل تابستان كه آب رودخانه متوقف مي‌گرديد و در نتيجه سطح آب چاه‌هاي روستا نيز به تبع آن كاهش مي‌يافت.

    در روزگار قديم مردم به وسيله گاو و ساير چهارپايان آب را از چاه بالا كشيده و به زمين‌هاي كشاورزي منتقل مي‌كردند اگر سالي باران نمي‌باريد ، مشكلات مردم صد چندان مي‌شد و خشكسالي و قحطي زندگي مردم روستاي ابوالخير را دشوار مي‌نمود.

     بزرگسالان اين روستا سخنان زيادي پيرامون گذشته‌هاي دور اين روستا و سالهاي خشكسالي و در نتيجه حملات مكرر سارقين و چپاولگران به منطقه رودشت دارند. ناامني و ترس از به يغما رفتن دسترنج چند سالة كشاورزان خواب را از چشم اين مردم مي‌گرفت و معمولا در برج و باروها كه هنوز نيز آثاري از آن باقي است ، شب‌ها را با پاسداري و نگهباني به صبح مي‌رساندند.

    در حال حاضر چاه‌هاي متعددي در روستا وجود دارد كه از آب آن براي آبياري زمين‌ها استفاده مي‌شود. برخي از اين چاهها بسيار قديمي‌هستند و به دليل كمبود آب خشك گرديده و يا در حال خشك شدن مي‌باشند و برخي نيز اخيرا حفر شده اند.

    چاه سنگي ، چاه باغ مير، چاه لتالون ، چاه تاپويي ، چاه لره ، چاه برجي ، چاه تاپويي چاه لا از جمله چاه‌هاي مشهور روستاي ابوالخير محسوب مي‌شوند.

    آب زاينده رود :

    زاينده رود با سرچشمه گرفتن از كوهرنگ و ساير چشمه‌ها پس از طي مسافت طولاني و پر پيچ و خم سر انجام به باتلاق گاوخوني مي‌ريزد و بسياري از زمين‌هاي روستاهايي كه در حاشيه آن قرار گرفته اند، سيراب مي‌سازد. ملاك و مبناي تقسيم آب زاينده رود ازگذشته تا كنون طومار مشهور شيخ بهايي بوده و هست .

     متن نامه‌اي به ناصر الدين شاه پيرامون دو سهم آب روستاي ابوالخير به قلم ظل السلطان

    چون اجراي امور خيريه كه باعث رضاي الهي است ، همواره منظور نظر و مكنون خاطر عنايت گستر ، ميمون است داراي و مطابق ثبت سر رشته دفتري ولايت اصفهان در جزوة سهام رودخانه زاينده رود مزرعه هر خود سهم آب از مادي جنديچ رودشتين داشته و مزرعه هرخود در يك طرف رودخانه واقع و مادي جنديچ در طـــــرف ديگر رودخانه است كه در قديم شتر گلو و كوره داشته و هرخودي مي‌برده به واسطه گردش رودخانه سالها كوره و شتر گلو خراب شده و از ميان رفته چون قريه سيان مادي بستري پيدا كرده و مزرعه هرخود معمور شده كه در مادي سيان مشروب مي‌شود دو سهم آب سهمي‌هرخود را در مادي جنديچ مي‌برده اند ، متفرق شده و محض اجراي خير قره باصره خلافت و شهرياري و تميمه بازوي معطفت و تاجداري فرزند سعادتمند اسعد كامكار ، نامدار ظل السلطان فرمان فرمايي اصفهان و مضافات دو سهم مزبور را به مزرعه ابوالخير وفيقي مقرر داشته عليهذا بصر در اين خطاب مستطاب مبارك رهرو سفير مائيم كه ضبط و نواب حال و استقبال بلوك رودشتين دو سهم آب مزرعه مزبور را به مزرعه ابوالخير وفيق دانسته و اسباب ….و موجبات مزيد دعاي بقاي بركت قاهره بشود و حسب المقرر در عهده سياسه

    شهر رمضان الميارك 1311

    متن يكي ديگر از نامه‌هاي مربوط به دو سهم آب ابوالخير با مهر ظل السلطان

    آثار تاريخي :

    ساختمان شيخ ابوسعيد ابوالخير

    در روستاي ابوالخير 3 اثر تاريخي ارزشمند وجود دارد كه مهمترين اين آثار، ساختمان «شيخ ابوسعيد ابوالخير» نام دارد.

    بخشي از اين ساختمان را مسجد ، بخشي حياط و در اطراف آن حـــــجره‌اي وجود داشته است. ارتفاع ديوارهاي ساختمان 5 متر و سقف آن 5/7 متر متر مي‌باشد.


    به طوري كه از پيشينيان اين روستا گفته اند و نسل به نسل به ديگران منتقل گرديده گوياي اين واقعيت است كه شاعر ، عارف شيخ ابوسعيد ابوالخير مدتي را در اين روستا زندگي كرده و براي عبادت ،تدريس و تربيت شاگردان خود ، ساختمان مزبور را بنا نهاده و در نوع و عصر خود كم نظير مي‌باشد و به دليل دورافتادگي روستا و عدم توجه لازم در حال ويران شدن مي‌باشد.

    شيخ ابوسعيد ابوالخير از بزرگان عالم تصوف بوده كه براي آشنايي با زندگي اين بزرگ مرد بايد به كتاب «اسرار التوحيد في مقامات شيخ ابي سعيد» مراجعه نمود اين كتاب به همت نوادة ايشان به نام محمدبن منور به رشتة تحرير در آمده است . در  بخشي از  حكايت‌هاي زندگي او مي‌خوانيم:

    يك روز شيخ ابوسعيد در نيشابور مي‌گفت : خواجه ابوعلي سينا رحمه الله عليه از دَرِ خانقاه شيخ در آمد و ايشان هر دو پيش از آن يكديگر را نديده بودند. اگر چه ميان ايشان مكاتبت بود. چون بوعلي در آمد ، شيخ روي به وي كرد و گفت : حكمت داني آمد. خوجه بوعلي درآمد و بنشست . شيخ به سر سخن شد و مجلس تمام كرد و از تخت فرود آمد و در خانه شد و خواجه بو علي با شيخ دَرِ خانه فراز كردند و سه شبانه روز با يكديگر بودند به خلوت و سخن مي‌گفتند كه كس ندانست و هيچ كس نيز به نزديك ايشان در نيامد مگر كسي كه اجازت دادند و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند. بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلي برفت. شاگردان از خواجه بوعلي پرسيدند كه شيخ را چگونه يافتي ؟ گفت: هر چه من مي‌دانــــم او مي‌بيند ، متصوفه و مريدان شيخ چون به نزديك شيخ درآمدند، از شيخ سؤال كردند اي شيخ ، بوعلي را چگونه يافتي؟ گفت هر چه ما مي‌بينيم او مي‌داند.1

    نان و حلوا

    در گوشه‌اي از قبرستان روستا كه در حال حاضر گلزار شهدا ناميده مي‌شود بقعه‌اي وجود دارد كه سقف آن گنبدي شكل مي‌باشد. درهاي اين ساختمان به گونه‌اي ساخته شده كه انسان مي‌تواند از قسمت شمال ، جنوب ، غرب و شرق وارد آن شود.


     بر اساس سخنان و نقل قول پيشينيان اين مكان محل دفن يكي از شاگردان ابوسعيد ابوالخير مي‌باشد.  ظاهراً اين شخص يكي از افراد زاهد و متقي دوران خود بوده و داراي كراماتي بوده است.

    قبر شهداي اين روستا و ساير درگذشتگان روستاي ابوالخير در كنار اين بقعه قرار دارد. روزهاي پنجشنبه مردم روستا براي شادي روح درگذشتگان و زيارت قبور شهداي گرانقدر دفاع مقدس در اين مكان حضور يافته و با پذيرايي از زيارت كنندگان و قرائت فاتحه از درگاه حداوند متعال طلب رحمت و مغفرت مي‌نمايند.

    كبوتر خانه يا برج بزرگ

    علاوه بر اين حاج علي برج بزرگي را در نزديكي آن ساخت كه همانند آن در منطقه رودشت وجود ندارد. برج بزرگ حاج علي در كنار نهر جندان قرار گرفته و ديوار قسمت شرقي آن ويران گرديده و تلي از خاك شده است . بر روي ديوار دايره‌اي شكل آن شكاف‌هاي متعددي مشاهده مي‌شود كه در صورت بي توجهي به اين اثر ارزشمند تاريخي ساير قسمت‌هاي آن ويران خواهد شد.

    روزگاري مردم اين روستا از اتاق‌هايي كه در ضلع جنوبي برج در دو طبقه ساخته شده، براي سكونت استفاده مي‌كردند. اما به تدريج آنجا را تخليه نموده و در حاشيه بقعه شيخ ابوسعيد مسكن گزيدند. در اطراف روستا كبوتر خانه‌هاي متعددي از دوران قديم باقي مانده كه برخي بين پنجاه تا صددرصد ويران شده اند.

    مسجد جامع ابوالخير

    در كنار بقعه ابو سعيد ابوالخير مسجدي  كوچك وجود داشت . زمين اين مسجد را فرد خيري به نام حاج آقا محمد صابري اهدا نموده بود . در كنار اين مســـجد حجرة كوچـــكي نيز قــرار داشت كه آنرا «غريب خانه» مي‌گفتند. در روزگاران قديم برخي از رهگذران ، درويشان و گداياني كه از اين روستا عبور كرده و جايي براي اقامت نداشتند ، در غريب خانه اطراق كرده و از سرما و گرما در امان مي‌ماندند. 

    با افزايش جمعيت و نياز به توسعه مسجد مردم تصميم گرفتند مسجد قديم و غريب خانه را تخريب و به جاي آن مسجدي با ساخت و ساز محكم بسازند. اين اقدام مهم با همت و تلاش مردم ، بزرگان و خيرين روستا از جمله مرحوم حاج آقا ميرزا محمود صابري و مرحوم حاج سيد اسماعيل محمدي در سال 1365 ه. ش آغاز شد و به تدريج مكاني مناسب براي اقامه نماز جماعت و ساير برنامه‌هاي مختلف مذهبي تهيه گرديد

    در كنار اين مسجد حسينيه چهارده معصوم (ع) كه زمين آن را مرحوم دكتر مصطفي زين الدين اهداء نموده بود،  در حال ساخت مي‌باشد.

    اسفندياران

     

     

     

    اسفنداران

     

     


    الف – اوضاع جغرافیایی و تاریخی منطقه

    موقعیت جغرافیایی

     

    «روستایی اسفنداران واقع در منطقه جرقویه در میان مدارهای 16ً و° 31 تا 28ً و° 32 عرض شمالی و °51  وً 49تا° 53 طول شرقی از نصف النهار گرینویچ جای گرفته است. »

     فاصله آن با مرکز استان  یعنی اصفهان 180کیلومتر و با مرکز بخش یعنی شهر حسن آباد 50کیلومتر می باشد . از شمال غرب به اصفهان ٬از مغرب به شهرضا از شمال شرق به باتلاق گاوخونی واز جنوب به آباده٬  از جنوب شرقی به ندوشن یزد منتهی می شود.

     

    چگونگی قرار گرفتن اسفنداران در تقسیمات کشوری

     

    «تا قبل از تیموریان (771ه ق)اسفنداران و جرقویه جنوبی پیرو استان فارس بود.بروزگار تیموریان در بخش بندی سرزمین گرکویه که تا پایان سده هفتم ه ق نیمه شمالی ان.....

     

    فصل دوم: پیشینه تاریخی

    الف – اوضاع جغرافیایی و تاریخی منطقه

    موقعیت جغرافیایی

     

    «روستایی اسفنداران واقع در منطقه جرقویه در میان مدارهای 16ً و° 31 تا 28ً و° 32 عرض شمالی و °51  وً 49تا° 53 طول شرقی از نصف النهار گرینویچ جای گرفته است. »

     فاصله آن با مرکز استان  یعنی اصفهان 180کیلومتر و با مرکز بخش یعنی شهر حسن آباد 50کیلومتر می باشد . از شمال غرب به اصفهان ٬از مغرب به شهرضا از شمال شرق به باتلاق گاوخونی واز جنوب به آباده٬  از جنوب شرقی به ندوشن یزد منتهی می شود.

     

    چگونگی قرار گرفتن اسفنداران در تقسیمات کشوری

     

    «تا قبل از تیموریان (771ه ق)اسفنداران و جرقویه جنوبی پیرو استان فارس بود.بروزگار تیموریان در بخش بندی سرزمین گرکویه که تا پایان سده هفتم ه ق نیمه شمالی آن پیرو شهر پارپا در استان اصفهان و نیمه جنوبی آن پیرو استان پارس بود.دگرگونیهای پدیدآمده و نیمه جنوبی آن پیرو شهرستان کشمه (شهرضا) و استان اصفهان گردید...درباره پیوستگی جنوب گرکویه به کشمه در آن زمان گواه ما ٬  نوشته همد الله مستوفی جغرافیا نویس سده هشتم است که شهرک قولجان و شهرک های پیرامون آنرا یکی از بخشهای شهرستان کشمه (شهرضا)دانسته است. » از سال 1333ه ش جرقویه و دهستانهای آن به بخش پیرامون اصفهان پیوست و11سال بعد یعنی 1344 دهستانهای بالا و پائین گرکویه به بخش جداگانه ای دگرگونی یافت و روستای محمد آباد پایگاه بخش نو بنیاد گردید . این روند تا سال 1369 ادامه داشت تا اینکه مرکز بخش از محمد آباد به نیک آباد منتقل گردید. سه سال بهد یعنی در سال 1372 بش گرکویه به دو بخش جرقویه که شامل دهستانهای پائین و میانی به پایگاهی نیک آباد و بخش سپید دشت که شامل دهستان حسن آباد و رامشه به پایگاهی حسن آباد تقسیم شد . ناخشنودی مردم منطقه و پی گیریهای صورت گرفته توسط مسئولین سبب گردید که نام سپید دشت به جرقویه علیا دگرگون شود.

    پستی و بلندی:

    رشته کوههایی که به طور پراکنده در منطقه وجود دارد مانند کلاه قاضی مربوط به دوران کوهزایی سیمیرین پسین می باشد . نزدیکترین کوه مرتفع به اسفنداران سیاه کوه می باشد که در الله آباد واقع شده است . روستای اسفنداران در منطقه کویری و هموار واقع شده است . 

    پستی و بلندیهاو نقاط سوق الجیسی اطراف روستا: 

    سیاه کوه:

    این رشته کوه در جنوب سرزمین گرکویه و باختر دهستان رامشه جای گرفته و تا جنوب خاوری این دهستان پیوستگی دارد. بلند ترین جای آن سیاه کوه و در نزدیکی رامشه2808متر می باشد . پوشش گیاهی و جنگلی این رشته کوه گیاهان کوهی و درختانی چون انجیر و پسته کوهی است . جانوران این رشته کوه نیز همانند رشته کوه پیشین است و افزون بر آن در روزگاران گذشته و تا سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی گله های بزرگی از گورخر در آن دیده می شد و در گذشته یکی از شکارگاههای استان بوده است . 

    تو خونه منصور: 

    در بالای روستای اسفنداران در زمینهای تختی گودالی قرار دارد سر چشمه قنات کت سفید است. 

    قلعه دولت آباد: 

    بالاتر از قولجان قرار دارد که در قدیم دارای زمینهای زراعی بسیار بوده و اکنون قنات مخروبه آن وجود دارد. 

    قلعه ماهی: 

    فاصله آن تا قولجان 4کیلو متر می باشد. 

    قلعه نیسنک: 

    9کیلو متری اسفنداران است اکنون نیز دارای آب و زمین زراعی می باشد . در ضمن جاده سه گنبد کنار چشمه نیسنک می گذرد. که درست روبه روی چاه مزرعه مذکور قسمت شمال  آن یک قبر قدیمی وجود دارد. 

    سه گنبد: 

    در قدیم نقش رباط را داشته و اکنون دارای آب و زمین زراعی می باشد و18کیلومتری اسفنداران قرار دارد. 

    محمود شاه : 

    در مسیر قولجان کاروانسرای دیگری که پس از آن محمود شاه نامیده شده است در 36کیلو متری اسفنداران و از آنجا به شهر ابرکوه و سرانجام به استانهای جنوب و جنوب خاوری می پیوست. 

    چشمه انجیر:

    دارای آب شیرین و گواراست و در هفتصد متری چشمه آب ترشی جای دارد .

    کوشک کوچک (کوچ کوچی): 

    امروزه از گروههای ساختمانی کوشک کوچک تنها جایگاه دیده بانی آن برجاست و بخش های دیگر آن با گذشت زمان ویران شده و سرانجام به گونه تپه هایی از شن وماسه در آمده است. درازاو پهنای کوشک کوچک15*15متر و بلندی آن نیز نزدیک به 15متر می باشد. این مکان در 2کیلومتری احمد آباد و4کیلومتری اسفنداران می باشد.  

    باتلاق گاو خونی و نمکزار خارا: 

    این مرداب و نمکزارکه بر روی هم تنها دریاچه سرزمین گرکویه است در شمال خاوری این سرزمین و در باخته «ندوشن» در استان یزد و جنوب خاوری سرزمین رودشت جای دارد آغاز آن شمال خاوری گرکویه وپایان آن بیابانهای شمالی شهرستان ابرکوه در استان یزد می  باشد و از دیدگاه زمین شناسی در گودال اصفهان – سیرجان قرار گرفته است . «پهنای این مرداب 25ودرازای آن 45کیلومتر است.آب مرداب در زمستانبیشتر است اما در تابستان چون آب زاینده رود در کار آبیاری روستاهای پیرامون بکار می رود اندازه آبهای رسیده نیز کمتر است ٬از گسترش مرداب کاسته می شود . در این مرداب به انگیزه شوری بیش از اندازه آب هیچگونه ماهی و شکار آبی دیده نمی شود ولی چراگاهها ونیزارهای آن جای زندگی جانورانی مانند آهو٬ گرگ٬ شغال٬ روباه و خرگوش و چندین گونه پرنده است٬و همچنین در سالهای پیش٬دسته هایی از پرندگان نام آور به نام فلامینگو از سرزمین سیبری به این مرداب کوچ کرده و در آنجا مندگار گردیده اند. این مرداب در 150کیلومتری خاور شهرستان اصفهان قرار دارد .البته این مرداب در چند سال اخیر به علت کم آبی و قطع شدن آب زاینده رود خشکیده است . این مرداب در شمال شرقی اسفنداران قرار دارد . 

    قله کوه جنّی: 

    این قله کوه حدود 70 کیلومتری اسفنداران می باشد به همین نام یک پیچ وجود دارد به نام گلو جنّی که از آن عبور می کنیم به کوه جنّی می رسیم. 

    گلو بادمی : 

    به خاطر داشتن درخت بادام  به این نام معروف است. 

    کوه عیش: 

    دنباله آن به پشت کویر ابرکوه می رسد و75کیلومتری اسفنداران می باشد. 

    تل سفید: 

    تپه هایی که در 65 کیلومتری جنوب اسفنداران قرار دارد.

    پوزه تنگ: 

    نرسیده به اُواُشتر قرار دارد که حدود40 کیلو متراز اسفنداران فاصله دارد. 

    اُواُشتر: 

    آبگاهی است که چشمه ای دارد و قدیمی است و یک محوطه ای در نزدیکی چشمه وجود دارد که به آن گودی آُواُشتر می گویند و 42 کیلومتری اسفنداران است. 

    قلّه گوش خری: 

    در نزدیکی محمود شاه قرار دارد. 

    اُوشُرشُری: 

    دارای یک چشمه است. 

    چشمه جارویی: 

    چشمه ای که نرسیده به تَل پلویی قرار دارد. 

    تَل پِلُویی:

    یک تپه خاکیِ سفید رنگ است که به شکل پلو روی بشقاب است و سنگ مخروطی شکل بر روی آن قرار دارد.و30 کیلومتربا اسفنداران فاصله دارد. 

    چاه زغالی: 

    قبلاً در اطراف آن زغال سوزانده می شد و اکنون در آن کشت وکار می شود. 

    تلچیا رضا خانی: 

    آبگاهی که در 60 کیلو متری اسفنداران قرار دارد. 

    پوزه گُّری : 

    گُر به جایی گفته می شود که محل رفع خستگی است و چون نقطه محل خستگی انداختن مسافران بوده به آن پوزه گری گفته می شود و 70 کیلو متر از اسفنداران فاصله دارد. 

    چاه قلی : 

    سه فرسنگ از اسفنداران فاصله دارد و دارای قلعه و قنات و کشت و زرع می باشد . به لحاظ داشتن باغ و سر سبزی مردم روستاهای نزدیک برای تفریح مخصوصاً روز 13 فروردین به آنجا می روند. مالکیت آن به چند نفر حارث آبادی است. 

    تل حوض:

    کوه بلندی است مقابل زرد چاه قلی که تل حوض نام دارد. 

    چاه جمال: 

    همان ویژگی های چاه قلی را دارد و در 20 کیلو متری اسفنداران واقع شده است و مالکیت آن متعلق به رامشه ایها است . 

    قلعه زمان آباد: 

    این قلعه که در 8 کیلو متری شمال اسفنداران قرار دارد و به فیض آباد نیز نزدیک بوده است .در زمانهای نه چندان دور (سه دهه پیش) دارای صحرا و آب و زمین کشاورزی و 3 آسیاب آبی بوده است که آسیابهای آن در شبانه روز نزدیک به 50 مَن بار خرد می کرده است . و هم اکنون جز خرابه های آن چیزی باقی نیست . 

    از مسیر اسفنداران به طرف ندوشن یزد که حرکت می کنیم به نقاط زیر برخورد می کنیم. 

    قلعه میر آباد: 

    دارای کشت و زرع و صحرا می باشد قلعه آن دارای حمام و برج بوده است که خراب شده است و اکنون کسی در آن سکونت ندارد. در ضمن یک آسیاب آبی داشته که آثار آن موجود است. 

    تخت سرخ

    بر گفته مردم جنوب گرکویه پیش از اسلام در 40 کیلو متری خاور اسفنداران کنونی قرار دارد که در فصل بعد مفصل توضیح خواهیم داد. 

    رود خانه لاشوری

    ازکوههای جنوبی گرکویه خاوری سر چشمه می گیرد و پس از گذراز ایستگاه بار انداز و سه گنبد در جنوب خاوری اسفنداران و بیابانهای خاور حارث آباد ، سر انجام به مرداب گاو خونی می ریزد. این رود خانه در سالهای پر بارندگی تا پاسی از بهار از آب برخوردار است.فاصله این رودخانه تا اسفنداران 12 کیلو متر و از معدن شن نیز می باشد.

    تا سالهای 1345-1340شبیه بیشه ای بوده و دارای درختان تاغ و گز و قرنیا بوده است که بیشتر آن برای سوخت زمستانی بصورت زغال در آمد و صحرا تهی از این گونه درختان گردید. 

    رود خانه واز (باز): 

    در جاده ندوشن-اسفنداران در فاصله 24کیلو متری واقع شده است . 

    تَل زرد: 

    تپه ای کوه مانند است که خاکی است . 

    بُورنِه چاه: 

    در فاصله 60 کیلو متری اسفنداران قرار دارد. 

    چاه بُورنه: 

    گردنه ای است که چاهی دارد. 

    چاه گَراگِرد:

    70 کیلو متری اسفنداران قرار دارد. 

    چاه سرخ:

    75 کیلومتر تا اسفنداران فاصله دارد.

     

    تذکر:چاههای که در بالا ذکر شد در مسیر اسفنداران-ندوشن قرار دارد واز آنها عشایر جهت آب آشامیدنی و آب دادن گوسفندانشان استفاده می کنند و کشت و زرع پیرامون آنها وجود دارد.

    امام زاده عبد العزيز

    تاریخچه: از تاریخ ساخت و قدمت این بنای مقدس جز اندکی مطلب چیزی در دست نیست و تنها سه طوقی موجود در گلدسته های امامزاده، 960 سال قدمت این مکان را نشان می دهد.

    از هجرت تا شهادت

     در دوره ی حکومت مأمون عباسی و قبل از شهادت امام رضا (علیه السلام)، گروهی از سادات بنی هاشم و برادران آن حضرت به فرماندهی حضرت شاهچراغ، برای دیدار آن حضرت به سوی طوس در حرکت بودند تا اینکه خبر این هجرت، به گوش سران حکومت عباسی رسید. آنها از بیم آنکه مبادا این دیدار اسباب از هم پاشیدن این حکومت را فراهم کند و باعث قدرت شیعه در آن دوره شود، دستور دادند با یک محاصره تمام آن ها را یک جا قتل عام کنند که حتی یکی از آنها هم به طوس نرسد. زمانی که درگیری به اوج خود رسید، خبر شهادت سردار سپاه شیعه -حضرت شاهچراغ- به گوش افراد گروه رسید که باعث از هم گسستن گروه شد و هرکدام از این سادات برای رسیدن به مقصد، راهی را در پیش گرفتند که در بین آنها یک نوجوان خوش سیما به نام علی اصغر بن موسی بن جعفر (عبدالعزیز بن موسی بن جعفر) که برادر امام رضا (علیه السلام) می باشد، وجود داشت که به یکی از مناطق شرق اصفهان ( شاتور) پناه برده و گروهی از مردم بی خبر آن زمان در این منطقه که شناخت زیادی نسبت به ائمه اطهار نداشتند و اگر هم داشتند شناختی نسبت به این نوجوان نداشتند، با افراد حکومت همکاری کرده و زمینه شهادت آن حضرت را فراهم کردند.

    از شهادت تا ارادت

     
    مقتل آن حضرت، در محل مسجد جامع کنونی شاتور می باشد که عده ای از مردم آگاه و دوستدار اهل بیت آن زمان پیکر مقدس آن حضرت را بر روی تپه ای بزرگ به خاک سپردند که آن تپه در شمال غرب و در حدود 500 متری مسجد جامع قرار داشت. تا مدتها بر سر قبر این شاهزاده بارگاهی نبود که به نقل از پیشینیان این روستا بنای اولیه امامزاده به دست تاجر نابینایی بصورت  بقعه ای  کوچک  به

    این نشانه که در این محل، حرم شریفی وجود دارد ساخته شد. که چندین سال بعد در زمان حکومت سلجوقیان گسترش یافت و بعدها در زمان حکومت شاه عباس صفوی که اراده ای خاصی نسبت به آل محمد (صلوات الله علیهم) داشت، بنا را تکمیل کرد. و هم اینک به دست اهالی مؤمن و شهید پرور اسلام آباد رو به گسترش است. که در آن تغییرات چشمگیری به وجود آمده از جمله: ساختمان مهدیه، حجره های مختلف اطراف حرم، بازارچه های جنب امامزاده و سر در و مناره های با شکوه که از کمک های مردمی می باشد.

    قابل ذکر است که این مکان مقدس در مناسبتهای خاص همچون ایام دهه ی فاطمیه، دهه های محرم و صفر و بالأخص در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی و 28 ماه صفر، پذیرای جمعیت چندین هزار نفری از عزاداران و زائرین می باشد.     

    تاریخچه: از تاریخ ساخت و قدمت این بنای مقدس جز اندکی مطلب چیزی در دست نیست و تنها سه طوقی موجود در گلدسته های امامزاده، 960 سال قدمت این مکان را نشان می دهد.

    از هجرت تا شهادت

     در دوره ی حکومت مأمون عباسی و قبل از شهادت امام رضا (علیه السلام)، گروهی از سادات بنی هاشم و برادران آن حضرت به فرماندهی حضرت شاهچراغ، برای دیدار آن حضرت به سوی طوس در حرکت بودند تا اینکه خبر این هجرت، به گوش سران حکومت عباسی رسید. آنها از بیم آنکه مبادا این دیدار اسباب از هم پاشیدن این حکومت را فراهم کند و باعث قدرت شیعه در آن دوره شود، دستور دادند با یک محاصره تمام آن ها را یک جا قتل عام کنند که حتی یکی از آنها هم به طوس نرسد. زمانی که درگیری به اوج خود رسید، خبر شهادت سردار سپاه شیعه -حضرت شاهچراغ- به گوش افراد گروه رسید که باعث از هم گسستن گروه شد و هرکدام از این سادات برای رسیدن به مقصد، راهی را در پیش گرفتند که در بین آنها یک نوجوان خوش سیما به نام علی اصغر بن موسی بن جعفر (عبدالعزیز بن موسی بن جعفر) که برادر امام رضا (علیه السلام) می باشد، وجود داشت که به یکی از مناطق شرق اصفهان ( شاتور) پناه برده و گروهی از مردم بی خبر آن زمان در این منطقه که شناخت زیادی نسبت به ائمه اطهار نداشتند و اگر هم داشتند شناختی نسبت به این نوجوان نداشتند، با افراد حکومت همکاری کرده و زمینه شهادت آن حضرت را فراهم کردند.

    از شهادت تا ارادت

     
    مقتل آن حضرت، در محل مسجد جامع کنونی شاتور می باشد که عده ای از مردم آگاه و دوستدار اهل بیت آن زمان پیکر مقدس آن حضرت را بر روی تپه ای بزرگ به خاک سپردند که آن تپه در شمال غرب و در حدود 500 متری مسجد جامع قرار داشت. تا مدتها بر سر قبر این شاهزاده بارگاهی نبود که به نقل از پیشینیان این روستا بنای اولیه امامزاده به دست تاجر نابینایی بصورت  بقعه ای  کوچک  به

    این نشانه که در این محل، حرم شریفی وجود دارد ساخته شد. که چندین سال بعد در زمان حکومت سلجوقیان گسترش یافت و بعدها در زمان حکومت شاه عباس صفوی که اراده ای خاصی نسبت به آل محمد (صلوات الله علیهم) داشت، بنا را تکمیل کرد. و هم اینک به دست اهالی مؤمن و شهید پرور اسلام آباد رو به گسترش است. که در آن تغییرات چشمگیری به وجود آمده از جمله: ساختمان مهدیه، حجره های مختلف اطراف حرم، بازارچه های جنب امامزاده و سر در و مناره های با شکوه که از کمک های مردمی می باشد.

    قابل ذکر است که این مکان مقدس در مناسبتهای خاص همچون ایام دهه ی فاطمیه، دهه های محرم و صفر و بالأخص در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی و 28 ماه صفر، پذیرای جمعیت چندین هزار نفری از عزاداران و زائرین می باشد.     

     تعداد خانوار : 591

    عنـــوان

    كــــل

    با ســـواد

    بی ســـواد

    كل جمعيت

    2297 نفر

    1791 نفر

    311 نفر

    جمعيت مردان

    1151 نفر

    933 نفر

    122 نفر

    جمعيت زنان

    1146 نفر

    858 نفر

    189 نفر

    چارت مقايسه ای آمار جهت بررسی نسبت ها با جمعيت كل

    آمار جمعيت

     

     

    100 %

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/blue.gif

    كـل جمعيت

    50 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/blue.gif

    نسبت مردان

    50 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/blue.gif

    نسبت زنان

     

    افراد باسواد

    78 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/green.gif

    جمعيت باسواد

    52 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/green.gif

    نسبت مردان

    48 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/green.gif

    نسبت زنان

    افراد بی سواد

    14 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/orange.gif

    جمعيت بیسواد

    39 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/orange.gif

    نسبت مردان

    61 % 

    http://www.vil.ir/images/graph/topgraph.gif
    http://www.vil.ir/images/graph/orange.gif

    نسبت زنان



     

    كاروانسراي شاه عباس با قدمت بيش از 700 سال در روستاي امامزاده عبدالعزيز شاهتور مقابل آستان مقدس اين امامزاده  واقع مي باشد.

    شاه عباس صفوي در زمان حكومت خود 999 كاروانسرا را در جاهاي مختلف ايران بنا نمود كه كاروانسراي شاهتور(رباط) جزو كاروانسراهاي چندضلعي حياط دار مناطق مركزي ايران بشمار مي آيد،

    اين رباط چهار سوك مربع شكل داراي مساحت كلي 5000 متر كه حياط آن شامل مساحت 2000 متر مي باشد. 

    داراي يك درب خروجي و ورودي  اتاقكهاي استراحت  اصطبل هاي استراحت حيوانات  چاه آب و حوضي در وسط حياط آن، اين بنا به منظور حفاظت و جلوگيري از ورود راهزنان داراي 12 برج در قسمتهايي كه احتمال ورود آنها مي رفت ساخته شده است. كارايي اين رباط به حدود 150 سال پيش برمي گردد و به گفته ي بزرگترهاي اين روستا تا 50 سال پيش محل كسب و كار و به نوعي به بازارچه اي تبديل شده بود.

    و هم اكنون اين كاروانسرا يا رباط (اسم محلي) به متروكه اي تبديل شده و روز بروز به مرور زمان تخريب و رو به نابودي است هرچند مدتي پيش معماراني براي بازسازي آن شروع به فعاليت كرده بودند اما بعد از چند هفته كار بدليل ناكافي بودن بودجه دوباره فعاليت آنها متوقف شد و هنوز بعد از مدتها براي ادامه پروژه اقدامي صورت نگرفته، اميداواريم اين رباط بازسازي شود تا با ديدن آن به ياد گذشتگان بيفتيم و با نحوه زندگي در گذشته بيشتر آشنا شويم و مطمئناً با مرمت اين بناي عظيم مكاني زيبا را در اين دهستان بزرگ شاهد خواهيم بود.

     

    احمد آباد جرقويه

    احمدآباد جرقویه، روستایی از توابع بخش جرقویه علیا در استان اصفهان می‌باشد. این روستا در ۱۶۰ کیلومتری جنوب‌شرقی شهر اصفهان ودر ۸۰ کیلومتری شهرضا واقع شده‌است. جمعیت این روستا حدود ۴۵۲ نفر می‌باشد.

    همسایگان روستا

    این روستا در عرض جغرافیایی8324122°۳۱ و طول جغرافیایی 5897074°۵۲ قرار دارد. شمال: روستای فیض‌آباد و روستای حادث‌آباد (که آخرین روستاهای منطقه جرقویه علیا هستند و با استان یزد هم‌مرز می‌باشند)،
    جنوب: سینه سر تختی،
    شرق: مزارع سعادت ابادوروستای مبارکه، روستای
     رامشه، روستای مالواجرد و سپس شهر حسن‌آباد،
    غرب: روستای اسفنداران (که بعد از آن جاده‌ای است که به سمت ایزدخواه و
     شهرستان آباده قرار دارد).

    کشاورزی

    منطقهٔ احمداباد دارای کشاورزی محدود که منابع آن معمولاً سفره‌های زیرزمینی قنات چاه و چشمه‌است.وعمده محصول میوه باغات ان انار می‌باشد

    زبان

    گویش این منطقه اغلب محلی معروف به ولایتی است ودر روستاهای احمدابادو رامشه و مالواجرد فارسی نیز صحبت می‌کنند

    اب وهوا

    با توجه به قرار داشتن احمداباد در منطقه‌ای بیابانی و کویری، دارای آب و هوای خشک نیمه بیابانی است. یعنی تابستان‌های آن گرم و خشک و زمستان‌های آن سرد و خشک می‌باشد. با این وجود بعضی عوامل جوی و طبیعی تا حدودی باعث تغییرات آب و هوایی در احمداباد می‌شود

    مرکز بهداشتی

    این روستا دارای یک مرکز بهداشتی درمانی است که ساختمان ان در نوروزسال ۱۳۹۰ به بهره برداری رسیده‌است وامید است بایاری وهمکاری مرکز بهداشت اصفهان با تجهیزات کامل به بهره برداری کامل برسد در ضمن در اینجا جا دارد از اقای حاج عبدالله کریمی به عنوان خیر مرکز بهداشتی یاد کرد

    دفاع مقدس

    این روستا با بیش از۵۱ شهیدو ده‌ها جانباز و آزاده وایثارگردر راه احقاق حق وپاسداری از ایران عزیز پیشتاز و نمونه در استان اصفهان بوده‌است .

    تاریخ

    تاریخ احمداباد به عهد بهرام گور ساسانی باز می‌گرددکه منطقه جنوبی ان تا قلعه دولت اباد از شکارگاههای بهرام گور بوده‌است و اولین ساکنان احمداباد ظاهرا در قسمت بالای جاده در دهی به نام حسین اباد بوده‌اند که خرابه‌های حسین اباد هنوز در پشت بهشت عباس مشهود است از اسناد تاریخی هحمداباد می‌توان به گلدسته مسجد جامع احمدابادوبقع مبارکه سلطان در بهشت عباس و قلعه چشمه عرب وقلعه بزرگ احمد اباددر کنار باغچه کرم علی(که خرابه‌های ان هنوز پابر جاست واز روی نادانی عدهای از اهالی اول درون قلعه صاف شدو بهداری ساخته شد و در سالهای بعدباز هم از روی نادانی دیگر کامل خراب شد وبه خانهای مسکونی تبدیل شد)

    اشكهران

    شناسائي وموقعيت جغرافيايي روستاي اشكهران

    قبل از بررسي موقعيت جغرافيايي ، شرح مختصري از اصفهان را بيان مي كنيم :

    شهرستان اصفهان با مساحتي حدود 16104كيلومتر مربع و جمعيتي حدود 1609983و تقريبا‌98%مساحت كل كشور را تشكيل مي دهد. اين شهرستان داراي 11شهر و19 دهستان و6بخش مي باشد.

    شهرستان اصفهان داراي شش بخش مي باشدكه عبارتند از:

    1.         بخش بن رود

    2.         جرقويه عليا

    3.         جرقويه سفلا

    4.         كوهپايه

    5.         جلگه

    6.         مركزي

    روستاي اشكهران يكي از روستاهاي بخش بن رود،وتوابع شهرستان اصفهان مي باشد.اين روستااز شرق به شهرستان ورزنه وتالاب گاو خوني،از غرب به بخش جلگه،از شمال به رودخانه زاينده رود ومنطقه كوهپايه وازجنوب به اراضي جرقويه منتهي مي شود.

    در باره ي وجه تصميه اصفهان ،مورخان وجغرافي دانان مطالب زيادي گفته اند  از جمله حكايت ها وافسانه هايي كه به ثبت رسانده اند. اما اغلب معتقدند كه در دوران باستان (پيش از ورود اسلام به ايران ) اصفهان مركز تجمع سپاه مناطق جنوبي ايران مانند كرمان و فاس بوده وحالت پادگان نظامي داشته است. به همين دليل آنجا را سپاهان يعني محل استقرار سپاهيان نظامي مي گويند

    اصفهان از دير باز مورد تهاجم سلاطين بزرگ بوده است .ما دراينجا به منظور آشنايي بيشتر با گذشته ي اصفهان  ذكر نمونه اي از حوادث تاريخي اصفهان در دوره ي آق قويو نلو هارا مفيد مي دانيم :

    (( زناني كه سرهايشان را بريدند وموهايشان را تراشيدند))

    هر چند كه در دوره ي  آق قو يو نلوها ، اصفهان رونق مختصري داشت ولي در زماني كه اصفهان تحت فرمان تركمنان چادر نشين (قرا قو يونلوها و آق قو يو نلوها )بود آسيب هاي فراواني ديد وجمعيت آن به شدت كاهش يافت . در اين زمان مردم اصفهان در اثر ستم فراوان دست به طغيان زدندازآن جمله در زمان جهان شاه قراقويونلوها ، مردم اصفهان سر به شورش برداشتند واز اطاعت آنها سر پيچي كردند . در پي اين امر جهان شاه سپاه بزرگي به اصفهان فرستاد وفرمان داد كه شهر را بسوزانند ومردم را قتل عام كنند. او به سربازان گفت :اصفهان را بسوزانيد و مردان آنجا را از دم تيغ بگذرانيد و هر كس بايد حداقل سر يك نفر از مردان را به نزد من آورد.

    با اين فرمان سپاه به اصفهان هجوم برده وهمه مردان اين شهر را كشتند . جمع زيادي از سربازان توانسته بودند سري را به نزد شاه ببرند .ولي آنهايي كه نتوانسته بودند سري ببرند زنان بي دفاع را مورد هجوم قرارداده وسرآنها را تراشيده وچنين وانمود كردند كه سر مردي را ازتنش جدا كرده وبه نزد شاه آورده اند.طي اين حمله سربازان، شهر اصفهان خسارت مالي وجاني فراواني را متحمل شد.]

    شهرستان اصفهان داراي شش بخش مي باشد:

    1-   بخش بن رود

    2-   بخش جرقويه عليا

    3-   جرقويه وسطا

    4-   كوهپايه

    5-   جلگه

    6-   مركزي

    شهرستان اصفهان با مساحتي حدود 16104كيلو متر مربع وجمعيتي حدود 1609983و تقريبا98% مساحت كل استان را تشكيل مي دهد.اين شهرستان داراي11 شهر و19 دهستان و6 بخش مي باشد .

    روستاي اشكهران يكي از روستاهاي بخش بن رود از توابع شهرستان اصفهان ميباشد.اين روستا از شمال به رودخانه زاينده رود و منطقه كوهپايه ،از جنوب به اراضي جرقويه ، از شرق به شهرستان ورزنه وتالاب گاو خوني واز غرب به بخش جلگه منتهي مي شود .

     

    وجه تصميه اشكهران «اشكهران از ديد تاريخ نويسان»

    حمدالله مستوفي درباره ي ناحيه رويدشت كه يك از نواحي اصفهان در قرن هشتم به حساب مي آمده گفته است كه منطقه رودشت شصت پاره ديه (ده) داشت كه از بين آنها  ورزنه ، اشكهران (اشكهران ) ، قورتان ( قولفان )و كمندان ، معظم  قواي آن  بوده است.(مستوفي حمدا لله قدهه القلوب،صفحه 51)

    كه در هر يك به گفته مستوفي كمابيش هزار خانه وجود داشته است. همچنين بازارها ومساجد ومدرسه وحمام وخانقاه در هر كدام از روستاهاي مزبور ساخته شده است (كه هنوز آثاري از انبارها وقلعه هاي آن زمان در اين روستا به جاي مانده است كه خود صحت اين مطلب را تائيد مي كند .)

    بناهاي قديمي روستاي اشكهران

    قلعه

    قلعه اشكهران بزرگترين عامل در جلوگيري

    از تهاجم قبيله ها وديگر قشرها بوده است . در

    گذشته به علت اينكه جمعيت روستاها كم ووسايل

    دفاع  ابتدايي شامل اسلحه هاي سرد بوده  است .

    مردم روستا جهت مقابله با خطرات ومقابله با راهزنان كه گاه وبيگاه به جان ومال روستائيان دستبرد ميزدند ،به صورت اجتماعي در داخل اين قلعه ها ودژهاي بلند زندگي مي كردند .

    در قسمت غربي روستاي اشكهران يك قلعه بسيار بزرگ بنا شده است كه در چهار گوشه آن چهار برج قرار گرفته است .در اطرا ف اين برج ها سوراخهايي جهت تير اندازي ونظارت به اطرا ف ايجاد شده است. ارتفاع برجها در حدود12 متر است . يك درب بسيار بزرگ در قسمت شرقي اين قلعه واقع شده است كه به درون آن راه دارد. الان نيز اين قلعه خالي از جمعيت است ولي ازبناهاي بجا مانده جهت برخي كارها استفاده مي شود .

    لازم به ذكر است كه بزرگترين قلعه در اين بخش در روستا ي قورتان است كه اين روستا در يك كيلو متري اشكهران واقع مي باشد ودرگذشته  هنگام هجوم راهزنان ، مردم روستاهاي اطراف به آن قلعه پناه مي بردند .

    انبار آب

    يكي از بناهاي قديمي اين روستا ،انبار

    قديمي مي باشد كه به شيوه اي خاص

    وزيبا ساخته شده است .چون اين منطقه

    از روزگار قديم با مشكل كم آبي مواجه

    بوده است ، لذا انبارهايي در روستا بنا

    مي كردند ودر مواقع لزوم آن را پرآب

    مي كردند ودر مخزن انبار تا چندين ماه ذخيره مي كردند . انباري كه در حال حاضر در روستا به شيوه سنتي  بنا شده است درساخت وساز آن از مصالحي چون آجر،گل ومواد ديگري استفاده شده  و به صورت گنبدي آن را بنا كرده اند .از اين نمونه فقط يك مورد بيشتر ساخته نشده است .علت آن شايد به خاطر كمي جمعيت وكوچك بودن روستا بوده است . البته اين انبار از نظر  بهداشتي داراي مشكلات زيادي بوده است. نكته جالب در بناي اين انبار اين است كه ساختمان انبار طوري بنا شده است كه آب آن هميشه خنك وسرد است وبر فراز اين انبار بادگيرهايي جهت خنك نگه داشتن آب انبار ساخته شده است. در حال حاضر ازآب اين انبار استفاده نمي شود وقبل ازاينكه  آب آشا ميدني به اين روستا لوله كشي شوداين انبارها به وسيله تانكرهاي آب پر ميشد وآب آن مورد استفاده قرار مي گرفت.

    پل قديمي

    پلي كه به دست يك معمار يزدي و باهمكاري مردم روستا در سال     برروي رودخانه  زاينده روددركنارروستاي اشكهران ساخته شد،درعرض چند روز توسط سيلاب ويران شد وبه گفته قدماي محل  اين پل هنوز به طور كامل ساخته نشده بود كه به دليل كوتاه بودن ستونهاي

    آن وفاقد استحكام بودن در اثر سيلابي كه در اين رودخانه جاري شد ،فرو ريخت كه بعدا روي اين رودخانه پل سيماني ديگري بادقت بيشتري بناشد.

    برج هاوكبوترخانه ها

    تقربيابيشترروستاهاي قديمي توابع اصفهان داراي برج هاوكبوترخانه هايي مي باشندكه اشكهران نيز يكي از اين روستاهامي با شدكه در آن كبو تر خا نه ديده مي شود.وجوداين برجهاوكبوترخانه ها مزايائي داشته است.ولي الان هيچ استفاده اي ازاين كبوترخانه هانمي شود.چون اين كبوتر خانه هابيشتر در مزارع ساخته مي شد،مي توان فهميدكه ازفضله آنهابه عنوان كود استفاده مي شد. اين برجهارافقط به كبوتران اختصاص مي دادندتاكبوتران ازمزارع به راحتي غذاي خود را تامين كنند واز طرف ديگر كشاورزان بتوانند از فضولات آنهابه عنوان كوداستفاده كنند.به گفته قدماي روستااستفاده هاي ديگري كه ازاين برجهامي شد ،اين بودكه عده اي ازروستائيان درداخل اين برجهابه نگهداري از مزارع و روستامي پرداختندوبه همين خاطراينكبوترخانه ها بيشتر درسر راه اصلي ورود به روستابنامي شد.زيراهمان طوركه گفته شد در قديم الايام غارت ودزدي بسيار رايج بوده است .

    امام زاده بابا شيخ علي

    اين امام زاده با قدمت نسبتاً زياد در نزديكي گلستان شهدا واقع شده است.طبق مندرجات كتيبه اي كه اخيراًدر مورد اين بنا در دسترس قرار گرفته است اطلاعا ت بيشتري را در مورد بيو گرافي فرد مذكور دراختيار ما قرار مي دهد.

    موقعيت عمومي- خصوصي

    وجه تسميه ي بن رود

    بن به معني ريشه وانتها و به دليل قرار گرفتن در انتهاي رود خانه ي زاينده رود،بن رود نام گرفته است.

    جمعيت اين بخش در حدود 27000نفر است  بخش بن رود داراي يك شهرستان به نام ورزنه ،دو دهستان و17 روستا است .اين بخش در حدود4/13 درصد از وسعت شهرستان اصفهان را به خود اختصاص داده است.

    روستاي اشكهران كه يكي از روستاهاي اين بخش ميباشد به علت واقع شدن در مجاور رود خانه زاينده رود از يك طرف ونيز احاطه شدن به واسطه باغهاودشتهاي اطراف از طرف ديگر،از طبيعتي بسيار سبز بر خوردار مي باشد.

    آب وهوا

    ميزان متوسط بارندگي ساليانه اين روستا با ميزان متوسط بارندگي شهر ورزنه كه در فاصله 5كيومتري اين روستا واقع شده است،تفاوت محسوسي دارد .اين ميزان بارندگي در حدود 85 ميلي متر است.

    آب و هواي گرم وخشك به علت مجاورت با كوير داراي تابستان هايي خيلي گرم وزمستان هايي نسبتا سردي مي باشد.به همين علت اختلاف درجه حرارت در شب و روزمتفاوت مي باشد .خشك ترين ماههاي اين بخش در ماههاي تير ومرداد مي باشدكه مي توان گفت بارندگي اصلا وجود ندارد.

    پوشش گياهي

    شرايط نسبتا مساعد آب وهوايي وجنس مرغوب خاك در اين منطقه پوشش گياهي خوبي راايجاد كرده است ،به علت كم بودن بارندگي در اين منطقه وواقع شدن دركنارمنطقه كويري كشت ديم اصلا صورت نمي گيرد. بيشتر محصولاتي از قبيل گندم وجو ،چغندر قند پنبه ،يونجه و محصولاتي جاليزي مانندخربزه ، هندوانه ،گوجه ، خياررامي توان نام برد.كه ازاين قبيل ميوه هانيز درحداستفاده عموم روستابه عمل مي آيد.

    بقولات وسبزيجات

    بزيجات اين روستا شامل محصولات زير است :شاهي،تره،تربچه،ريحان نعناع، شنبليله

     جعفري، چغندر، زردك (هويج)،بادمجان، شلغم،كدو، پياز

     كه بيشتراين محصولات به اندازه نياز ومصرف خانواده ها به عمل مي آيد .

    محصولات كشاورزي

    وميوه ها

    سابقاگندم روستاي اشكهران ومنطقه «بن رود»چندان خوب نبوده است.

    به همين جهت ازنان محلي آن هيچ وقت تعريف نمي شد.

    ولي درحالحاضرگندم دراين بخش وبلوك رويدشت ازنوع بهترين گندم محسوب مي شود.

    از سايرحبوبات ومحصولات پنبه ،جو، ارزن ذرت ، كنجد ، شاهدانه وسياهدانه مانند ساير نقاط بخش  به عمل مي آيد.

    يونجه سهم عمده غذاي حيواتات در اين روستا مي باشد .

    يونجه اي كه دراين روستا كاشته ميشود تا 7 مرتبه چيده ميشود ودوام آن تا 7 الي8 سال مي باشد.

     دراين روستاعلف شيرين بيان به مقدار فراوان به چشم مي خورد.

     به طوري كه امسال يعني در سال 81 مقدار زيادي از اين گياه جمع آوري شد

    وبه شهرستان هايي مانند شيراز فرستاده شد. به زبان محلي، اين گياه ‏‏ًٌُُ‏«چيله» يا« آند» نام دارد.

    اقسام ميوه ها

    از درختان ميوه اي كه در اين روستا زياد به چشم مي خوردمي توان به درخت توت واناراشاره كرد.

    درختان ديگري مانند زردآلو ،آلوچه ،شكرپاره ،سنجد ،پسته، انار، انگوروانجير نيز

    در باغهاي اين روستاسابقامحصولات خوبي در برداشتند

    ولي اخيرابه خاطر زمستان سردي درسال375 1 باعث شد كه ييشتر درختان باغ ها

     از جمله انار مورد تهاجم اين سرماقرارگيرد به طوري كه اين نوع درخت به ندرت در روستايافت مي شود.

    درختچه هاي گل

    از درختان گلي كه در اين روستا پرورش داده مي شوند

    فقط به درختان گل سرخ،آتشي وگل محمدي مي توان اشاره كرد.

    ازگل محمدي بيشتر درتهيه گلاب استفاده مي شود.

    فصل گل دهي اين درختچه ها در فصل بهار  به مدت كوتاهي مي باشد.

    پرندگان

    اين روستا به دليل سرسبز بودن و خوش آب وهوا بودن

     واز همه مهمتر قرار گرفتن در كنار رود خانه زاينده رود زيستگاه پرندگان بسياري بوده است .

    از پرندگان در اين بخش مي توان كبوتر خانگي و صحرائي ،گنجشك وسارا رابه تعداد بيشمار يافت .

    يك نوع گنجشك در اين بخش كاكلي نام دارد كه مانند خروس تاج دارد .

    نوع ديگر آن كلاغ وزاغ كه به آنها كلاغ زنگي نيز گفته مي شود،در اين منطقه ديده ي شوند .

    در اطراف رود خانه پرندگاني به نام هاي

    لاشخور و لك لك نيز ديده مي شوند.از انواع پرندگان مي توان غاز،اردك،پرستو وجغد را نام برد  را نام برد.

    حيوانات وحشي واهلي

    روستاي اشكهران همانطوركه قبلا  گفته شد 

    به علت مجاوربودن با رود خانه زاينده رود ونزديك بودن با باطلاق گاو خوني

    در طول فصل هاي سال كما بيش محل زيست بيشتر حيوانات اين باطلاق بوده است

     از جمله :گرگ، شغال، روباه، گراز،

     

    اندلان


     در ابتدا روستای اندلان شکل گرفته سپس یک شهرک مسکونی در نزدیکی اندلان توسط یک شرکت مهندسی احداث می‌گردد که در حال حاضر شهرک اندلان نامیده می‌شود. در واقع روستای اندلان شامل دو محله اندلان و شهرک است. با توجه به اینکه احداث شهرک بر اساس نقشه از پیش طراحی شده بوده است در آن امکانات رفاهی از جمله مدرسه خانه بهداشت و ... در نظر گرفته شده بوده است ولی برخی از آنها احداث نگردید و در حال حاضر محله اندلان برخی از نیازهای خود از جمله مهدکودک و امکانات کشاورزی خود را از شهرک تامین می‌کند و محله شهرک نیز برخی از امکانات مورد نیاز خود را از محله اندلان تامین می‌کند.

    شرایط اقتصادی و فرهنگی هر دو محله تقریباً مشابه است و از این لحاظ تفاوتی بین دو محله روستا وجود ندارد

    اراضی کشاورزی روستای اندلان

    با توجه آمار و اطلاعات موجود در روستای اندلان 475 هکتار زمین کشاورزی وجود دارد.

    صنايع

    تعداد شاغلين در بخش صنايع در اين روستا 95 نفر معادل88/31 درصد كل شاغلين مي‌باشد. متوسط درآمد مردان شاغل در بخش صنعت 2500 هزار ریال درنظر گرفته شد.

    در روستاي اندلان فعاليت قاليبافي به عنوان يكي از منابع تأمين درآمد براي زنان و دختران روستايي است. نوع فرش‌هاي توليدي اين روستا عمدتاً نائيني است كه در اندازه‌هاي مختلف 5/2×5/3 و 5/1×5/2 متر توليد مي‌شود. به طور متوسط هر بافنده در هر سال يك فرش متوسط نائيني5/2×5/1 متر توليد مي‌كند. با توجه به گفته ساکنین روستا طی دو ماه گذشته یک کارگاه قالی بافی در یکی از خانه‌ها روستا دایر شده است. درآمد حاصل از فروش هر متر مربع قالی28/914 هزار ریال است. با توجه به اینکه اکثر دارهای قالی موجود در روستا متعلق به بافنده نیست نصف قیمت فروش قالی به بافنده تعلق می‌گیرد، که با در نظر گرفتن مدت زمان لازم برای بافت آن به طور متوسط درآمد هر نفر شاغل در بخش صنایع دستی به طور متوسط ماهانه 6/666 هزار ریال خواهد بود.

    خدمات

    از كل 298 نفر افراد شاغل روستاي اندلان حدود 92 نفر معادل 87/30 درصد كل شاغلين، در بخش خدمات فعاليت مي‌كنند. از جمله فعاليت‌هاي خدماتي در اين روستا فعاليت تجاري و کارگری را مي‌توان نام برد. 7 نفر از افراد شاغل در بخش خدمات به فعالیت‌ها فنی می‌پردازند و 85 نفر دیگر به سایر فعالیت‌های خدماتی اشتغال دارند. متوسط درآمد در بخش خدمات 2000هزار ریال درنظر گرفته شد.

    - وضعيت آموزش

    روستاي اندلان در حال حاضر داراي  دو باب واحد آموزشي در مقطع ابتدايي است که یکی از آنها (شهید شکرالله شیرازی اندلان) تبدیل به مرکز فرهنگی شده که از آن استفاده خاصی صورت نمی گیردو تنها در تابستان فعال است و دیگری مدرسه سردار شهید صالح شریعتی اندلان است، که به صورت مختلط می‌باشد.

    - بررسي سواد

    براساس اطلاعات رسمي سال 1386 از جمعيت  1164 نفري روستاي اندلان 1069 نفر 6 ساله و بالاتر هستند كه از اين تعداد 846 نفر باسوادند بنابراين ضريب باسوادي روستا در سال 1386 برابر با 1/79 درصد مي‌باشد كه 4/53 درصد  با سوادان را مردان و 6/46 درصد را زنان تشکیل می‌دهند.

    تعداد و نرخ رشد جمعيت روستاي اندلان

    جمعيت روستاي اندلان در سال 1335 معادل 114 نفر بوده است كه با نرخ رشد 8/4 درصد به 185 نفر در سال 1345 و با نرخ رشد 5/9 درصد به 483 نفر در سال 1355 رسيده است.

    در سال 1365 جمعیت روستای اندلان به 792 نفر رسیده که نشان دهنده رشد9/4 درصدی در طی سالهای 1355 تا 1365 است. در طی سالهای 1365 تا 1375 جمعیت اندلان به1053نفر رسیده که رشدی معادل84/2 را نشان می‌دهد. در دهه اخیر نرخ رشد اندلان1/1 بوده و جمعیت آن در سال 1386 به 1164 نفر رسیده است.

     بعد خانوار

    تعداد و بعد خانوار با نرخ رشد جمعيت و سنت‌هاي جامعه ارتباط دارد مثلاً در جوامعي كه خانواده‌هاي گسترده دارند تعداد خانوار كمتري ديده مي‌شود.

    در سال 1355 تعداد خانوار روستاي اندلان 101 خانوار بوده و بعد خانوار در اين سال8/4 مي‌باشد. در سال 1365 تعداد خانوار افزايش داشته و به 160 خانوار با بعد 5 نفر رسيده است در سال 1375 تعداد خانوار به 234با بعد 5/4رسيده و بالاخره در سال 1386 تعداد خانوار به303 خانوار با بعد7/3 نفر رسيده است.

      ساختار جنسي و سني

    براساس آمار 1386 مركز بهداشت روستاي اندلان از 1164 نفر جمعيت كل 597 نفر را مرد و 567 نفر را زن تشكيل داده‌اند. بر همين اساس از جمعيت كل روستا 2/51 درصد را مردان و 8/48 درصد را زنان تشكيل داده‌اند كه با توجه به اين آمارها نسبت جنسي در سال 1386 برابر با 3/105 نفر يعني در مقابل هر 100 نفر زن تعداد 3/105 نفر مرد وجود دارد.

    جمعيت روستاي اندلان

    بر اساس اطلاعات دريافتي از دهيار محترم روستاي اندلان آخرين جمعيت روستا تا ۳۱/۰۱/۱۳۸۹به شرح زير ميباشد:

    مرد:۵۸۵

    زن:۵۶۴

    جمع كل:۱۱۴۹

    آثار تاریخی اندلان

    * قلعه اندلان : اندلان در قدیم دارای قلعه ای بود که به مرور از بین رفت و در سالهای دهه 60 بکلی ویران شد و امروزه از آن  چیز زیادی بجا نمانده است .

       * خانه قدیمی: این خانه در ضلع غربی قلعه واقع است و در ورودی آن هم به داخل قلعه باز میشده . در ضلع غربی و شمالی دارای چندین اتاق کوچک و بزرگ است که هر یک از این اتاقها محل زندگی یک خانوار بوده است . در ضلع جنوبی خانه در قدیم محل نگهداری احشام بود و یک چاه آب هم جهت مصارف افراد وجود داشت اما امروزه از آنها خبری نیست . خانه مورد نظر بیش از  بیست سال است که خالی از سکنه میباشد و امروزه در اختیار یکی از اهالی محل است و در آن چند درخت کاشته است و کس دیگری به آن رفت و آمد ندارد خود من شاید در حدود شش یا هفت سال پیش آنهم از روی بام خانه مجاور درون آنرا دیده ام .

       * دیوار قلعه: از دیوارهای قلعه تنها چیزی که بجا مانده و در معرض دید است یک قطعه حدودا چهار یا پنج متری است که در گوشه جنوب غربی قلعه قرار داشته و در پشت مسجد واقع است . این دیوار هم اکنون نزدیک به چهار متر ارتفاع دارد . ضخامت این دیوار در پایین در حدود 70 یا 80 و در بالا در حدود 30 تا 40 سانتیمتر است . چند دیوار کوچک و بزرگ هم وجود دارد که جزء دیوارهای اصلی قلعه نبوده بلکه دیوار حائل بین قلعه و خانه های اطراف بوده و هنوز هم بعنوان دیوار خانه ها مصرف میشود . 

       * کُله چی ها _kole chi : کُله در اصطلاح محلی یعنی اتاق و چی در اصفهان و اطراف به معنی کوچک بکار میرود . کُله چی ها معمولا چهار گوش و با سقف گنبدی هستند که در وسط سقف آنها سوراخی به قطر نیم تا یک متر وجود دارد که برای نور و تهویه استفاده میشده است . تعداد این کُله چی ها در حال حاضر به ده عدد نمی رسد که اکثرا در داخل خانه های اهالی است و بعنوان انباری یا کاهدان یا طویله استفاده میشود . اما مهمترین آنها کُله بَگوم جان است که گوشه جنوب غربی و در کنار همان دیواری که گفته شد قرار دارد . و یکی دیگر هم در ضلع شرقی قلعه میباشد که تا چند سال پیش فردی بنام رضا شیر در آن زندگی میکرد . رضا شیر فردی آرام و ساکت ، دوست داشتنی و بدور از دنیای بقیه آدمها بود که بعضی ها او را دیوانه میخواندند . و بعد از مرگش خانه اش همانطور مانده و کسی با آن کاری ندارد .

       * برج قلعه : آخرین برج باقی مانده از قلعه اندلان چندین سال توسط یک پیرزن مهربان نگهداری شد ولی متاسفانه پس از فوتش دیگر کسی به آن رسیدگی نکرد و در نهایت در اسفند ماه سال 85 به چنگال لودر سپرده شد و بکلی از بین رفت . این برج در حدود پنج متر یا بیشتر ارتفاع داشت و دارای سه طبقه بود . طبقه اول با ارتفاع حدود 2.5 متر و طبقه دوم با ارتفاع کمتر از 2 متر و طبقه آخر که بدون سقف بود دیوارهایی با ارتفاع حدود 1.5 متر داشت. این برج بصورت گرد بود و قطر آن در پایین در حدود چهار متر بود .( البته این اعداد و ارقام همگی نسبی است و هیچکدام دقیق نمیباشد )

    * مسجد اندلان : مسجد اندلان در ضلع جنوبی قلعه واقع شده بود و بکلی از بنای قلعه جدا بود .

     شبستان مسجد یک بنای خشت و گلی بود که دارای نه غرفه تقریبا 5 در 5 متری گنبدی با ارتفاع چهار متر و چهار ستون اصلی هر یک به قطر دو متر بود. هر یک از این ستونها بصورت یک اتاقک چهارگوش خشتی بود با دو متر ارتفاع که درون آنرا با کاه و نخاله پر کرده بودند و روی آنرا پوشانده بودند و پایه های سقف مسجد بر روی دیوارهای این ستونهای مربع شکل استوار شده بود . در وسط حیاط آن یک درخت توت بزرگ و پر بار وجود داشت و یک حوض آب 2 در 3 متری. درخت توت را در سالهای دهه 70 بریدند و کم کم در حیاط مسجد شبستان جدیدی احداث شد و در سال 1385 شبستان قدیمی هم بطور کامل خراب شد . 

    * خندق اندلان : خندق اندلان در فاصله حدود چهارصد متری جنوب شرقی روستا قرار دارد . خندق محوطه ای وسیع و گود بود که در فصل بارندگی آب باران و برف در آن جمع شده و در بقیه سال از آن برای کشاورزی استفاده میشد . خندق اندلان نیز در سالهای دهه 60 از رونق افتاد و مدتی بعنوان زمین فوتبال مورد استفاده قرار میگرفت در روز های عید فطر هم نماز عید در آن برپا میشد . در سالهای دهه 70 به مرور آنرا پر کردند و در حال حاضر بعنوان زمین کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد .

       * دیوارهای قدیمی : در ضلع شمالی و در فاصله حدود پنجاه تا صد متری خندق دو دیوار بزرگ خشتی وجود دارد که با زاویه نود درجه از یکدیگر قرار گرفته اند و مشخص است که قسمتی از یک بنای چهار دیواری بوده است که داخل آن دارای معماری زیبایی بوده که متفاوت با معماری روستا و روستا های اطراف میباشد و احتمالا قدمت آن خیلی زیاد است. البته اینکه سقف دار بوده یا نه معلوم نیست و نیز مورد کاربرد آن هم هنوز مشخص نشده است .

       * بقعه پیر جعفر : بقعه پیر جعفر یک چهار دیواری مسقف در سمت شرق روستا و در فاصله حدود چهارصد متری قرار داشت که توسط عوامل جوی سقف آن فرو ریخت و سپس آنرا کاملا خراب کردند و ساختمان جدیدی برای آن در دست ساخت است .

       * درخت سرو کهنسال : درخت سرو کهنسال در حدود سیصد متری جنوب غربی روستا است . این درخت بشکل یک دو شاخه بزرگ بود و منظره زیبایی را برای محوطه اطرافش بوجود آورده است . متاسفانه چند سال پیش بر اثر بی احتیاطی یک چوپان نادان درخت آتش گرفت و قسمت عمده ای از تنه آن از ناحیه مغز چوب از بین رفت و همین عامل باعث شد که به مرور شاخه های آن خشک شود و یکبار دیگر هم در حدود دو سال پیش دچار آتش سوزی شد . شاخه شمالی این درخت در زمستان گذشته ناگهان واژگون شده و بعلت سنگینی هنوز در جای خود قرار دارد و شاخه دیگر هنوز پابرجا است ولی متاسفانه در حال نابودی میباشد

    امامزاده قاسم

     

    روستای امامزاده قاسم واقع شده دربخش کوهپایه اصفهان که نام روستاازهمان امامزاده لازم التعظیم که فرزند امام کاظم (ع )است وآنجامدفون هستند گرفته شده  است.

    این روستا واقع درضلع جنوبی ۸۵ کیلومتری  جاده اصفهان به نایین  است از جنوب با شهر هرند و شاهمراد ازشرق با مزرعه های یحیی آبادومزرعه خان  از شمال شرق باشهر تودشک  واز غرب باشهر کوهپایه (مرکز بخش )وروستاهای جزه وکمال بیک وازشمال با روستاهای دستگرد ومشکنان همسایه است. وجودبارگاه مقدس امامزاده قاسم (ع) وبناهای باستانی مانند آب انبار  وبرجهای نگهبانی ومسجد جامع وقنات وبنای یخچال وآسیاب قدیمی ومزارع وباغات سرسبزو...ازجاذبه های روستا می باشد .

     امازاده قاسم ازقدیم الایام ملجع زائران زیادی بوده بحمدالله درب امامزاده هم برروی زائران دائما  بازاست ایام سوگواری ائمه( ع )  هیئت های مذهبی به این امامزاده میآیند  تاسوعاوعاشورا ی حسینی این امامزاده قیامتی بر پاست تمام هیئتهای مذهبی منطقه جهت عزاداری وارادت به اینجا  میآیند -

    بركان

    روستای برکان از توابع براآن جنوبی در 20 کیلومتری شرق اصفهان در مجاورت امام زاده ابوالقاسم ابن موسی بن جعفر قرار دارد.

    جمعیت روستا بالغ بر 2000 نفر می باشد که کار اکثر مردم کشاورزی است

     

    بلان

     

    روستای بلان یکی ازروستاهای کم جمعیت بخش بن رود با71 خانواروتعداد 350نفردرضلع جنوبی رودخانه زاینده رودواقع است وفاصله آن بامرکزبخش 12کیلومترمی باشداین روستا درکنارروستای قورتان قرارگرفته ویک پل بین دوروستاارتباط آندورابه هم وصل می کند.اهالی روستااکثراکشاورزودامداربوده وتعدادی هم به شغل های آزادروی آورده اندازآثارتاریخی این روستاآب انبارشاه عباسی می باشدکه جلوه زیبایی به این روستاداده است همینطوریک کبوترخانه زیبا وگورستان قدیمی ازدیگرآثازتاریخی این روستا بشمارمی رود.اهالی این روستادرگذشته ازروستای قورتان به این روستا که به شکل مزرعه بوده کوچ کرده وبه مروردرآنجاساکن شده اند.

    پيكان جرقويه

     روستای پیکان جرقویه در 70 کیلو متری خیابان آبشار دوم اصفهان واقع شده است.زبان مردم این روستا پهلوی اوستایی( گبری) میباشد.از افتخارات این روستا تقدیم کردن 45 شهید به این خاک پر گهر بوده است.از دیگر وقایع مهم روستا عزاداری و تعزیه خوانی های ماه محرم میباشد.اگر به روستای ما گذرتان افتاد حتما از چشمه ی محمد نوجوان دیدن کنید و هم چنین از قلعه باستانی ( کرمعلی) که در کنار حسینیه قمر بنی هاشم (ع) قرار دارد.

    ****************

    بخش‌ جرقویه سفلی، واقع‌ در مغرب‌ و جنوب‌غربی‌ شهرستان‌ اصفهان‌، از شمال‌ به‌ بخشهای‌ مرکزی‌ و جلگه‌ در شهرستان‌ اصفهان‌، از مشرق‌ و جنوب‌شرقی‌ به‌ بخش‌ جرقویه علیا، از جنوب‌غربی‌ و مغرب‌ به‌ بخش‌ مرکزی‌ شهرستان‌ شهرضا محدود می‌شود و سه‌ شهر به‌نامهای‌ نیک‌آباد (مرکز بخش‌)، محمدآباد و نَصرآباد. روستا های‌ آن‌ عمدتاً در دشت‌ قرار دارند. از جمله‌ کوههای‌ مهم‌ آنجاست‌: محمدْنوجوان‌ (بلندترین‌ قله‌ ح 299 ، 2 متر)، که‌ در دامنه شمال‌شرقی‌ آن‌ چاه‌ آبی‌ به‌نام‌ چاه‌میش‌ وجود دارد؛ لاخَتْنی‌ (بلندترین‌ قله‌ ح 331 ، 2 متر)؛ دنبالِگردَنه‌ (بلندترین‌ قله‌ ح 024 ، 2 متر)؛ می‌می‌نی‌ (بلندترین‌ قله‌ ح 050 ، 2 متر) و گورِه‌ (بلندترین‌ قله‌ ح 900 ، 1 متر؛ جعفری‌، ج‌ 1، ص‌ 258، 484، 490، 504، 529).

    خاک‌ نسوز در جنوب‌روستای پیکان‌، سنگ‌ تِراوِرْتِنْ میان‌ راه‌ روستای‌ پیکان‌ به‌ رامشه‌ و معدن‌ نمک‌ در دو کیلومتری‌ شمال‌ روستای‌ سیان‌/ سیون‌ نمکی‌ (ح 66 کیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ اصفهان‌) در این‌ بخش‌ واقع‌ است‌. در آبادی‌ سیان‌، نمکزاری‌ به‌نام‌ «سیون‌» نیز وجود دارد

    روستا ها و شهرهای‌ بخش‌، با راههای‌ اصلی‌ و فرعی‌ به‌ مرکز بخش‌ و دیگر نقاط‌ استان‌ مرتبط‌ می‌شوند. اهالی‌ آن‌ شیعه‌اند و به‌ فارسی‌ با لهجه محلی‌ تکلم‌ می‌کنند.

    از لحاظ‌ تقسیمات‌ کشوری‌، تا قبل‌ از 1355 ش‌، جرقویه سفلا به‌ مرکزیت‌ محمدآباد، یکی‌ از دهستانهای‌ بخش‌ مرکزی‌ شهرستان‌ شهرضا از استان‌ دهم‌ (اصفهان‌) بود.. اداره کل‌ آمار و ثبت‌ احوال‌، ج‌ 3، ص‌ 262؛ رزم‌آرا، ج‌10، ص‌ 55). در تقسیمات‌ کشوری‌ 1355 ش‌، نام‌ دهستان‌ جرقویه سفلا در بخش‌ جرقویه‌، از توابع‌ شهرستان‌ اصفهان‌ ضبط‌ شده‌ است‌. در تیر 1374، نام‌ بخش‌ جرقویه‌ به‌ جرقویه سفلی تغییر یافت‌ و این‌ بخش‌ با دو بخش‌ (جرقویه سفلا و جرقویه علیا) تشکیل‌ شد (ایران‌. قوانین‌ و احکام‌، 1375 ش‌، ص‌ 194؛ ایران‌. وزارت‌ کشور. معاونت‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌، 1374ش‌، ص‌9). در 1372ش‌، نیک‌آباد، در 1375ش‌، محمدآباد و در 1380 ش‌، نصرآباد شهر شدند

    جار

    جندان


    این روستا از توابع دهستان رودشت شرقی بوده و تا مرکز دهستان (کفران،فارفان) 5 کیلومتر فاصله داشته،فاصله آن تا مرکز بخش (شهر ورزنه)12 کیلومتر است و تا شهر اصفهان 105 کیلومتر فاصله دارد.تعداد خانوار آن 550 و جمعیت آن 2100 نفر می باشد و از آثار تاریخی روستا به کلی ویران شده است و فقط یک امامزاده و قسمت کوچکی از برج دفاعی قلعه باقی مانده است

    مراسم ایام شهادت امام حسن مجتبی (ع) دربیست وهشتم ماه صفردراین روستابسیارباشکوه برگزارمی شود وازنقاط مختلف برای شرکت دراین مراسم به این روستا مراجعت می نمایند.شغل اهالی کشاورزی ودامداری می باشد وبعضی هم به مشاغل آزادروی آورده اند .روستادارای یک شعبه بانک کشاورزی ومدارس پسرانه ودخترانه درهمه مقاطع تحصیلی می باشد.

    مردم روستای جندان به زبان ولایتی (زرتشتی)صحبت میکنند.

    گويش محلي جندان و روستاهاي بخش بن رود                 

    در پهنه بزرگي از مراكز ايران مردماني زندگي مي كنند مه كم و بيش گويش آنها يكسان است. اين منطقه از شمال پارس آغاز شده و بخشهاي جنوب شرقي اصفهان (كوهپايه، بن رود، جلگه، جرقويه عليا و جرقويه سفلي )و بخشهاي شمالي (ميمه) و همچنين شهرستان هاي نايين، اردستان، نطنز، دليجان و خوانسار را در بر مي گيرد.

    مردم اين منطقه تا حدودي در فرهنگ و تمدن هماهنگي دارند و به زباني سخن مي گويند كه خود شاخه اي از زبان پهلوي ساساني و پارسيك جنوبي است و محققين و پژوهشگران نيز سمنان و بخش هايي از كاشان و اصفهان را از يادگار هاي زبان پهلوي (پارتى) مي دانند پيش از زمان پيدايش در زمان ساسانيان زبان مردم ايران زبان پارسيك يا پهلوي ساساني بوده و اين لهجه اي از زبان پهلوي اشكاني به شمار مي‌رفت كه در جنوب ايران رواج داشت. لذا پيش از اسلام چون اين سرزمين به استان فارس نزديكتر بوده بنابراين به همان لهجه پهلوي اشكاني سخن مي راندند و مي توان گويش كنوني مردم اين سامان را بازمانده ي زبان پارسيك يا پهلو ي ساساني دانست.

    در كتاب جغرافياي اصفهان آمده است :"نشانه اي كه از قدمت اصفهان در دست داريم گويش مردم اصفهان، دهستانها و روستاهاي اطراف آن به ويژه گويش مردمان زفره، زواره، اردستان، برخوار، جرقويه و كوهپايه و جندان و پيرامون سده كه از گونه اوستا و پارسي و سكايي و پهلوي و پارسيك سغدي است مي باشد. و هنوز كه چهارده قرن از روزگار ساسانيان مي گذرد با اين همه ي فراز و نشيب ها به يادگار مانده است كه در نوشتار واژه هايي از چگونگي گويش مردم ورزنه را كه از بازماندگان مردم شهر كهايي چون "سبا" مي باشند، مي آوريم هر چند كه برخي از آثار دوران اشكاني و ساساني  ويران شده و برخي برخي جاي خود را به روستاهاي جديد و كوچك داده اند  ولي همگي به همان زبان سخن مي گويند و پس از حمله اعراب پذيرش دين اسلام اين زبان از رونق افتاده و به جاي زبان پارسي رواج يافت، مردم ورزنه بر اين باورند كه زبان آنان ريشه زردشتي دارد. 

    جوزدان

     

    شهر جوزدان با قدمت ۸۰۰ ساله یکی از قدیمی ترین شهرهای استان اصفهانبه شمار می‌رود که بهترین دلیل بر این مدعا سنگ‌های قدیمی موجود در ساختمان مسجد جامع که قدمت این مسجد به دوران مغولی – تیموری می‌رسد و قنوات کهن و گنبدهای خشتی و همچنین آستان متبرکه امام زادهساره مریم جوزدان که بر اساس شواهد ذکر شده این بنای مقدس متعلق به خواهر ناتنی بزگوار حضرت امام رضا (ع) می‌باشد و مردم جوزدان بسیاری از خواسته‌ها ونیازهای معنوی خود را از این آستان مبارک طلب حاجت می‌نمایند. شهر جوزدان در ۸کیلومتری جنوب شرقی نجف آباد واقع شده و از جنوب شرق به شهر جدید فولاد شهر و از غرب به زمین‌های کشاورزی وشهرک صنعتی نجف اباد و جنوب به تپه‌ها و کوهای امتداد یافته رشته کوههایزاگرس موسوم به کوه پنجی مشرف می‌شود هسته اولیه روستا را اهالی گرگ آباد (منطقه‌ای در مسیر کوه فشارچه کنونی) تشکیل داده‌اند که به دلیل وجود گرگ‌های وافر در این منطقه به این نام شهرت یافته است به علل نامشخص گرگ آباد منطقهٔ مناسبی برای زندگی نبوده و ساکنانش این محل را ترک گفته (وجود خرابه‌هایی از حمام عمومی و چند دیوار گلی در صده قبل شاهد براین مدعا می‌باشد. مردم شناسی: مردم این روستا انسانهای بسیار سخت کوش، باغیرت، مهمان نواز، و باهوش و درایت می‌باشند. و آنچه از مکاتبات نویسندگان استنباط می‌شود. و به دیده نظر گماشته می‌شود و گنجینه‌ای که از پیشنیان سینه به سینه و نسل در نسل به مارسیده است جوزدانیان انسانهای باهوش و ذکاوت بوده‌اند.

    بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت جوزدان در سال ۱۳۹۰ برابر با۶۷۴۹ نفر بوده‌است که از این میان۳۴۲۹ نفر مرد و ۲۳۲۰ زن بوده‌اند. این شهر۱۸۴۹ خانوار دارد[۲].

    جوزدان

    کشور

    Flag of Iran.svg ایران

    استان

    اصفهان

    شهرستان

    نجف آباد

    بخش

    جوزدان

    سال شهرشدن

    ۱۳۷۰

    مردم

    جمعیت

    ۶۷۴۹[۱]

    مذهب

    شیعه

    جغرافیای طبیعی

    ارتفاع از سطح دریا

    ۱۶۳۵

    اطلاعات شهری

    پیش‌شماره تلفنی

    ۰۳۱۱۲۲۸

    نگاهي به آثار تاريخي شهر 1300 ساله جوزدان



    روستاي جوزدان يكي از روستاهاي شهرستان نجف آباد استان اصفهان است. اين روستا در
        10
    كيلومتري نجف آباد اصفهان قرار دارد و جاده آن از يك طرف به فولاد شهر و از طرف ديگر به شهرستان نجف آباد منتهي مي شود.
        
        
    طبق آماري كه در سال 1386 صورت گرفته بود روستاي جوزدان تعداد 000/5 نفر جمعيت داشت كه بيشتر آنان كشاورز و دامدارند. اين روستا تعداد 45 شهيد و هشت مفقودالاثر از يادگاران هشت سال دفاع مقدس را از آن خود دارد كه نسبت به جمعيت آن تعداد زيادي محسوب مي شود. در سال 1387 اين روستا به دليل قدمت زياد تبديل به شهر گرديد. در اين شهر آثار باستاني و ديدني اي به چشم مي خورد كه به هر يك پرداخته مي شود؛
        
        1-
    سنگي با قدمت نزديك به 13 قرن:
        
    سنگي مكعبي شكل و سنگين كه روي سنگ، عبارت سال 160 هجري قمري حك شده است. قدمت اين سنگ 1273 سال مي باشد. بنابراين قدمت اين سنگ را به قدمت منطقه (جوزدان) نسبت داده و مشخص مي شود نزديك به 13 قرن قدمت دارد. اين سنگ تا قبل از انقلاب در منطقه اي بود كه اهالي آن مردگان خود را در آنجا دفن مي كردند و چون بعد از انقلاب اين قبرستان تبديل به مجتمع هاي مسكوني گرديد، نام اين منطقه را شهرك قائم گذاشته و سنگ موجود را به محلي ديگر، داخل مسجدي به نام مسجد جامع نهادند.
        
        2-
    مسجد جامع با قدمت 800 سال: 
        
    مسجد جامع در دوره ايلخاني و تيموري ساخته شده و از طرف سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان نيز اين بناي تاريخي به شماره 9045 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. فلسفه ساخته شدن اين مسجد سينه به سينه به گوش رسيده است كه روزي كاروان شتري در حركت بوده و چون به شب رسيد و تاريك بود و كاروانيان و شتران خسته شده بودند مجبور شدند در محلي اتراق كنند. فرداي آن روز، كاروانيان وقتي از خواب بيدار شدند ديدند روي تكه اي يخ به مانند شيشه در كنار خندق بزرگي به ارتفاع 15 متر پر از آب، شب را سپري كرده اند و به لطف خدا هيچ اتفاقي براي كسي نيفتاده است. رئيس كاروان وقتي ديد كه خود و دوستانش به همراه شتران و تمام بارها صحيح و سالمند نذر مي كند كه در كنار خندق مسجدي بنا كند و پس از بناي مسجد، آن را «مسجد جامع» نامگذاري مي كند. اين مسجد قدمت 80 ساله دارد و در سال 90-89 توسط سازمان ميراث فرهنگي بازسازي گرديد. داخل اين مسجد چند نفر دفن شده اند، از جمله عالمي پاك نهاد كه به او «شيخ محمد» مي گويند.
        
        
    از ديگر آثار باستاني داخل مسجد جامع، سنگ ديگري (به ارتفاع يك متر در 50 سانتي متر) به نام «سنگ چسبان» مي باشد. اين سنگ به صورت عمودي بر روي جايي در مسجد طراحي شده بوده و مردم اين منطقه معتقد بودند كه اگر كسي با دل شكسته پس از راز و نياز با خداي خود سنگ كوچكي را به سنگ چسبان مي زد اگر آرزويش برآورده مي شد سنگ كوچك به سنگ چسبان مي چسبيد و اگر سنگ روي سنگ چسبان نمي چسبيد يعني اينكه آرزويش برآورده نخواهد شد.
        
        3-
    امامزاده ساره مريم با قدمت بيش از 900 سال:
        
    امامزاده ساره مريم خواهر امام رضا (ع) مي باشد كه سال رحلت ايشان بين 900 تا 1000 سال پيش مي باشد. در سال هاي قبل از مقابل امامزاده آبي روان جاري بود كه به قناتي متصل بود. بعد از انقلاب اهالي اين منطقه خواستند مسير جريان آب را تغيير بدهند كه پس از تغيير به علت خشكسالي قنات، ديگر آبي در جريان نبود و همچنين در مقابل امامزاده درخت تنومندي وجود داشته كه ماري بر روي درخت زندگي مي كرد. بيشتر اهالي اين منطقه مار را ديده بودند و معتقد بودند در بعضي از مواقع اين مار روي شاخه هاي درخت در مقابل امامزاده مي آمد و به امامزاده نگاه مي كرد و هنگامي كه در مقابل امامزاده قرار مي گرفت اگر كسي مي خواست در امامزاده را باز كند در باز نمي شد ولي وقتي كه مار مي رفت در با حركت هر كسي حتي كودكي باز و بسته مي شد. آنها مي گفتند اين مار به كسي كاري نداشت. بعدها اهالي اين منطقه درخت را كندند و به جاي آن در حال حاضر قرار است ساختمان سازي براي امامزاده شود. در نزديك امامزاده، قبرستان و مزار شهدا واقع است كه تعدادي شهيد در اين مزار به يادگار مي باشد از جمله شهداي هشت سال دفاع مقدس شامل؛ اسدالله احمد جوزداني، علي اكبر احمدي جوزداني، يعقوب احمدي جوزداني و ... مي شود
        
        4-
    آقا شازده با قدرت 1000 سال:
        
    سند تاريخي مكتوبي وجود ندارد ولي بعضي از اهالي اين منطقه معتقدند كه آقا شازده فرزند حضرت موسي بن جعفر (ع) مي باشد و مدت 1000 سال پيش مي زيسته كه كمي بيش از امامزاده ساره مريم قدمت دارد. مرقد آقا شازده نزديك امامزاده ساره مريم بنا شده و داخل آن يك سنگ چسبان نيز وجود داشته است كه در سال هاي اخير توسط چند نفر به اصطلاح كارشناس ربوده مي شود. در جوزدان دو سنگ چسبان وجود داشت يكي در مسجد جامع و ديگري در آقا شازده كه هم اكنون هيچ كدام موجود نمي باشد.
        
        5-
    برج كبلاقدم حيدري با قدمت بيش از 100 سال:
        
    برج كبلاقدم (كدخدا) حيدري بيش از يك قرن قدمت دارد. كدخدا حيدري به منظور جمع آوري كود كبوترها اين بنا را ساخت و چون كود كبوترها براي كشاورزي بسيار مفيد بوده اين بنا را به نام «كبوترخانه» ناميد. در داخل كبوترخانه هزاران هزار كبوتر لانه داشته و آنجا زندگي مي كردند. در سال 90-89 اين بنا توسط سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان بازسازي شد و چون در هنگام بازسازي صداهايي توليد گرديد، گويا پرندگان ترسيده و كوچ كرده در آنجا زندگي نمي كنند و آسمان آن منطقه از پرندگان خالي مي باشد.
        
        6-
    آسياب كبلاحسين با قدمت 107 سال:
        
    اين آسياب توسط حسين احمدي فرزند قاسمعلي در سال 1284 ساخته شد. آخرين پسرش كه هم اكنون 73 سال دارد گفت: «پدرم كمتر از 30 سال داشت كه متوسل به حضرت ابوالفضل (ع) مي شود. يك شب خواب حضرت را مي بيند. پس از خواب تصميم مي گيرد به خاطر اينكه به كشاورزان خدمتي كند آسيابي بنا كند چرا كه كشاورزان جايي را نداشتند كه گندم هاي خود را آسياب كنند. لذا تصميم مي گيرد در منطقه جوزدان آسيابي بسازد. 
        
        
    بنابراين با هزينه شخصي خودش تعدادي كارگر استخدام كرده و دست به كار مي شود. شبانه روز 2 شيفت كار مي كردند و خودش هم سخت تلاش مي كرد. سنگ آسياب اول را به مدت يك سال و سنگ آسياب دوم را به مدت 5/2 سال كه جمعا
        5/3
    سال طول مي كشد نزديك قنات آسيابي بنا مي كند. پس از ساخته شدن به دليل اينكه زمين هاي نزديك قنات سند نداشت به نزد صارم الدوله حاكم وقت آن موقع به اصفهان مي رود و از او مي خواهد كه سند و يا برگه اي به پدرم بدهند كه زمين هاي آسياب را به نام ايشان بزند. حاكم آن موقع قبول نمي كند. پدرم به وي مي گويد: پس دستمزد ساخت آسياب را به من بده. صارم الدوله اگر مي خواست پول دستمزد پدرم را بدهد مي ديد كه خيلي مي شود. بالاخره پس از يك هفته در بدري پدرم و بلاتكليفي او در اصفهان برگه اي به او مي دهند كه آسياب و زمين هاي اطراف را به پدرم ببخشند. پدرم هم به دليل خوابي كه ديده بود هر سال يك سوم درآمد اين زمين ها را در ماه محرم وقف حضرت ابوالفضل (ع) كرده و خرج مي دهد. من نيز در حال حاضر كه پدرم نيست به وصيت او عمل مي نمايم. چون خود من هم از ارادتمندان ابوالفضل العباس (ع) هستم.
        
        
    بالاخره وقتي آسياب ساخته شد اهالي تمام مناطق دور و نزديك به اين آسياب مي آمدند تا گندم خود را آسياب كنند. شايد كساني بودند كه يك هفته در آسياب مي ماندند تا نوبت آسياب گندمشان شود. آسياب طوري ساخته شده بود كه داراي اتاق هاي كوچك بود. 
        
        
    ستون هايي كه از جنس سنگ و خاك بودند يعني 15 متر زيرزمين را كنده بودند و خاك هاي اضافي را در آورده و از اين خاك هاي اضافي ستون اتاق هاي متعدد ساخته شده بود و موادي اضافه نكرده بودند بلكه با حفاري توانسته بودند اين آسياب را بسازند. فقط دو سنگ آسياب ساخته شده را درون آسياب با فاصله هاي مختلف توسط آب به جريان مي انداختند و گندم ها آسياب مي گرديد. بعد از انقلاب با خشك شدن قنات اين آسياب نيز از كار افتاد و به متروكه اي مبدل گرديد ولي هنوز آخرين پسر كبلايي حسين به وصيت پدر براي نذرش عمل مي كند.
        
        7-
    باغ شاهزاده با قدمت بيش از يك قرن:
        
    باغ شاهزاده توسط نوه ناصر الدين شاه به نام »اكبر مسعود ميرزا« با لقب صارم الدوله حاكم اصفهان در دوره قاجاريه به منظور تفريحگاه سران آن موقع بنا گرديده است. اين بنا هم اكنون در اختيار نيروي مقاومت سپاه قرار دارد. مجددا متذكر مي شويم روستاي جوزدان با بيش از 50 شهيد در مورخ بيستم تير ماه 1387 تبديل به شهر جوزدان گرديد و هم اكنون بيش از هفت هزار نفر جمعيت دارد. شغل اكثر آنان كشاورزي و دامداري مي باشد. در سال 1385 به مدت يك سال خشكسالي بود به طوري كه تانكرهاي آب توسط جهاد سازندگي به افراد روستا داده مي شد.
        
        
    اميد است نگاه ويژه اي به اين شهر شود و مسئولين محترم ترتيبي اتخاذ كنند كه علاوه بر كمك هاي ديگر يك پاسگاه كلانتري نيز در اين شهر راه اندازي شود. چرا كه ديگر جوزدان روستا نيست و تبديل به شهر شده است.
        

    .

         دستگرد خيار

     

     


    دستگرد خیار در جنوب غرب شهرستان اصفهان به فاصله دو کیلومتر از میدان فرح آباد واقع شده است به علت اهمیت ویژه ای که درکشت و تولید خیار در منطقه اصفهان دارد به دستگرد خیار معروف است
    مردم دستگرد بیشتر کشاورز و کشاورز زاده اند.
    محله ای که تا سه دهه گذشته یکی از روستا های خوش آب و هوا و سرسبزدر ساحل زاینده رود محسوب می شد که مردمان آن از طریق کشاورزی امرار معاش می کردند و از آنجا که محصول خیار آن از نظر طعم و کیفیت زبانزد خاص و عام بود به محله دستگرد خیار شهرت پیدا کرد. از سویی این محل به خاطر حضور پر رنگ شعرای معروف در آن به محله ی شعرا معروف شد.
    مردم دستگرد چه زمانی که این محل روستایی در کنار شهر بود و چه اکنون که یکی از محلات قدیم اصفهان به شمار می آید به آموختن علاقه زیادی داشتند. علی هارونی ،مورخ در باره این محله می گوید:((مردم دستگرد شاید به خاطر طراوت و سر سبزی محله شان و یا به دلایل دیگر به شعر و شاعری علاقه زیادی داشتند تا آنجا که شعرای بسیاری از این محل برخاسته و به شهرت رسیده اند که بی شک ((وحید دستگردی)) که یابان وحید هم در بزرگداشت او نام گذازی شد نام آورترین آنهاست.

     

    چرا دستگرد دستگرد نامیده می شود؟

    دستگرد به معنای «دست‌ساخت» است و در آغاز به آبادی‌های تازه بنیاد گفته می‌شد و در زمان ساسانیان در معنای زمین‌های شاهی کاربرد یافت

    ۱.لغت نامه دهخدا:دستگرد درقدیم محله ای خوش آب و هوا بوده که آذوقه ی سپاهیان را

    در این محل جمع آوری میکردند و چون دسته های سپاه در آنجا گرد هم می آمدند به این

    محل دستگرد یعنی محل گردآمدن(جمع شدن) دسته ها می گفتند.

    ۲.مشترک یاقوت حموی:معنای آن{دستگرد} به فارسی کار یا عمل دست است.

    دستجردی هم در اصفهان است.ابوموسای اصفهانی گفت:ودر اصفهان چندین دهکده

    است که هریک ار آن ها را جداگانه دستجرد نامند و بسیاری از مردم آنها را دیده ایم که

    درجستجوی دانش و سماع (حدیث)اند.

    ۳.فرهنگ معین:دستگرد به معنای زمین پست وهموار 

    درخت چنار: این درخت عمری طولانی دارد و در اصفهان به خوبی عمل آمده و رشد می‌كند. عمر این درخت گاهی به چندین قرن می‌رسد. ارتفاع آن گاهی به بیش از 20 متر می‌رسد و شاخه‌های انبوهی پیدا می‌كند. برگهای درخت چنار مانند كف دست پهن می‌باشد، سایه آن بسیار لذّت بخش است و هوای اطراف خود را لطیف می‌نماید. چوب آن در نجاری مصارف زیادی دارد. قطر تنه این درخت گاهی به بیش از دو متر می‌رسد و به مناسبت رشد سریع، در باغها نزدیك دیوارها، به صورت منظّم در فواصل زیاد كاشته می‌‌شود كه هر چند سال یكبار آن را كف‌بُر نموده، به فروش می‌رسانند. ولی دیری نمی‌پاید كه مجدداً‌ رشد كرده و بلند می‌شود.

    چنار دستگرد: این چنار در دستگرد خیار، واقع در جنوب غربی اصفهان كاشته شده كه مربوط به دوران صفویه و زمان شاه عباس است. درون تنة این درخت قطور كه در طول قرون پوك شده، قهوه‌خانه ساخته بودند و مردم در ایوانی كه در اطراف آن ساخته شده بود می‌نشستند و به نوشیدن چای و كشیدن قلیان می‌پرداختند.

    از این چنار به نام چنار مرتضی علی نیز یاد می کنند و عده ای از گذشتگان در کنار این درخت به پختن کاچی نذری می پرداختند.

    جندابه





    معرفی روستای جندابه

    از شهر زیبای اصفهان به سمت نگین کویر ، شهرستان نایین که حرکت می کنیم در کیلومتر 95 پس از پشت سر نهادن شهر تودشک سمت چپ جاده روستایی در دامنه کوههای زیبای سنگ زبر و لاچولی می بینیم به نام روستای جندابه که با توجه به آسیاب آبی که در آنجا وجود دارد قدمت آن بیش از چهار صد سال تخمین زده شده است .

    روستای جندابه از امکانات و خدمات بالایی برخوردار است به طوری که در زمینه خدمات تجاری، اداری، درمانی،مذهبی و صنعتی به 15 روستای تحت حوزه خود خدمات رسانی می کندنام این روستاها عبارتند از:

    برزآبد- شیرآباد- سنگ زبر- دولت آباد- سرخی- خیر اباد- دستگرد- کی- شمس آباد- پردز- مزرعه نورالله- مزرعه نو -  مهر آباد- مهدی آباد- عشق آباد.

    روستاهای خان آباد و ممباشی که در طرح هادی مصوب جزو محله های روستای جندابه به شمار می رود.

    مردم روستای جندابه خونگرم و مهمان نوازند و اغلب کارگر و کشاورز و به طور کلی زحمتکش هستند که از قشر متوسط و ضعیف جامعه محسوب می گردند. فاصله روستا تا شهر تودشک 5 کیلومتر و آسفالت شوسه می باشد. در روستا مهد کودک گلها و دبستان وحدت وجود دارد و برای ادامه تحصیل به شهر تودشک می روند. روستا دارای شورای اسلامی ، دهیاری ، مخابرات،دفتر پست بانک ، بهداری ، قرض الحسنه ، دفتر فروش نفت ، نانوایی ، سه تا سوپری ( سوپری جدید آقا رضا هم اضافه شد.) ، ابزار آلات فروشی ، لوله کشی آب و برق ، دفتر تاکسی قائم ، فروشگاه لباس و مسجد جامع است که بسیج برادران وخواهران و کتابخانه عمومی در مسجد فعالیت دارند.

    جمعیت روستا بالغ بر پانصد نفر و بیش از یکصد و ده خانوار است که قشر عظیم آن را جوان و نوجوان تشکیل می دهد. روستا دارای برق و تلفن و گاز و آب لوله کشی می باشد.

    جزه


    روستاي جزه بامختصات طول جغرافيائي ً30  َ32  ْ52  و عرضً20  َ44  ْ32 و  از نظر تقسيمات كشوري مركز دهستان جبل(جزه) ازتوابع بخش كوهپايه شهرستان اصفهان   مي باشد كه در 75 كيلومتري سمت شرق مركز استان  و جنب جاده  اصفهان ، نائين  در فاصله 7 كيلومتري از مركز بخش (شهركوهپايه )  قرار گرفته است

    (البته این سایت بهانه ای شده است برای معرفی این روستای دلنشین)باجمعیتی (البته در روزهای عادی) حدودا ۸۵۰ نفر و در روزهای غیر عادی مثلا تعطیلات دو سه روزه وبیشتر دو ونیم برابر می شود .......

     در مورد مردمان این روستا عرض شود که  مردمی خونگرم دوست داشتنی  ومردمی مهمان نواز ونجیب.....

    علت نامگذاری   روستای جزه

    روستای جزه همانند روستای جزه در کاشان ، به خاطر فراوان بودن درخت گز ، نام  این روستادر قدیم  گزه نام داشت . و به علت نفوذ زبان عربی در اصفهان نام این روستا به جزه تبدیل شد// در اصل نام این روستا گزه می باشد// سوال پیش می آید که چرا درخت گز در روستا کمتر دیده میشود؟

    چون که چرای بی رویه دامها  باعث ازبین رفتن این گونه با ارزش شده است//

    بعضی ها می گویند این روستا قبلا جزیره بوده، که هیچ منبعی وجود ندارد  و صحت ندارد////// 

     

     شرکت ریسندگی و بافندگی قائم بافت جزه <<<<

    مرکز کار وکاسبی و مرکز منبع در آمد مردم این روستا یعنی شرکت قائم بافت جزه واقع در جاده کیلومتر ۸۵ اصفهان نایین -  که به جرات می توانم بگویم که روستای جزه به واسطه این شرکت ریسندگی وبافندگی قائم بافت زنده است   که در سال ۱۳۶۲ به بهره برداری رسیده  و هم اکنون آقای کبیری مدیریت شرکت قائم بافت  را برعهده دارد

    ایین تر از شرکت یا روبروی شرکت قائم بافت ، روستای کمالبیک است 

    کنار این شرکت قائم بافت صافکاری وتوری بافی فلز بافت جزه وکنارش مسجد امام حسین (ع) است

    پشت شرکت قائم بافت جزه، کارخانه درحال احداث است که اگربه بهره براری برسه  .تحولی به این روستا ایجاد می کنه (کارخانه ذوب آهن گلشن)

    به سمت روستای جزه میرویم  ( جاده  نایین به اصفهان) وبعد  میریم داخل روستا

     

    حسين آباد جرقويه

    قريه حسين آباد در فاصله 55 كيلومتري جنوب شرق شهر اصفهان واقع شده است . اين روستا از طريق جاده اصفهان- اشكاوند-زيارو سپس منطقه جرقويه اولين روستاي قابل دسترسي ميباشد.در مجاورت روستاي آذرخواران و در شمال باختري نيك آباد قرار دارد.

    حسين آباد متشكل از دو بافت قديم و جديد است. بافت قديم (تاريخي) همان خاستگاه روستاست و تقريبا خالي از سكنه است و بناهاي تاريخي بسياري را در خود جاي داده است. نكته قابل ذكر در مورد بافت قديمي، خانه هاي بسياريست كه خالي از سكنه بوده و غير قابل سكونت و فاقد ارزش معماري ميباشد و به علت عدم حضور و موافقت وراث بلاتكليف مانده است. و بناهايي هم كه ارزش معماري دارند تعدادي تعمير و تعدادي هم در حال تخريب و از بين رفتن است. بافت جديد روستا با اجراي طرح هادي روستايي شكل متفاوتي از معماري را نمايش ميدهد و به صورت دو شهرك و چند محله ميباشد.آنچه به چشم ميخورد، وجود زير ساختها و اماكن به حد ضرور است. براي اهالي روستا خصوصا جوانان ساير امكانات رفاهي، تفريحي و آموزشي وجود ندارد.

    حسين آباد در سال 1390بر اساس آمار خانه بهداشت روستا جمعيتي بالغ بر 969 نفر و 282 خانوار را دارا ميباشد كه 509 نفر از اين جمعيت را مرد و 460 نفر را زن تشكيل ميدهد.اين روستا كه سهم قالب توجهي از جمعيت آن را جوانان تشكيل ميدهد، در جنگ تحميلي حضوري پررنگ در عرصه نبرد از خود به نمايش گذاشت و شهيدان و آزادگان گرانقدري را نيز در اين عرصه هديه نمود. و امروز نيز با وجود جوانان تحصيل كرده در حالي كه قريب به 25%  از جعيت روستا را محصلان و فارغ التحصيلان دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي تشكيل مي دهد ، ميتوان آينده اي روشن را براي اين قريه نويد بخشيد. البته معضل بيكاري به علت هاي گوناگون از قبيل: نبود صنايع و زير ساخت ها و خشكسالي چند ساله اخير، بسيار آزار دهنده و قابل تامل است.

    كسب در آمد در اين روستا از قديم الايام بر پايه كشاورزي و دامپروري بوده، اما در ده سال اخير به علت كمبود آب و خشكسالي برخي از مزارع رها شده و عموم كشاورزان و دامپروران به ساير مشاغل (كاذب) روي آوردند. در اين ميان عده اي نيز تصميم به مهاجرت گرفتند. اگر چه بعضا حسين آبادي ها به مشاغل كم درآمد و كاذب مشغولند، ولي ميتوان گفت كسب روزي حلال سر لوحه كار و زندگي اين مردم است. كه از اين حيث نيز در منطقه بسيار مورد ستايشند.

    مردم روستاي حسين آباد معتقد به دين اسلام و شيعي مذهبند، به زبان فارسي صحبت ميكنند.(آنچه مسلم است اهالي روستا در روزگار نچندان دور همچون روستا هاي مجاور به زبان محلي (ولايتي،ولاتي) تكلم ميكردند).برگزاري مراسم هاي مذهبي و نماز جماعت نيز در سه وقت توسط عالمان عاليقدر حجه الاسلام حاج شيخ محمد رضا حاجيان و شيخ حسن صادقي در دو مسجد جامع (واقع در بافت قديم) و چهارده معصوم(ع) يا به زبان عامه مسجد حاج محمد علي انجام مي پذيرد، چهار هيئت مذهبي تشكيل يافته: هيئت حضرت ابالفضل العباس(ع)-هيئت موسي بن جعفر(ع)-هيئت علي اكبر (ع) و هيئت سيد الشهداء(ع). هر هيئت در محل تكايا و مساجد به مراسم هاي مذهبي ميپردازند. بد نيست از هنر تعزيه خواني مادحان اهل بيت(ع) در محل حسينيه قديم ياد كنيم كه امروز به علت خرابي ساختمان و بلاتكليفي ساختمان جديد حالت ركود به خود گرفته است.

    در اين روستا و از اين خطه هستند كساني كه برايمان افتخار آفريدند و عزت آوردند: 15 شهيد و آزادگان عزيزي كه عرضه داشتيم به ميهن ، عالمان گرانقدري چون : استاد و معلم عاليقدر سيد مهدي فقيهي (شاعر قرن 14- افسرده) و فرزند گرانقدرشان حجت الاسلام مير سيد علي فقيهي ، آيت الله جرقويه اي، سيدين والا مقام موسوي زاده آقا سيد مصطفي و فرزند ايشان سيد محمد و حجت الاسلام شيخ محمد رضا حاجيان. رجال سياسي، اساتيد دانشگاه و محققان و مولفاني چون: دكتر محمد داستانپور، مظفر حاجيان، دكتر نصر الله داستانپور. ورزشكاران و مدال آوراني چون: محمد صلصالي ، مسعود داستاني و...........

     

     

     

    اقتصادروستای دستجرد

    عمده مشاغل درآمدی روستای دستجردعبارتنداز:کسب وکارهاوتولیدی های کوجک خشکبارکه درسالیان اخیررشدداشته است .دراین کارگاههابه تولیدآجیل ، گندمک وفروش دربازارهای اصفهان وشهرستانهای اطراف پرداخته می شود.سایردرآمدهای مردم ازمحصولات کشاورزی ازقبیل گندم ، جو،پنبه ،جغندردامی تامین می گردد.

    بارکودبازارفرش دستباف درسالهای اخیروگرانی محصولات اولیه این صنعت وبه صرقه نبودن کاردراین حرفه ی خانگی که روزگاری ازاولین وبالاترین منابع کسب درآمدخانوارهابه شمارمی آمد، این راه درآمدی نیزدرصدی ازدرآمدرابه خوداختصاص می دهدکه پیگیری مسئولین محترم رادراین زمینه نسیت به رونق این منبع اقتصادی می طلبدکه بااحیای بازارفرش معضلات این حرفه نیزمرتفع گردد.

    کشاورزانی که سهمی ازآب چشمه درطول سال دارندباتفاق هم درروزهای پایانی سال بامشارکت یکدیگراین چشمه که ازنعمت های الهی دردل کویراست رالای روبی نموده وآنرابرای شروع سال جدیدمهیامی نمایند.

    این کارتا29 اسفندادامه می یابدودرآخرین ساعات روز29 اسفندبه اصطلاح عام بندراکه خروجی موقت آب است رامی بندندوچشمه درروزاول فروردین پرآب می گردد. امااین بارپاکیزه وباصفا

    وضعیت امورکشاورزی درروستای دستجرد

    کشاورزی روستاازطریق منابع آبی چشمه ی دستجردوچندرشته قنات وحلقه چاه هایی که درپایین دست مزارع درسالیان قدیم حفرگردیده تامین می شود.عمده محصولات کشاورزی برداشت شده ازمزارع کشاورزی عبارتنداز:گندم ،جو، پنبه ،چغندر،علوفه دامی (یونجه)،که درصدبالایی رابه خوداختصاص داده است.

    نیازبه تغییرات وبه روزآوری درکشاورزی روستا:

    جهت استفاده ازعلوم جدیددرکشاورزی لازم است اصلاحات وتغییرات ذیل درکشاورزی روستا اعمال شود.

    1- روآوردن به کاشت محصولات منطبق بااقلیم خاص آب وهوای گرم وخشک ازقبیل زعفران ،دانه های روغنی ، ومحصولات باغی مثل پسته وانارکه درقدیم نیزکشاورزان به آن روآورده واکنون به فراموشی سپرده شده است .به جای محصولات کم بازده ونیازبه آبیاری زیادفعلی

    2- استفاده ازیک پارچه سازی اراضی وبازسازی کلیه ی نهرهاوجوی های آب بااستفاده ازکانال هاونهرهای سیمانی جهت جلوگیری ازبه هدررفتن آب (اقدامات محدودی درسالهای اخیرصورت گرفته که لازم است بافنی سازی واستفاده ارنیروهای متخصص تردراین رابطه ، این اقدام گسترش یابد.)

    3- استفاده ارامکانات آبیاری تحت فشارجهت بهینه سازی آبیاری وصرفه جویی درمصرف آب

    4- دراختیارقراردادن زمین واراضی بایراطراف روستاازطرف مسئولین وبنیادهای مربوطه به ساخت وسازهای خانگی وکارگاهی وجلوگیری ازاستفاده اززمین های مرغوب کشاورزی به امرساخت وساز.

    شایان ذکراست: روستای دستجردمحصوربه زمین های کشاورزی درقسمت غرب وشرق وجنوب ازیک طرف وشمال ازطریق اراضی تحت تصرف منابع طبیعی وجنگلبانی است که این امرباعث گرانی زمین درداخل روستابه علت کمبودزمینهای مسکونی وروآوردن مردم به تغییرکاربری زمین های کشاورزی به ساخت وسازمنزل وکارگاه می باشدکه رفع معضل یادشده نیزازاولویت هاست

    جوشقان

     

    عاشورا  

    وستای تاریخی جشوقان از توابع بخش کوهپایه، در۱۰۰ کیلومتری شرق اصفهان با ارتفاع ۱۹۲۰ متر از سطح دریا واقع شده است.

     قدمت آن بیش از ۲۰۰۰ سال تاکنون به ثبت رسیده ولی غارهای مسکونی موجود در شرق روستا نشان دهنده قدمت بیشتر این روستا

    میباشد. طی بررسی های به عمل آمده  جشوقان دارای ۴ گورستان بوده که در ۲ گورستان آن زرتشتی، یکی قسمتی مسلمان، قسمتی زرتشتی (بیش از ۵۰۰ سال نیز قدمت سنگ دارد) و دیگری مسلمان دفن شده اند.

    روستای جشوقان دارای ۴ مسجد بنام های وزیر- مسجد النبی- مسجد جامع (دلاورآقا) و مسجد آیت اله میرجلال الدین امیر می باشد که مسجد جامع (دلاورآقا) و مسجد النبی به ثبت آثار فرهنگی رسیده. مسجد وزیر قرن چهارم هجری ساخته شده، مسجدالنبی قرن ششم هجری  و مسجد جامع (دلاورآقا) قرن دهم هجری که درعهد صفویان بازسازی شده. آیت اله میرجلال الدین امیر که یکی از مساجد به نام وی نام نهاده شده، جد سادات حکیم عراق و سادات بحرالعلوم بروجرد (از جمله آیت الله العظمی بروجردی ره) می باشد و حیات آن به قرن دهم هجری برمی گردد.

    در وسط روستا نیز حمام قدیمی وجود دارد که از لحاظ ساختمانی مشابه حمام وکیل کرمان می باشد و همراه با مسجد جامع توسط میراث فرهنگی در حال بازسازی می باشد.

    از وقف نامه های موجود و مستندات دیگر که بعضی بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد مبین آن است که این روستا مرکز روستاهای اقماری بوده وهمچنین ازکنار آن جاده ابریشم می گذشته.

    غارهای موجود  که به آن اشاره شد اکنون در حال آماده شدن برای ثبت میراث فرهنگی می باشد و نکته جالب اینکه غارها دوطبقه و تو در تو  می باشد. قلعه قدیمی روستا هم که متاسفانه در اثر گذشت زمان و عدم رسیدگی توسط مسئولین مربوطه تا حد زیادی تخریب گردیده، هنوز هم یکی از اسناد تاریخی  روستا بشمار می رود.

    امروزه هم جشوقان میزبان گردشگران و دانشجویان رشته های مربوط به باستان شناسی و سایر علاقه مندان به ایران کهن می باشد که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.  

     

    چيرمان

    روستای چیرمان از توابع استان اصفهان و در بخش کوهپایه کیلومتر 95 جاده اصفهان نائین واقع شده است
     
    حدود این روستا از سمت شرق به روستای آبچویه از توابع شهرستان نائین ،از غرب به روستای تاریخی  جشوقان
     
    ،از جنوب با یک فاصله نسبتا طولانی به بخش جلگه و بن رود و نیز از سمت شمال  
    به کوهها و کوهستان هایی که بخشی از آن منطقه نظامی و تحت نظر پایگاه نظامی هاشم آباد می باشد
    واژه چیر در فرهنگ لغت به معنای (پیروزی) تسلط داشتن و ظفر یافتن آمده است در مورد پسوند (مان) و وجه 
    تسمیه ی این روستا با وجود جست و جوی فراوان اطلاع جامعی به دست نیامده است .
    روستای چیرمان که به دو قسمت علیا و سفلی تقسیم شده از زمان های قدیم مردمی زحمت کش وسخت کوش داشته
    و وجود برج و باروهای سنگی و قلعه خرابه هایی که بعضا در دل روستا و یا کوه ها و تپه های
    اطراف آن بوده ومتاسفانه در گذر زمان و اثر باد و باران ویران شده اند حکایت از تاریخی بودن آن داشته اند
    چیرمان علیا به عنوان یک هسته مرکزی مردم روستاهای کوچکی چون،بید آباد،چیرمان سفلی،گیل آباد،دره شاهنظر،
    طوطی چی،هفت یاران وحکمتستان را به هم پیوند می دهد و اماکن عمومی هم چون مسجد و مدرسه ،حمام عمومی ، 
    بسیج و ورزشگاه و زمین بازی در این روستا قرار گرفته اند این روستا به سهم خود در سالهای دفاع مقدس
    ادای دین نموده وشهیدان والا مقامی چون عباس و محمد شاه میرزایی ،حسنعلی شریفی،مرتض عباسی،
    مرتض اعرابی و....را به اسلام و انقل  

    خورچان

    موقعیت جغرافیایی روستای خورچان

    این روستا در امتداد رودخانه زاینده رود (رودخانه زاینده رود حال مرده و بیهوش جلوی این روستایی ها افتاده است مردم برای زنده نگه داشتنش دست به دعا شده و در اغلب روستا ها مشاهده شد که نماز باران نیز اقامه شد)  تشکیل شده است البته به گفته ی قدیمی ها قبلا حدود یک کیلومتر دور تر از رودخانه قرار داشته است ولی رفته رفته به مرور زمان مردم دانسته به آب نیاز دارند و در این مسیر رودخانه قرار گرفتن بهتر است تا دورتر از رودخانه بودن 0 حال این روستا در شرق استان اصفهان حدودا 55کیلومتر مسافت تا اصفهان را دارداز توابع بخش جلگه می باشد   برای گذشتن از رودخانه باید از یک پل فلزی که روبروی روستای خرم قرار دارد گذشت فاصله ی ما تا روستای خرم 700 متر می باشد تا جاده ی اصلی 3کیلومتر فاصله می باشد از یک طرف مسیر به استان اصفهان  ختم می شود و از یک طرف به ورزنه ، هرند ، کوهپایه و.... ختم می شود

    ساختار کلی روستای خورچان

    این روستا ابتدا خانه هایی در وسط روستا با مدیریت اربابی  داشته که همه از جنس خاک و خشت وکاه و گِل درست شده بود با روند بهتر شدن این روستا چندین خانواده چند نفره در یک اتاقک برای خود آلونکی جدا ساخته  و ساختمان سازی با استحکامات خوب را بر پا کردند حال با گذشت چند دهه این روستا بزرگ تر شده و هر کسی برای خود یک ساختمان بزرگ دارد فاقد از ارباب و رعیتی (البته هنوز ارباب در این روستا وجود دارد ولی وجود خارجی ندارد یعنی فقط زمین ها یی که مردم نتوانسته و یا نخواسته بودند را آنها جمع نموده و هر کدام زمینهای زیادی را جمع نمودند و در ضمن حکومت اربابیت نیز ندارند و نمی توانند داشته باشند ) البته یک سری بین مردم با آنها سر زمین هم دعوای عجیبی در قدیم سر گرفته بود ولی دیگر کار از کار گذشته بود و زمینها مالکیتش را تثبیت نموده بودند0اما حال گذشته ها گذشته و مردم کاری به کار آن ها ندارند به جزچند نفری که دور آنها تاب می خورند

     

    جمعیت روستای خورچان :

    در حال حاضر ساکنین این روستا 445 نفر می باشد البته  غیر از این جمعیت حدود 25نفر غیر بومی نیز در این روستا زندگی می کنند0حدودی می توان 60 درصد از این جمعیت را قشر زیر 30سال به حساب آورد ولی در کل روستایی با افراد جوان و شاداب را در بر داریم

    شغل مردم روستای خورچان :

    مردم روستا کشاورزی و دامداری را پیشه ی خود کرده اند و فکر پیشرفت نبوده اند ولی چند سالی است که خشکسالی گریبان گیر آنها شده است و هیچ مسئولی به فکر آنها نیست آنها نه تنها فکر شغل دیگر نیستند بلکه فکر صنعتی کردن کار خود نیز نمی باشند با این حال خوشبختانه آنها فرزندانی تحویل این جامعه  داده اند که با تحصیل خود توانسته اند در شغل های دولتی استخدام شوند :

    معلم : 3 نفر

    کارمند بانک : 2

    نیروی سپاه پاسداران :2

    نیروی انتظامی : 15 نفر

    نیروی ارتش :4 نفر

    جا دارد یادی هم از شهید سروان خلبان حسین جعفری که یکی از شاغلان ارتش جمهوری اسلامی ایران بودند بکنیم (سقوط هواپیمای ترابری ارتش ایران در تهران در حدود ساعت ۱۴ روز ۱۵ آذر ۱۳۸۴ (۶ دسامبر ۲۰۰۵) ۱۲۸ کشته و ۱۳۲ زخمی برجا گذاشت. این هواپیمای  باری - نظامی از نوع سی-۱۳۰ بود و ۹۴ مسافر شامل اعضای ارتش و خبرنگاران را برای پوشش خبری رزمایش عاشقان ولایت که در چابهاردر جنوب‌شرقی ایران برگزار می‌شد، از تهران به بندرعباس می‌برد.

    خلبان پس از ترک فرودگاه مهرآباد با گزارش نقص فنی در موتور هواپیما تقاضای بازگشت به فرودگاه را می‌کند  یا فرمان بازگشت دریافت می‌کند. اما در حین بازگشت دچار آتش‌سوزی شده و با ساختمان مسکونی ۱۰ طبقه‌ای در شهرک توحید در منطقهٔ فرودگاهی مهرآباد (در فاصلهٔ سه کیلومتری فرودگاه) برخورد می‌کند.آری شهید حسین جعفری نیز کمک خلبان این هواپیما بوده است0) یاد و خاطره ی آنها گرامی و شادی روح مطهرشان صلوات0

    شغل جمع آوری شیر در این روستا از طرفداران زیادی برخوردار است در این روستا 4نفر مشغول به جمع آوری شیر می باشند که سبب اشتغال 15 نفر شده اند

    دا را شکر که روستای خورچان اینجا نیز سرفراز بیرون آمده است از مقطع پیش دبستانی گرفته تامقطع کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) عده ای دیپلم گرفته و به شغل آزاد پرداخته اند  ما بقی نیز ادامه تحصیل داده اند لازم به ذکر است که تا چند سال اخیر دختران روستا تا مقطع پنجم ابتدایی تحصیل می کردند اما امروز دختران بیشتر از پسران درمقاطع دانشگاهی ادامه به تحصیل داده اند 0 بر خود دانسته ام تا آماری حدودی (یکی دو تا کم و زیاد )را امروز به نمایش در آورم:

    دانشگاه دولتی  در سطح کشور : 4 نفر پسر و 5 نفر دختر

    دانشگاه پیام نور در سطح استان : 13 نفر آن هم فقط دختر

    دانشگاه غیر انتفاعی : 2 نفر پسر

    دانشگاه علمی کار بردی:4 نفر پسر

    دانشگاه آزاد اسلامی : 4 نفر پسر

    جمعا من توانسته ام این آمار 32 نفره را از این روستا بگیرم لازم به ذکر است که بگویم عده ای نیز فارغ التحصیل شده اند تا مدرک فوق لیسانس0 انتظار می رود تا این عزیزان ادامه تحصیل داده و مقطع دکتری نیز برای این روستا کسب نمایند

    محل های عمومی روستای خورچان :

    مسجد:

    روستای خورچان همانند روستاهای دیگر در مرکز روستا مسجدی با نام حضرت ابوالفضل  دارد که چند سال قبل حیاط آن را سقف زده و محیط داخلی آن را بزرگ تر کرده اند  خوشبختانه ماه مبارک رمضان امسال تمام محیط آن را فرش نمازی پهن کردند بر خود لازم می دانم تا از هیئت امنای آن که زحمت کشیدند تشکر نمایمالبته شایان ذکر است که در دهه ی دوم ماه صفر امسال کلنگ حسینیه سیدالشهدای روستای خورچان توسط رئیس اوقاف و هیئت همراه زمین زده شد0   

    دبیرستان دخترانه:

    این دبیرستان  دخترانه  دولتی در سال 1381 در روستای خورچان تاسیس شد و در حال حاضر مقطع پیش دانشگاهی نیز در این مدرسه دایر بوده و فقط رشته انسانی را تدریس می نمایند امسال نیز در این مدرسه یک سالن نماز خانه مجزا با کمک خیرین و اداره آموزش و پرورش احداث نمودند 0

    مدرسه ابتدایی :

    خوشبختانه در این مدرسه از مقطع پیش دبستانی تدریس شروع می شود0در ضمن این روستا هر دو مقطع ابتدایی دخترانه و هم پسرانه را جدا از هم مورد تحصیل قرار داده است0نام مدارس ابتدایی این روستا دبستان  قائمیه  و دبستان سید سعید سهرابیان می باشد0دبستان سید سعید سهرابیان در سال 1382 به همت خانواده مرحوم سهرابیان تاسیس گردید0

     

    مخابرات(پست بانک):

    چند سالی است که ما بانک روستا یعنی همان پست بانک را در روستای خورچان داریم ابتدا پست بانک و مخابرات دو کارمند مجزا و به خصوص داشت اما این دو را با هم یکی دانسته و یکی از کارمندان آن قسمت را منحل نمودند و فعلاً مدیریت آن بر عهده ی محسن داستانپور می باشد0

     

    نانوایی :

    روستای خورچان در این منطقه تنها روستایی می باشد که دارای نانوایی    می باشد البته دهستان عبدالعزیز نیز نانوایی دارد ولی روستایی فقط روستای خورچان می باشد این نانوایی با نام برکت ثبت شده است (نانوایی برکت) که صاحب آن حسین قاسمی می باشد ولی در حال حاضر آن را برادرش مرتضی اداره می کند 0

    شهر بازی:

    محیطی شاد و خوب برای تفریح بچه ها در این روستا دایر شده است که استفاده آن برای بچه ها در این چند سال خوب بوده است0

    ورزشگاه:

    روستای خورچان به دلیل نبودن زمین مناسب در نزدیکی روستا برای احداث ورزشگاه ، این بودجه را در بیابان خرج نمودند و ورزشگاهی ساختند که هیچ کسی از آن استفاده نمی کند قیمتی که آن روز صرف شد حدود بیست میلیون تومان بود  این ورزشگاه با نام شهید حسین جعفری ثبت گردیده است0 ای کاش مسئولان بدانند که پول را باید کجا خرج کنند .....

    حمام عمومی:

    در زمان های قدیم یک روستا بود و یک حمام ولی در حال حاضر هر کس داخل منزل مسکونی خود یک حمام بهداشتی دارد ولی در قدیم باید یک نفر را حقوق بگیر تعیین می کردند تا حمام را سالیانه گرم کند چندین سال است که این حمام  دیگر بسته شده و بچه های امروز اصلاً نمی دانند داخل این ساختمان قدیمی چگونه بوده است0

    مغازه :

    ا- سوپرمارکت اخوان شفیعی

    2- سوپرمارکت اخوان مرادی

    3- نانوایی حسین قاسمی

    4- فروشگاه لوازم التحریر ،  خرازی  ،  سوپری ،   تایپ و تکثیر       اصغر صادقی خورچانی

    مسیر رفت از روستای خورچان به استان  اصفهان :

    ما مسیر را به ترتیب روستایی تا شهری نام می بریم:

    روستای خورچان   روستای خرم   روستای مادرکان ( فرعی)   روستای سیچی  (فرعی) - روستای  کلیشاد   روستای مارچی (فرعی)  - روستای قلعه عبدالله (فرعی) -  روستای جمبزه  - روستای برسیان -  روستای  جور – روستای دستجاه   روستای اسفینا – روستای جوزدان – انرژی اتمی – سه راه پینارت  

     

    دلگشا

     

    موقعیت

    دلگشا از توابع بخش کوهپایه (استان اصفهان) می باشد که در کیلومتر ۱۰۴ جاده اصفهان - نائین واقع شده است . این روستا از شمال به روستای سیدآباد، جنوب به جاده اصفهان-نایین، شرق به روستای میرلطف اله و از غرب به پایگاه پدافند هوایی هاشم آباد منتهی می گردد.

    جمعیت

    این روستا در دهستان تودشک قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۳۴نفر (۱۷خانوار) بوده است.

     

    ویژگی برجسته

    یکی از نکات قابل توجه این روستا مسجد جامع و قبرستان این روستا می باشد، با توجه به این که جمعیت این روستا طبق آمارهای اعلامی بسیار کم می باشد اما در قبرستان این روستا صدها قبر وجود دارد . قبرستان این روستا مرکزیت داشته و از روستاها و حتی شهرهای دیگر اموات خود را برای دفن به قبرستان روستای دلگشا می آورند.

    مراسم های مذهبی

    همه ساله مراسم تاسوعا، عاشورا و ۲۸ صفر به صورتی بسیار گسترده در این روستا برگزار میگردد .در ظهر عاشورا و ظهر ۲۸ صفر هیئات های عزاداری که از روستاهای مجاور به این روستا می آیند پذیرایی میشوند که این جمعیت بیش از هزار نفر برآورد می شود.

    اماکن عمومی

    از جمله اماکن عمومی این روستا می توان مسجدجامع، غسالخانه، حمام عمومی، خانه بهداشت، مرکز مخابرات و دفتر ICT این روستا را نام برد.

    دهیاری دلگشا

    دهیار دلگشا آقای مرتضی محمدی می باشد که از تاسیس این دهیاری در این سمت بوده اند. از جمله پروژهای این دهیاری درختکاری در دو طرف خیابان اصلی این روستا، نام گذاری کوجه های روستا بازسازی و لایروبی قنات روستا و پیگیری جهت امکانات زیربنایی مانند گاز شهری، تلفن، آب لوله کشی و آسفالت راه اصلی بوده است .

    مرکز مخابرات و دفتر ICT دلگشا

    مرکز مخابرات روستای دلگشا : جندین سال در قالب دفتر مخابراتی جهت شماره گیری برای مراجعین کار خود را دنبال نمود، در سال 84 به مرکز مخابرات تبدیل شد که حدوداً 20 روستا( دلگشا، بادافشان، سیدآباد، میرلطف اله، مزرعه یزدی، جوکاران، گریز، عطرافشان، وج، اروجه، کاظم آباد، زینت آباد، یزدآباد، سٌلی، دستگردو، شاه آباد، حسن آباد، قاسمعلی، علی آباد...)را تحت پوشش قرار داد، طولی نکشید که با پیگیری های مسئولان این مرکز، دفتر خدمات ارتباطی(ICT) و خدمات بانکی پست بانک ایران نیز به خدمات آن اضافه شد.

    دستجا


    روستای دستجا مرکز دهستان براآن شمالی در ۲۰کیلومتری شرق لصفهان قرار گرفته است وسعت این روستا در حدود۶۵۰۰ هکتار میباشد جمعیت این روستا طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ هزارو هفتصدوچهار نفر است این روستا بدلیل اینکه بروی محور اصلی اصفهان - ورزنه قرار گرفته و نیز وجود نهاد های دولتی از قبیل دهیاری - بانکهای کشاورزی ملت پست بانک دفتر خدمات ارتباطی درمانگاه شبانه روزی داروخانه مرکز ترویج خدمات کشاورزی مدارس ابتدایی راهنمایی دبیرستان پیش دانشگاهی باعث شده تا پتانسیل درآمد زایی خوبی در این روستا بوجودآمده باشد راستی وجه تسمیه این روستا طبق نظرات قدیمی های این روستا اینست که در قدیم سطح آب سفره های زیرزمینی بقدری بالا بوده است که باخم شدن وبادست میشد آب اززمین تهیه کرد وعبارت دست چاه بوجود آمد که به مرور زمان دست چاه به دستجا تغییر وثبت شده است 

     

    روران



     

    روستایی ما در ۲۵ کیلومتری شرق شهر اصفهان و درمنطقه حاشیه ای رودخانه زاینده رود است.جمعیتی حدود ۲۵۰۰ نفر ونزدیک به ۵۰۰ خانواده در آن ساکن میباشند.

    شغل اصلی مردم کشاورزی است و تولیدات عمده آنها : گندم ، جو ، ذرت علوفه ای ، شلتوک (برنج) ، یونجه و ... است

    رامشه

    رامشه روستایی از توابع بخش جرقویه علیا در استان اصفهان می‌باشد. این روستا در ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر اصفهان واقع شده‌است و حدود 2600 نفر جمعیت دارد.

    با توجه به قرار داشتن رامشه در منطقه‌اي بياباني و كويري ،‌ داراي آب و هواي خشك نيمه بياباني است . يعني تابستان‌هاي آن گرم و خشك و زمستان‌هاي آن سرد و خشك مي‌باشد.

    تاريخ رامشه به عهد بهرام گور ساساني باز مي‌گردد و اولين ساكنان رامشه را قبايل عرب بيابانگردي تشكيل مي‌دهند كه به مرور در اطراف چاه آبي كه بهرام گور دستور حفر آن را داده بود ساكن شدند . وجود كلمات و لهجه‌ي مردم جنوب كشورمان در بين مردم رامشه شاهدي بر اين مدعاست كه يا اعراب از منطقه‌ي فارس به رامشه آمده‌اند . وجود آتشكده در رامشه و ناميده شدن يكي از محله‌هاي قديمي رامشه به نام محله‌ي گبرها (قلعه گبرها ) و نوع معماري در پاي گلدسته همه اين‌ها عهد ساساني را ياد‌آور مي‌شوند . نوع معماري امامزاده جعفر رامشه شبيه معماري عهد تيموريان مي‌باشد، خط نوشته‌ها، طاق‌ها و ستون‌ها شبيه مسجد جامع شهرضا ، كه در زمان تيموريان ساخته شده است، مي‌باشد . بر طبق شواهد و قرائن موجود به احتمال قوي اولين مكان‌هاي سكونت در رامشه (پاي گلدسته ) مي‌باشد، هم‌چنين مكاني به نام قلعه چوري (قلعه‌چي ) در نزديكي پاي گلدسته از اولين محل‌هاي سكونت در رامشه بوده‌اند . وجود قلعه و خانه‌اي بسيار قديمي در محله‌ي (هسته كوشك) احتمال وجود اولين محل سكونت در رامشه را مي‌دهد . (لازم به توضيح است محله‌ي قلعه كهنه‌ي رامشه به رغم قدمت تاريخي آن بعد از ساخت و شكل‌گيري رامشه ساخته شده است .)

    رامشه چرا به اين نام ناميده شده است ؟ اينكه انسان بتواند جواب قطعي به اين سوال بدهد كار دشواري است . هنگامي كه به سنگ قبرها و قباله‌هاي تاريخي برمي‌خوريم گاهي لفظ رامشه را به اشكال ديگر هم مي‌بينيم . رمشه، رامشاه، رمشن، رامشيه و ... در بسياري از جاها ديده مي‌شود، لذا يافتن دليل اصلي نام‌گذاري رامشه كار مشكلي است و ما فقط به تعدادي از اين دلايل اشاره خواهيم كرد . 1-عده‌اي معتقدند كه شخصي زرتشتي به نام ( رامش ) در مكاني به نام (هسته كوشك) اولين شخصي بوده كه در رامشه ساكن شده و كم كم اين مكان به نام رامش زرتشتي، رامشه ناميده شده است . 2-به عقيده‌ي برخي رامشه از (رامشن ) گرفته شده است و رامشن كلمه‌اي پهلوي به معناي آسايش و آرامش و ...، چرا كه رامشه در ميان روستاهاي جرقويه از سرسبزي و خرمي آن‌چناني برخوردار است . برخي هم مي‌گويند رمشن از كلمه‌ي گلشن گرفته شده است . 3-بهرام گور ساساني كه به شكار گور در تاريخ مشهور است، براي شكار گور به منطقه‌ي رامشه مي‌آمده است و كم‌كم دستور حفر قنات و چاهي را در اين محل مي‌دهد و اين منطقه به نام بهرام شاه ناميده مي‌شود و كم‌كم مخفف آن (رامشاه) مصطلح مي‌شود كه بعداً تبديل به رامشه مي‌شود . 4-بهرام گور ساساني در مسافرت‌هاي خود به رامشه (رامشگراني ) به همراه داشته است كه در اين سرزمين خرم و سرسبز، به شادي و پايكوپي مي‌پرداخته‌اند، لذا رامشه از قديم نام خود را رامشگران گرفته است . 5-رامشه در اصل (رامشهر ) بوده است و رامشهر هم به معني (شهر بهرام ) است يعني شهري كه بهرام آن را بنيان نهاده است . از ميان اين دلايل، ظاهراً دليل سوم به حقيقت نزديكتر است .

    زفره

     


    روستای زفره یک روستا با جاذبه های طبیعت گردی وکوهنوردی وصخره های مناسب جهت کوهنوردی می باشد

    روستای زفره دارای طبیعت زیبا و هوای مطبوع می باشد و این آب و هوای بسیار مطلوب از موقعیت عالی جغرافیایی این روستا می باشد که در مرز بین کویر و کوهستان قرار دارد

    این روستا در75 کیلومتری شمال شرق اصفهان قرار دارد .

    روستای زیبای زفره از توابع بخش کوهپایه شهرستان اصفهان، با مختصات جغرافیایی 52 درجه و 18 دقیقه طول و 32 درجه و 55 دقیقه عرض ، در 75 کیلومتری شمال شرقی اصفهان، واقع شده است. چشمه های آب شیرین و بسیار خنک آب، از ارتفاعات اطراف روستای زفره سرچشمه می گیرد و پس از پیوستن به هم تشکیل یک جوی بزرگ را می دهد که در سرتاسر روستا ادامه می یابد. متوسط شیب بستر جوی آب 5% و متوسط ضریب جریان به متر مکعب در ثانیه 2/0 می باشد. حجم آب سالیانه 1/12 میلیون متر مکعب ( دبی متوسط سالانه ) می باشد. آب و هوای آن در بهار و تابستان معتدل و مطبوع و در پاییز و زمستان سرد است. زفره از جمله روستاهای قدیمی استان اصفهان می باشد . مسجد جامع و سفال های به دست آمده نشانگر قدمت تاریخی این روستاست. طی چند دهه اخیر بناهای قدیمی این روستا تخریب و به جای آن ها ساختمان های جدیدی احداث شده و بافت قدیمی روستا دگرگون شده است. مردم روستای زفره به لهجه زفره ای(این لهجه جزوء طبقه بندی لهجه های مرکزی ایران می باشد)سخن می گویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.

    الگوی معیشت و سکونت

    براساس نتایج سرشماری سال85 جمعیتی حدود 689 را نفر (581خانوار ) را دارا می باشد .این دهستان شامل 30 مزرعه و قصبه می باشد. مشاغل عمده مردم این روستا کشاورزی، باغداری و دامداری است و برخی جوانان در شهرک صنعتی روستا مشغول به کار می باشند. گندم، جو و ذرت سفید عمده ترین محصولات زراعی و گردو، سیب، زردآلو، بادام ، از محصولات باغی و سردرختی های این روستاست. فرآورده های لبنی از قبیل شیر، ماست، کره و به تازگی تولید عسل نیز در این روستا رواج دارد.گیاه کتیرا نیز در پوششهای سطحی بیابان های زفره و اطراف ان به وفور یافت می شود.

    روستای زفره در یک محدوده کوهستانی استقرار یافته و بافت مسکونی متمرکزی دارد.مصالح خانه های قدیمی عمدتاً شامل سنگ، خشت، گل و چوب است. دیوار خانه های قدیمی ضخیم و سقف آن ها با تیرهای چوبی سرشاخه های درختان و اندود کاهگل پوشیده شده است.

    خانه های قدیمی اکثراً یک طبقه و ساختمان های جدید دو یا چند طبقه ساخته شده اند. علیرغم تغییرات فضای کالبدی، باغچه های سرسبز و پر گل فضایی سرشار از سرزندگی و نشاط پدید آورده اند.

    این روستا دارای آب بهداشتی ، برق ، گاز و تلفن میباشد.

    در دهه ی اخیر به دلایل مختلف از جمله خشکسالی بی سابقه و بی توجهی مسؤلین به امور کشاورزان و مشکلاتشان و ادامه تحصیل تعداد زیادی از خانوارهای این روستا به شهر اصفهان مهاجرت نموده اند به طوری که در اصفهان حسینه ای با نام الغدیر بنا نموده اند .

     

    جاذبه های گردشگری

    روستای کوهستانی زفره با چشم اندازهای جذاب ارتفاعات اطراف مزارع سرسبز و زیبای کوچه باغ های روستا یکی از زیباترین و جذاب ترین روستاهای استان اصفهان به شمار می آید. این روستای زیبا با مناظر دلفریب و جلوه های کم نظیر به ویژه در بهار و تابستان گردشگران زیادی را به سوی خود جلب می کند.

    مسجد جامع روستا با قدمتی 700 ساله، در ضلع غربی روستای قرار دارد.که واقعا نماز خواندن در آن حال و هوای معنوی بسیاری به انسان می بخشد .بنای مسجد در سالهای اخیر بازسازی گردیده است.

    این مسجد با توجه به وجود باغات پیرامون آن علاوه بر فضای معنوی و زیارتی از محیط گردشگری نیز برخوردار است.

    یکی از زیباترین اثرهای تاریخی روستای زفره منبر چوبی مسجد جامع می باشد. که در بالای آن این کلمات بر روی چوب حکاکی شده است(این منبر بعون الله تعالی و رسوله فی عزه شهر ذی الحجه السنته احدی و تسعین و سبعمائه)

    چهار چشمه آب گرم در 12 کیلومتری غرب روستا وجود دارد که فصل بهار و تابستان عده بیشماری از راه دور و نزدیک برای رفع بیماری های پوستی به این مکان آمده و در آن استحمام می کنند.(دارای حوضچه های مخصوص و مجزا از لحاظ زن و مرد می باشد).

    کوه نچفت که در بالاترین قسمت آن قله مارشینان قرار دارد این قله دارای یخچال های طبیعی می باشد و فرستنده تلوزیونی شهر اصفهان نیز روی این قله قرار دارد . این قله در حال حاضر در اختیار نیروهای نظامی می باشد

    در زفره غارهای متعددی وجود دارد که معروفترین آن ها غار قادری می باشد که تاکنون کسی عمق واقعی آن را کشف نکرده است

    اگر چه امروزه جوانان این روستا نیز همانند سایر نقاط کشور به بازی های جمعی رایج و به ویژه بازی فوتبال و والیبال علاقمندند و بازی های سنتی کم کم به تاریخ پیوسته ودر حال حاضر یا بازیها فراموش شده یا دیگر کسی تن به این بازیها نمی دهد.

     

    در این روستا تهیه و پخت انواع غذاهای محلی برای مصرف خانوارها رایج است و انواع کباب ها به گردشگران ارائه می شود.

     

    دسترسی

    مسیر اول : اصفهان - پلیس راه اصفهان نایین - جاده روستای زفره - روستای زفره

    سروشبادران


    نام روستا :
    طبق شواهد و مدارک موجود قدمت روستای سروشبادران به قبل از اسلام بر میگردد. نام اولیه این روستا سروش آذران بوده که لغت سروش ریشه در ادبیات هخامنشی دارد و آذران نیز با لغت آتشکده نزدیکی دارد که بعد از حمله اعراب این روستا به سروشبادران تغییر نام یافته و امروزه به آن سروشبادران می گویند 
    در کتاب فرهنگ جامع نامها و آبادیها ی اصفهان در لغت نامه دهخدا در مورد واژه شناسی روستا ها آمده است :در تداول عامه این دیه را سرش بادران (سرش بادرون )می خوانند و در صورتهای قدیم تر از آن به سروش آذران یاد شده است باید دانست که در تداول عامه معمولا" یک حرف زینتی به کلمه اضافه می شود واغلب این حرف به صورت ن (و نوسفادران ) و گاهی به صورت ب (باغبادران و سرشبادران )ظاهر می شود .اما این دوحرف حرف زینتی و اضافه است وتردید نیست که صورت صحیح آن سروش آذران است که تبدیل دال به ذال بسیار شایع و رایج است .
    سروش اذران مرکب از دو جزء (سروش +آذران ) است . سروش در دین زرتشت یکی از فرشتگان مقرب در گاه اهورا مزدا است . در اوستایی آن سرواش ودرپهلوی سرش آمده است و این همان واژه است که امروز ما سروش گوییم . سروش مظهر اطاعت و بندگی و نماینده صفت تسلیم و رضا در برابر اهورا مزدا است و از نظر مقام با مهر برابر است در فرهنگها آن را معادل جبرئیل دانسته اند و یا فرشته ای که پیغام آور باشد .جزءدوم اذران هم میتواند جمع اذر باشد به معنای اتش و دیگر اینکه آذران اصلا" خود نام آتشگاه است .


    موقعیت جغرافیایی:
    روستای سروشبادران در شمال رودخانه زاینده رود و جنوب کوه بزرگ روستا قرار گرفته است . ارتفاع این روستا از سطح دریا ۱۵۶۶ متر می باشد .
    فاصله روستا تا مرکز دهستان فنارت ۸.۵ کیلومتر و تا مرکز بخش اصفهان ۱۳.۵ کیلومتر می باشد . از لحاظ موقعیت جغرافیا این روستا در عرض جغرافیایی ۳۲و۳۲ وطول جغرافیایی ۴۸ و۵۱ شرقی واقع شده است .


    بررسی اقلیم :
    خصوصیات کلی آب و هوای سروشبادران به علت نزدیکی با شهر با شهر اصفهان مشابه است . لذا تابستانهای خشک و زمستانهای نسبتا مرطوبی دارد که اقلیم ان در مجموع نوع نیمه بیابانی می باشد .
     
    مالکیت زمینها ی کشاورزی و سطح زمینهای کشاورزی :
    مالکیت اراضی کشاورزی در روستای سروشبادران به صورت خرده مالکی است و اهالی روستا همگی صاحب عرصه و اعیان خود می باشند .
    رودخانه زاینده رود در فاصله نزدیکی از جنوب روستا قرار دارد و به همین لحاظ جنوب روستا ی سروشبادران را زمینهای کشاورزی فرا گرفته است این روستا از سمت غرب به زمینهای زردنجان و از سمت شرق به زمینهای روستای کاج محدود می باشد که از سمت غرب وشرق زمینهای کشاورزی محدوده زیستی روستا را در بر گرفته است ولی از سمت شمال روستا که محدود به کوه روستا می باشد قسمت بیابانی روستا و به عبارتی مسکونی می باشد که قابل کشت نمی باشد طبق امار مقدار زمینهای قابل استفاده آبادی مقدار ۲۰۶ هکتار می باشد.


    محدوده محلات و مراکز محلات :
    روستای سروشبادران از لحاظ کالبدی به قسمتهای مختلف به نام محله تقسیم شده است . این محلات از نظر اندازه و مساحت تناسب چندانی با یکدیگر ندارند. روشهای نام گذاری این محلات متفاوت بوده به طوری که بعضی از انها بر اساس محل قرار گیری و بعضی بر اساس نام شخص سرشناسی که در ان محل زندگی میکرده و بعضی براساس نحوه استفاده از محل نامگذاری شده است .
    محله شهرک :
    قسمت غربی روستا یا همان ورودی روستا از اصفهان که شامل ساختمانهای نوساز می باشد که به محله شهرک معروف می باشد که جدیدترین بخش مسکونی روستا می باشد و گستردگی فراوانی ندارد .
    محله ملاتقی :
    محله ملاتقی که ازسمت غرب روستا از ورودی سمت روستای کاج شروع تا به مسجد صاحب الزمان ادامه می ابد و از سمت جنوب نیز به زمینهای کشاورزی و بافت قدیم روستا منتهی میگردد. 
    محله با با شجاع :
    که از لحاظ غربی شرقی از مرکز روستا جنب مسجد اهل البیت روستا تا جنب مسجد المهدی روستا و ازسمت جنوب به زمینهای کشاورزی را شامل می شود . 
    محله توده :
    محله توده بخش میانی بین دومحله بابا شجاع و ملا تقی را شامل شده که از سمت جنوب نیز به مسجد جامع روستا ختم می شوده که باید این بخش را مرکزیت قدیم روستا دانست .
    محله حسن آبادیها :
    محله حسن ابادیها را که بخشی از روستا را شامل می شود که قریب ۴۰ سال پیش از حسن آباد جرقویه به این روستا مهاجرت کرده اند و از لحاظ موقعیت جغرافیایی در بخش جنوبی روستا و مجاور محله شهرک را شامل می شود .
     
    معابر روستا (شبکه ارتباطی ):
    محور اصلی ارتباطی روستا ی سروشبادران معبری است که از غرب به شرق روستا امتداد یافته و روستای سروشبادران را به جاده ارتباطی اصفهان واز طرفی به روستای کاج که در شرق سروشبادران و روستای زردنجان ممکن می سازد و کاربریهای مهمی از جمله مدرسه راهنمایی – خانه بهداشت – دفتر مخابرات –مسجد جامع –بسیج –گورستان و...را سرویس می دهد . شبکه اصلی در جه دو روستا معبری است که به موازات شبکه اصلی درجه یک روستا امتداد دارد و باعث ارتباط محلات مختلف روستا با یکدیگر می شود .شبکه معابر روستای سروشبادران حالتی تقریبا شطرنجی دارد و چندان نامنظم نیست و با وجود اینکه از یک رشد ارگانیک برخوردار است نظم خوبی در آن دیده می شود در مجوع معابر این روستا در شیب ملایمی قراردارد و مشکلی از لحاظ شیبهای تند وتیز در معابر این روستا دیده نمی شود .
    در این روستا معابر به ۴ گروه اصلی درجه یک – اصلی درجه دو –فرعی درجه یک – فرعی درجه دو تقسیم می شوند .
     
    حدود ۱۹.۵ درصد مساحت معابر را درجه یک اصلی
     
    حدود ۱۳.۹ درصد معابر درجه دو
     
    حدود ۴۷.۲۴ درصد معابر فرعی درجه یک
     
    حدود ۱۸.۸ درصد معابر فرعی درجه دو
     
    مذهب رسمی مردم روستا :
    دین مردم روستا در حال حاضر اسلام می باشد و مذهب شیعه دوازده امامی دارند .زبان اهالی روستا فارسی است و لهجه خاصی ندارند و به علت نزدیکی به اصفهان آداب و رسوم خاصی ندارند وتقریبا همان اداب ورسوم مردم اصفهان است و فقط در ایام عزاداری تاسوعا وعاشورا که در روز تاسوعا اهالی سروشبادران برای عزاداری به روستای زردنجان می روند و روز عاشورا مردم زردنجان به سروشبادران می آیند. نحوه مدریت روستا هم به صورت شورا محلی و دهیاری اداره می گردد.
     
     
    خدمات روستا :
     خدمات اموزشی :
    در زمینه خدمات اموزشی روستای سروشبادران دارای یک دبستان دونوبته پسرانه و دخترانه به نام دبستان توحید ویک واحد مدرسه راهنمایی پسرانه به نام مدرسه راهنمایی با نام شهدا سروشبادران و یک واحد مدرسه راهنمایی دخترانه به نام مدرسه راهنمایی نجمه که کلاسهای دبیرستان دخترانه در رشته ادبیات و تجربی در ان تشکیل می شود می باشد.در حال حاضر کمبود واحد اموزشی دبیرستان پسرانه و هنرستان می باشد که دبیرستان پسرانه آن در حال تکمیل می باشد و ولی هنرستان ندارد.


    خدمات فرهنگی –مذهبی :
    مذهبی :
    در حال حاضر درروستای سروشبادران ۶ باب مسجد می باشد و در مجاورت مسجد جدید روستا با نام اهل البیت حسینیه با همان نام تاسیس و در سال جدید افتتاح گردیده است . قدیمی ترین مسجد روستا مسجد جامع روستا می باشد که در سمت جنوب روستا قرار گرفته و یک مسجد تاریخی می باشد و احداث ان مربوط به دوره سلجوقیان می باشد .این مسجد در حال حاضر کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و بیشتر جنبه آثار باستانی دارد .بقیه مساجد روستا که به صورت پراکنده در بافت روستا قراردارند بیشتر محلاتی هستند و مساحت کم انها اجازه فعالیت در سطح کلی روستا را نمی دهد .در کنار مسجد سید ابراهیم روستا نیز یک تکیه قدیمی وجود دارد که محل عزاداری قدیم مردم روستا بوده و د ر حال حاضر ساختمان تخریب شده است .
    مسجد جامع (مسجد بزرگ ) – مسجد المهدی –مسجد صاحب الزمان – مسجد کریم –مسجد سید ابراهیم – مسجد اهل البیت – حسینه اهل البیت –تکیه توده


    فرهنگی : 
    از لحاظ فرهنگی این روستا محل قابل ملاحظه و خاصی ندارد و بیشتر کار فرهنگی در مساجد انجام می گرفته است ولی در سال جدید ساختمانی به متراز ۱۴۰۰ متر مربع در دوطبقه تحت عنوان مجتمع فرهنگی روستا در حال ساخت می باشد که شامل کتابخانه – کلاسهای اموزشی – سالن آمفی تئاتر می باشد.

    ب)روستاهاي استان اصفهان(بخش2)

    علون آباد


    علون آباد. [ ع ُ ](اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش کوهپایه ٔ شهرستان اصفهان واقع در 5 هزارگزی شمال کوهپایه و 5 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ اصفهان به یزد.
    **************
    معنی کلمه علون آباد 
    عُلون آباد: ازنظرفرهنگ لغات ودیگرکتب لغوی معنی خاصی نداشته .ویا اینکه حقیرتوان تحقیق وپیدایش آنرا نداشته ام. خواهشم ازخونندگان عزیزاین است که بنده رایاری فرمایند. 
    روستای علون آباد درفرهنگ دهخدا : دهی است از دهستان حومه بخش کوهپایه – شهرستان استان اصفهان واقع 85کیلومتری شرق شهر اصفهان بطرف شهرکوهپایه در(جاده شهراصفهان به شهر یزد) در 5هزار گزی (14کیلومتری)شمال شهر کوهپایه کنار جاده کوهپایه به اردستان می باشد. 
    تعریف علون آباد : ازنظرپیشینیان و افراد محلی وحومه 
    عُلُون آباد( با گویش فارسی محلی (عَلِّباد ALLEBAD ) وگویش محلی خودشان عَلِّوا ALLEVA ) 
    علون آباد به چندگونه معنی شدهاست. 
    1-
    عُلُو یا عَلُو به معنی بلندترین وبهترین چیز(به معنی بلند ، بالا، جای بلند) می باشد. باتوجه به اینکه 
    این روستادرگذشته های قدیم توسط سرمایه داران( بزرگان و خوانین ) شهر کوهپایه بنا نهاده شده وحالت ییلاقی برای آنها داشته . زیرا نسبت به منطقه کویری کوهپایه در بهار وتابستان از آب وهوای خوبی برخورداربوده واز نظر سطحی نسبت به شهر کوهپایه خیلی بالاوبلندتر (تقریبا هزارمتر) . به همین دلیل بوده به آن گفته اند عُلون آباد یعنی بهترین بلندی یا بلندی که آبادشده.پس بااین وصف اگر عَلون آباد هم تلفظ گردد صحیح است. 
    2-
    معنی علون آباد با توجه به نظر مرحوم غروی. اَلون آباد بوده وبه معنای اطاقی گلی است که درروستاهای ییلاقی ساخته شده است ودرفصل بهاروتابستان از آن استفاده می کرده اند.یا به معنی(اَلونک)که امروز درلغت فارسی متداول است به معنای اتاقک می باشد.ومعتقدبوده که درحال حاضرنام این روستا به غلط با حرف عین (علون آباد ) نوشته می شود درصورتیکه صحیح آن 
    اَلون آباد می باشد. 
    لازم بتوضیح : از آثار چهار ساختمان خیلی قدیمی یا اولیه ای که تا چند سال پیش باقیمانده بود 
    دارای دو اتاق تودرتو باسقف های گنبدی شکل(مخروطی) باتیز زیاد گنبد(به شکل اهرم مصر)بود تا درفصل زمستان نیاز به برف روبی نداشته باشد.ازبناهای به جامانده الف- بنای خانه پهلوان وچوپان معروف روستا بنام قنبروپسرش عباس قنبر 
    ب-بنا غریب خانه در میدان ده (جایی که برای استراحت افرادغریب ورهگذربود) 
    ج-بنای خانه معروف به حاج حسن حاج حسن و خانه مرحوم کوکب خانم . 

    3-
    عُلون آباد: با توجه به این که این روستا نسبت به روستاهای اطراف خود از عالمان دینی وافراد باسوادبرخورداربوده وازروستاهای دیگر برای فراگیری علوم دینی ودیگرعلوم (خواندن ونوشتن) به اینجا مراجعه می کرده اندویا روحانیان رابرای مراسماهایی علی الخصوص درماههای محرم وصفرورمضان برای موعظه وبیان احکام دینی از این روستا دعوت می نموده اند. می گویند به همین دلیل نام این روستا (عُلوم آباد OLOMABAD) بوده یعنی (جای علم) . اما بعدها پس مرور زمان که علمان آن مرده یا کوچ کرده اند تغییرنام به (عُلون آباد )پیدا کرد. ودر ضمن یکی از نشانه های این ادعا صاحب اشتراک روزنامه پرچم اسلام می باشد . زیرا تعدادی نسخه از این روزنامه ها ی پرچم اسلام سال 1326مطابق با شعبان 1366قمری وقبل از آن درخانه قدیمی یکی از علمای دینی بزرگ آین روستا بنام آقا سید محمود احمدی معروف به آقا (سید محمود بزرگ) پیدا شده و در ضمن منزل آن بزگوار بصورت حوزه علوم دینی برای آموزشهای اولیه طلاب بوده وبعد برای تکمیل درس خود به حوزه اصفهان ودیگر شهرها می رفته اند. 
    4-
    علون آباد (اِعلان آباد ELANABAD ) افرادی هم نرشان براین است .برای اینکه این روستا نسبت به روستاهای اطراف خود در مرکزیت وسطحی تقریبا" مسطح قراردارد و از قدیم دارای پستخانه (چاپار) 
    ومحل خبررسانی به دیگر روستاها بوده به همین دلیل به آنان ( اِعلان آباد ) می گفته اند زیرا دارای یک بنای قدیم بنام (غریب خانه )بوده شبیه به کارایی رباط های عباسی برای استراحت مسافرین وافراد غریب ورهگذر که درآن محلی برای خواب واستراخت انسانها و حیوانات شان تعبیه شده بود. لازم بذکر بنا مذکور پس تخریب مجددا" باسبک جدید توسط فردی خیر بنام حاج حسن ذاکری بازسازی گردیده. 
    5-
    علون آباد (اِلٌا باد ELLABAD یا علٌا باد ELLABADبه زبان مردم کوهپایه ) برای اینکه بیشتر فصول سال درآن بادهای فصلی شدید در حال وزیدن بوده به همین دلیل به آن (ایلٌا - عِلٌا باد ELLABAD)به زبان محلی به جایی که فقط بادمی وزد می گفته اند. 
    6-
    علون اباد (گٌلٌوند آباد KOLONDABAD )(( KULONDABADبعضی از مردم روستاهای اطراف علی الخصوص سٌروجندابه ............این نظر رادارند که نام اولیه آن گٌلٌوندآباد بوده وعلت آنرا این می دانند ومی گویند در قدیم درب های ورودی کلیه خانه های این روستا 
    دارای قفلی بنام گٌلٌون بوده وبصورت گٌلٌوندی بسته می شده وبه همین علت این ده شهرت داشته به 
    گٌلٌوندی ( گٌلٌوند آباد K OLONDABAD) گٌلٌون : قفل مخصوص چوبی بادسته به شکل L انگلیسی وبادندانه های فلزی یاچوبی(هرقفل فقط باکلیدمخصوص خود باز می شود)گٌلٌوندان : سوراخی درکنار درب تعبیه شده بود که آن قفل در آن قرارمی گرفت. 

    فشارك

     


     
    فشارک نام روستایی است در استان اصفهان فشارک در حدود 70 کیلومتری شرق شهر اصفهان قرار دارد در نزدیکی این روستا، معروفترین کوه از کوه های جنوبی سلسله جبال کرکس به نام کوه فشارک یا کوه مارشنان یا کوه مس قرار دارد

    فشارک . [ ف ِ رَ ] (اِخ ) دهی است از بخش کوهپایه ٔ شهرستان اصفهان ، دارای 930 تن سکنه . آب آناز قنات و محصول عمده اش غله و حبوبات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).


    موقعیت طبیعی و جغرافیایی فشارک

    فشارک با طول و عرض جغرافیایی 19-52/ 47-22 و پلاک[1] 438 از بخش 19 اصفهان پاره ای از بهشت برین است با آب و هوایی بسیار مطبوع و دل انگیز و دره هایی عمیق و کوههایی رفیع در آنجا به چشمه سارهای جوشانی برمی خوریم که متصل است به سلسله جبال سر به فلک کشیده کرکس.آنجا منطقه ای است وسیع با بوته زارها و بیابانهای[2] بکر و جذاب در آنجا اراضی مزروعی و اشجار از آب سرد و گوارای قنوات گبری که کاریزهای آن شن زارهای کوههای[3] گرانیتی است سیراب می گردد.آب و هوای بهاری و معتدل فشارک و خاک مستعد و حاصلخیزش موجب گردیده تا کشاورزان بانشاطی وصف ناپذیر در باغستانهای آن بصورت سنتی، گندم، جو، ذرت، زعفران، شاهدانه، سیب زمینی، شلغم، کدو، چغندر، خیار، نخود، لوبیا، ماش، عدس گارس، بلال، زردک، سبزیجات و اشجاری مانند گردو، بادام، گلابی، آلبالو، زردآلو، زرشک، هلو، ارمو، گُنجینی، سنجد، سیب، کاج، انگور، توت، انار، خیار، کبود، گل محمدی، بید، بیدمشک، انجیر و اخیراً پسته و زیتون کشت نمایند. همچنین دشت وسیع و دره های پیچ در پیچش موجب شده تا انواع و اقسام گیاهان و حیوانات وحشی مانند آهو، تیهو، گربه، گراز، مرغ، بز، خرگوش، لاک پشت، خروس، الاغ، چوچووه (دارکوب) شانه به سر (هدهد) گنجشک، قناری، آلّو (باز شکاری)، شاهنگ (شاهین)، بلبل، گنجشک چله (دم جذ بانک)، چکاوک، مار، عقرب، رتیل، عنکبوت، افعی، سگ، تیغ داره (جوجه تیغی) موش، مارمولک، سار، محی، پژمژه، کبوتر چاهی، کلاغ ژاره (زاغ)، کبک، قورقوری، فاخته، جغد، سینه سرخ، بره آهو، روباه، شغال، گرگ، چلچله و گیاهان دارویی و غیر دارویی نظیر شکرگولی (شکر تاقار) آویش، اشم، گلهای وحشی، داسی، گون، رَواز (ریواس)، شنگ، کلاسور، تنیره، تیغ، سزه، سیر کوهی، بادام کوهی، قارچ کوهی، پیاز کوهی، سبزی کوهی، کپی، سچّوری، بوته بوری، سبیل موش، کشکاله، فلق، پیازچه، شور، اردولوک، گز، اسفند، روازی، مژو، نعنا، پونه کوهی، هندوانه ابوجهل، تلخه، بوجود آید.

    [1]. پلاک 438 اصلی ابنیه و املاک فشارک بخش 19 اصفهان و پلاک 439 اصل قنات فشارک.

    [2]. دارای دو بیابان بنامهای 1- لردکاشتریا از مزرعه هشوه تا حجۀ آباد و مزرعه حاجی حسن 2- لردپائین از مزرعه دُر گرتاورتان.

    [3]. آب بعضی از مزارع فشارک از کوههای آهکی سرچشمه می گیرد که کیفیت آب آن مزارع نسبت به مزارعی که از کوههای گرانیتی سرچشمه می گیرند پائین تر است.

    «نیم نگاهی به تاریخ فشارک بعد از ویرانی»

    دیر زمانی می گذشت و فشارک و مزارع آن متروک و مخروب به دور از انظار جستجوگران سازندگی در آرزوی آبادانی بسر می برد هر چند که آبهای سرگردان از قنوات قدیمی و خراب و چشمه سارهای جوشان، آنرا به مرغزاری سرسبز و باصفا مبدّل کرده بود و پیوسته مراتع و آبشخورهای آن مورد بهره برداری رهگذران و چوبداران دور و نزدیک مانند مزرعه شور قرار می گرفته، لکن کسی در اندیشۀ عمران و آبادانی آن نبوده است تا اینکه همزمان با اقتدار دولت صفویه و بسط امنیت و ثبات در سراسر کشور این انتظار تلخ بسر می آید و مورد توجه دو یکّه سوار بنام اسماعیل[1] و ستارخان شهر آبی که بارهای بار مسیر شهراب به وِیر را زیر سُم ستورانشان سپرده بودند و همسرانشان متعلق به شهر خفته در کنار کویر یعنی قهپایه می باشد قرار می گیرد و آب شیرین و علفزار سرسبز آن، آنها را از حرکت بطرف وِیر بازمی دارد اسماعیل که همّت والا و عزم بالائی دارد در کنار زمزم پوشیده از گل و لای کویر اطراق می کند و مشغول احیاء و توسعه آن می شود و پس از آبادانی نام آنرا قلعه[2] می گذارد و کمی پائین تر جوشش آبی زلال که فشار اندکی دارد ستار را فریفته خویش می گرداند و رؤیای آبادانی را در روح و اندیشه او می گستراند و پس از آبادانی نام آنرا فشارک[3] می گذارد و چون از زوجه اش دختر غلامحسین کوهپائی صاحب فرزند نمی شود آنرا وقف مسجد جامع عباسی (امام) اصفهان می کند البته نباید تلاش بی وقفه این دو بزرگ مرد و فرزندان آنها را در کوهپایه فراموش نمود چرا که هنوز هم سالمندان و بزرگان کوهپایه از دروازه ملاکریم فرزند اسماعیل خان به عظمت یاد می کنند بعدها فرزندان بزرگ مردی به نام میرمحمد رفیع طباطبائی زواره ای به جمع بانشاط و پرتلاش ستار و اسماعیل می پیوندد لکن علت این تعلق[4] بر ما پوشیده است فقط یک چیز مسلم و مبین است که فرزندان میرمحمد مورد احترام ستار و اسماعیل و همچنین ملاجعفر[5] و غلامحسین کوپائی بوده است چرا که بهترین منازل که از نظر وسعت و صفا بی نظیر بوده است را در اختیار آنها قرار داده اند منازلی که جوی آب شب از آنجا عبور می کند برای مثال می توان به منزل میرعلی نقی اول که شامل خانه های مرحوم حاج میرمحمد علی، حجۀ الاسلام سید مرتضی، سید ابوالقاسم، حجۀ الاسلام حاج سید مصطفی، خلیل ا... و حاجیه مریم بیگم ا

    ست و از امنیت و زیبایی خاصی برخوردار می باشد، اشاره کرد. به هر حال فرزندان میرمحمد تحولی نو، عمیق و پایدار در کوهپایه و فشارک ایجاد می نمایند و آنرا تبدیل به حوزه باعظمت علم و تحقیق می کنند.

    [1]. داستان اسماعیل و ستار را اینجانب فقط از سرور ارجمندم جناب آقای محمدعلی محمدی شنیده ام و دیگر سالمندان فشارک اظهار بی اطلاعی می نمایند. همچنین سنگ مقبره و دست نوشته ای تاکنون از آنها نیافته ام.

    [2]. فعلاً نام آن قلعه کهنه می باشد.

    [3]. فعلاً نام آن فشارک کهنه می باشد.

    [4]. به احتمال قوی این تعلق سببی بوده است چون از زمانهای گذشته بین این دو طایفه ازدواج های زیادی صورت گرفته است.

    [5]. پدر همسر اسماعیل خان.

    نیم نگاهی به تاریخچه روستاي فشارک قبل از ویرانی

    مدتها است که فکر تحقیقی عمیق و بدور از شائبه در زمینه تاریخ فشارک ذهنم را بخود مشغول نموده و مرغ دل هر روز در اوج آسمان آبی فشارک به پرواز درمی آید و از بلندای کوه مارشینان متفکرانه ردپای سبز گذشتگان را می نگرد و از افسون آنهمه زیبائی که بجای گذارده اند تا پاسی از شب در معابر و مقابر بدنبال اسرار ناگشوده روان است اما افسوس که با گشایش هر گره هزاران هزار مجهول دیگر بر سر راهم قرار می گیرد. امروز 25/12/70 اندیشه ی حیرانم مرا به کُنجی فرا می خواند تا از گنج گفتار گذشتگان دیناری زنگار گرفته به من ایثار کند، پس از کلنجاری کوتاه سرانجام قلم مبهم و کم رنگ خویش را بر سینه ورق لرزان برقص وامیدارم و حاصل آن سطوری است ناتمام بنام نیم نگاهی به تاریخ فشارک اما چه سود نیم نگاهی است از پشت چشمان تاریکی که فقط عشق دیدن دارد و این کار نرگسان تیزبینی را می طلبد که به اندک غمزه ای غوغائی در دل شیفتگان تاریخ گذشته قوم ما بیفکند و به اشارت اندیشه زلال آنها تشنگان بی قرارِ غرق در سراب تردیدها را منوّر و سیراب گرداند لذا بدینوسیله دست طلب به سوی سروران عزیزم از تمام اقوام و طوائف دراز می کنم و با بستن پل خضوع آن عزیزان را اغنیائی سخی می پندارم که اطلاعات ناقص و ناقض مرا در زمینۀ موقعیت طبیعی و جغرافیایی فشارک، محصولات، مزارع، کوهها، گیاهان، قنوات، صنایع، معادن، حیوانات، جمعیت، نژاد، زبان، مقابر، آداب، سنن، خاطرات و آثار گذشتگان کامل نمایند تا انشاءالله به کمک و مساعدت یکدیگر تاریخ پرباری را به رشته تحریر درآوریم اما بعد، سیری کوتاه در تاریخ فشارک قبل از ویرانی: از آثار به جای مانده از گذشتگان و قبور کشف شده اینگونه استنباط می گردد که ساکنین اولیه این دشت دل انگیز گبرنشین و اهل تمدن بوده اند هر چند که با ظهور دین مبین اسلام و نشر آن در ایران به اسلام متمایل می شوند بگونه ای که قبرستان آباء و اجدادی خویش که در دامنۀ کوه شِدِه واقع شده است را رها می نمایند و گورستانی نو به سبک گورستان مسلمانان در دامنۀ کوه لافَرَخِه ایجاد می کنند، سنگ قبر هفتصد سالۀ بدست آمده نشانگر آنست که سالیان طولانی ندای اذان مؤذن در این دشت طنین افکن بوده است همچنین ویرانه های بجای مانده از کارگاههای ذوب سنگ آهن در اطراف پاوازا و کارگاههای شیره کشی واقع در تپه های مورزه آباد و مخروبه های جالب و دیدنی کوره های آجرپزی و آسیابهای خراب کالیوز و ماه آباد[1] حکایت از تمدنی کهن با مردمی سخت کوش دارد که سالیان سال زمستانهای سرد و طولانی را پشت سر نهاده اند و با آغاز فصل بهار و وزش نسیم بهاری از دل کوه سر به فلک کشیده مارشینان، با شقایقهای روئیده بر بستر صحرا همنشین شده اند و در شُوری شورانگیز زندگی مرفّه و پرجاذبه ای را پی ریزی می نموده اند. تا اینکه در یک روز غم انگیز سیلی ویرانگر طومار زندگی آنها را درهم می پیچد بطوریکه در بعضی از جاهای پست، گل و لای به جای مانده از این سیل عظیم به بیش از پانزده متر میرسد و پس از حفر پانزده متر به آثار حیات برمی خوریم البته اماکن بلند و مرتفع مانند دامنۀ کوهِ شِدِه تا حدودی از این ویرانی در امان مانده است.

    [1]. ماه آباد: مزرعه ای نزدیک امام زاده احمد بن موسی الکاظم (ع) فشارک معروف به مَباد.

    نیم نگاهی به جمعیت کنونی فشارک

    قرنها از عمر فشارک می گذرد و هر روز بر جمعیت این شهر زیبا افزوده می شود بگونه ای که جوانان و کودکان طوایف، همدیگر را نمی شناسند و نسبت به یکدیگر غریبه شده اند. جمعیت کنونی فشارک به دو دسته بزرگ تقسیم می شوند[1].

    الف: طایفه فارسی گو که عبارتند از: 1- فرزندان اسماعیل خان شهر آبی 2- ساداتی که از نسل امیر مشرف الدین طباطبائی زواره ای می باشند 3- سادات حسینی که از کهنگ و کوهپایه آمده اند و از نسل سید قربان حسینی کهنگی هستند.

    ب: طایفه ولاتی گو: که از شهرهای مختلف آمده اند و جمعیت متحد و یک شکلی را تشکیل داده اند و عبارتند از:

    1- طایفه علیشاه و صنع الهی ها که جد آنها اسماعیل از لاسیب جهت راه اندازی آسیاب به فشارک می آید و پس از راه اندازی آسیاب در فشارک ماندگار می شود ایشان اولین گروه از طایفه ولاتی گو می باشد که به فشارک مهاجرت نموده اند.

    2- اولاد مطلب و اولاد قدیر که از سسنا و گشگان به فشارک آمده اند.

    3- اولاد مهدی باقر و اولاد سبزه که از کردآباد به فشارک آمده اند.

    4- اولاد حاج علی اکبر و محمد (حمامی ها) و حاج عبدالوهاب که از حبیب آباد به فشارک مهاجرت کرده اند.

    5- اولاد عبدالله بندی و علی بندی و حسین علی باقر که از گشگان به فشارک آمده اند و اولادبندی افراد متمولی بوده اند.

    6- اولاد عقدائی و رحیم که پس از قحطه سالی به همراه اسماعیل خان قهی به فشارک می آیند اسماعیل خان قهی از ایل قشقائی و اهل شیراز بوده است ایشان بهنگام قحطه سالی بعضی از املاک فشارک را خریداری می کند و گوسفندانش را جهت چرا به فشارک می آورد.

    7- کرم: وی مالیات بگیر میرزا آقا بوده و از کوهپایه به فشارک می آید و در فشارک مسکن می گزیند.

    8- علی فرزند یعقوب ایشان اهل کوهپایه بوده و سپس به فشارک می آید.

    9- عباس کوپائی پدر بزرگ حاج سلمان و حاج اباذر که به درخواست میرزارضا فرزند میرزا حسین بعنوان قصاب و مجری مراسم سوگواری ائمه (ع) راهی فشارک می گردد.

    10- اولاد عزیز که از سبزوار به فشارک می آیند و جد آنها حسن محمد رضا است.

    [1]. بعضی طوایف مانند اولاد حاج علی عسگر که از تودشک چو به کیریچی و از کریچی به فشارک آمده اند مستقل می باشند.

     آیت‌الله سید محمد بن قاسم فشارکی اصفهانی؛

    آیت‌الله سید محمد بن قاسم فشارکی اصفهانی؛ درسال 1253 قمری 1217 شمسي در فشارک به دنیا آمد. جد بزرگ او امیر شریف سالها قبل از آن از زواره به فشارک آمده بودند و برادر امیر شریف بنام امیر مشرف به روستای ویر در همان حوالی می‌رود.

      در سن  11 سالگی به عراق رفت. و کفالت او را برادر بزرگش ابراهیم ملقب به ((کبیر)) بر عهده گرفت. و برخی دروس را نزد برادر و مابقی را مانند فقه و اصول را نزد علمای دیگر مانند آیت‌الله فاضل اردکانی و حاجی آقا حسن بن سید مجاهد گذراند.

      در سال 1286 قمری به نجف رفت و در محضر آیت‌الله حاج میرزا محمد حسن شیرازی تلمذ کرد و در سال 1291 به همراه آیت‌الله شیرازی به سامرا رفت.

      پس از وفات آیت‌الله شیرازی مجدداً در سال 1312 هجری قمری به نجف بازگشت.

      آنطور که آقا بزرگ تهرانی در کتاب خود می‌فرماید، در مسجد هندی در نجف کرسی تدریس داشت که حدود 300 شاگرد در کلاسش حاضر می‌شدند. شیخ عباس قمی در فواید الرضویه می‌فرماید: زمانی که آیت‌الله شیرازی در شعبان 1312 وفات کرد بزرگان به او رجوع کردند زیرا اعتقاد داشتند که او اعلم پس از میرزاست و از او خواستند که تصدی امور شرع و مرجعیت را بر عهده بگیرد ولی ایشان می‌فرماید: من خود می‌دانم که شایسته این کار نیستم زیرا ریاست امور شرعی نیاز به امور دیگری غیر از علم دارد و من در این امور وسواس خاصی دارم و من به غیر از تدریس به کاری نباید مشغول شوم. به ایشان اشاره کرد که به سراغ مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی بروند. که این یکی از دلایل بلندی همت و پاکی نفس و اخلاص قلب این بزرگوار بوده است.

      حاج میرزا محمد حسن نایینی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و آقا شیخ محمد رضا نجفی و حاج شیخ محمد حسین طبسی و آقا میرزا سید علی مدرس یزدی از شاگردان وی بودند. او در نجف درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. از آثار وی اصاله البرائه، الاغسال، الفروع المحمدیه، مجموعه رسالاتی در فقه و غیره، شرح اوائل رساله البرائه شیخ انصاری، رساله‌ای در خلل نماز می‌باشد.

      وفات وی را در 1316 قمری 1277 شمسي دانسته‌اند. محل دفن وي يكي از حجرات صحن مقدس علويست

      مرحوم سید محمد فشارکی، از بزرگ‏ترین شاگردان میرزای شیرازی و استاد حاج شیخ عبدالکریم حائری است. مرحوم حائری می‏گوید:

    من از استاد خود، آیة‏الله فشارکی شنیدم که فرمود: آن هنگامی که میرزای شیرازی اوّل درگذشتند، رفتم منزل، دیدم مثل این که در دل‏ام یک نشاطی هست، هر چه اندیشیدم جای نشاطی نبود، میرزای شیرازی در گذشته، استاد و مربی من بوده... مدتی اندیشیدم ببینم کجا خراب شده، این نشاط مالِ چیست؟ بالأخره به این نتیجه رسیدم که شاید نشاط از این است که همین روزها من مرجع تقلید می‏شوم. بلند شدم رفتم حرم و از حضرت خواستم که این خطر را از من رفع کند؛ گویا حس می‏کنم که تمایل به ریاست دارم.

    ایشان تا صبح در حرم به سر می‏برد و صبح وقتی برای تشییع جنازه می‏آید، او را با چشمانی پر التهاب می‏بینند و معلوم بوده که همه‏ی شب را مشغول گریه بوده است و بالأخره تلاش کرد و زیربار ریاست نرفت.(یادنامه‏ی شهید قدوسی، ص 203)

      مشاوره در اعلمیّت

    مرحوم آیة‏الله سید احمد زنجانی قدس‏سره می‏نویسد:

    فرزند مرحوم سید محمد فشارکی رحمهم‏‏الله فرموده است: بعد از وفات میرزای شیرازی بزرگ، پدرم توسط من به مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی پیغام داد که "اگر شما خود را اعلم از من می‏دانید بفرمایید تا من زن و بچه‏ام را، در امرِ تقلید، به شما ارجاع دهم و اگر مرا اعلم می‏دانید شما خانواده‏ی خود را در مسئله‏ی تقلید، به من ارجاع دهید".

    هنگامی که این پیام را به میرزا رساندم، تأمّلی کرده و فرمود: "خدمت آقا عرض کنید که آقا خودشان، چه‏گونه می‏دانند؟". من این سؤال را، که به منزله‏ی جواب بود، خدمت پدرم عرض کردم. پدرم فرمود: "برو عرض کن که: شما در اعلمیّت، چه چیز را میزان و معیار می‏دانید؟ اگر دقّت نظر، میزان باشد، شما اعلم‏اید، و اگر فهمِ عرفی معیار باشد، من اعلم‏ام".

    من، دو باره این پیام را به میرزا رساندم. ایشان باز تأمّلی کرده و فرمودند: "خودشان کدام یک از این دو را میزان قرار می‏دهند؟".

    من بازگشتم و این جواب را که سؤال بود، ابلاغ کردم. آقا تأمّلی کرد و فرمود: "بعید نیست که دقّت نظر، میزان و ملاک اعلمیّت باشد. آن‏گاه فرمود که همگی از میرزای شیرازی تقلید کنیم".(الکلام یجرّ الکلام، ج 1، صص262 ـ 263)

      لوازم مرجعیّت

    هنگامی که برای قبول مرجعیت، به آیة‏الله سید محمد فشارکی قدس‏سره مراجعه کردند، فرمود: «من، شایسته‏ی مرجعیّت نیستم؛ زیرا، ریاست شرعی، به جز علم فقه و شناختِ احکام، امور دیگری از قبیلِ آگاهی از مسایل سیاسی و شناختن موقعیّت امور جاری و موضع‏گیری‏های درست در هر کار را نیز لازم دارد و اگر من در این کار دخالت کنم، به تباهی کشیده می‏شود. برای من، غیر از تدریس، کار دیگری جایز نیست». و بدین‌گونه این عالمِ نَفْس کُشته، مردم را به میرزا محمد تقی شیرازی ارجاع می‏دهد. (بیدارگران اقالیم قبله، صص 126 ـ 127 ؛ فوائد الرضویة، ص 59)

      دفع بیماری وبا

    مرجع تقلید زمان خود مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤ سس حوزه علمیه قم نقل کرد: مدتی در شهر سامراء نزد مرحوم آیت‌الله العظمی میرزای شیرازی (متوفی 1312 قمری) درس می‌خواندیم ، روزی در وسط درس استاد بزرگ ما آیت‌الله سید محمد فشارکی(متوفی 1315 قمری) وارد شد، در حالی که بسیار مضطرب و نگران بود، علت نگرانیش این بود که بیماری مسری وبا در عراق شیوع یافته بود و بسیاری از مردم را کشته بود، آقا سید محمد فشارکی فرمود: آیا شما مرا مجتهد می دانید؟ گفتیم آری ، فرمود: آیا مرا عادل می‌دانید؟ گفتیم آری (منظور او این بود که پس از تایید، حکمی صادر کند) آنگاه گفت : من به تمام شیعیان سامره از زن و مرد حکم می‌کنم که هر یک از آنها یک بار زیارت عاشورا را به نیابت از مادر امام زمان(علیه السلام) بخوانند، و آن مادر بزرگوار را در نزد فرزند بزرگوارش شفیع قرار دهند که امام زمان(علیه السلام) پیش خدای بزرگ از ما شفاعت نماید تا خداوند شیعیان سامراء را از بیماری وبا حفظ گرداند. مرحوم آیت‌الله حائری گوید: وقتی که این حکم از مرحوم آیت‌الله سید محمد فشارکی صادر شد، چون خطر مرگ در میان بود، همه شیعیان اطاعت نمودند و در نتیجه، یک نفر شیعه در سامراه تلف نگردید، و خداوند متعال شیعیان را از این بلای عمومی نجات بخشید. 

      شاگردان وي:

    1- مرحوم ميرزاي نائيني (آيت الله العظمي ميرزا محمدحسين غروي نائيني)

    2-  مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمدرضا نجفي مسجد شاهي كه داراي تاليفات متعدديست و در كتاب وقاية الذهان خود نيز شرح حال مرحوم فشاركي را آورده است

    3- مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبد الكريم حائري يزدي مؤسس حوزه علميه قم . ضمنا كتاب تقريرات ايشان تحرير بيانات مرحوم فشاركيست 

    سید علی حائری شاه باغ

    میر سید علیخان در سال 1304 هـ.ق در شهر کربلا دیده به جهان گشود، پدر بزرگوارش آیت الله حاج سید ابراهیم طباطبائی فشارکی معروف به سید ابراهیم صغیر از سلسلۀ سادات طباطبائی فشارک بوده است که در عصر قاجار به کربلا مهاجرت می نماید و در کنار حرم حسینی رحل اقامت می افکند. 
    آیت الله حائری علاقه وافری به میر شهاب الدین علی طباطبائی فشارکی معروف به میرعلی شاه باغ داشته است به همین جهت پس از تغییر نام خانوادگی اش از طباطبائی به حائری پسوند شاه باغ را نیز به آن اضافه می کند.


    . ایشان تحصیلات خود را در علوم اسلامی نزد بزرگان چون آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری و عموی مادرشان آیت الله العظمی سید محمد فشارکی و دیگر علماء وقت در فقه و اصول در کربلا و نجف به پایان می رساند و در سن 28 سالگی به درجه اجتهاد نائل می گردد ایشان پس از چند سال اقامت در کربلا و نجف به ایران مراجعت می کند و در سلک یکی از مشروطه خواهان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی آن زمان حضور فعال پیدا می نماید سپس با تأسیس وزارت عدلیه و با توصیه ناصرالملک نایب السطنه احمد شاه قاجار در آن وزارت خانه به سمت معاونت محاکم جنائی اختصاصی مشغول می شود و در اثر لیاقت و جدیّت مراحل ترقی را به سرعت طی و به عضویت استیناف ریاست کل محاکم ابتدائی مدعی العموم (دادستان شهرستانها) مدعی العموم (دادستان) دیوان کیفر، ریاست شعبه سوم استیناف، ریاست استیناف اصفهان، ریاست کل استیناف تهران، معاونت دادستان کل کشور، رئیس شعبه ششم دیوان عالی کشور، رئیس شعبه دوم دیوان عالی کشور منصوب می گردد و سپس بنا به پیشنهاد آیت الله العظمی بروجردی به سمت دادستان کل کشور انتخاب می شود. آخرین سمت ایشان در وزارت دادگستری ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات بوده است یکی از کتب ایشان کتاب شرح قانون مدنی است که نتیجه تلاش 47 ساله این مجتهد جامع الشرایط می باشد. 
    ضمناً استاد سید حسین حائری فشارکی مدرس حوزه علمیه مشهد برادر ایشان می باشد که پس از مهاجرت از عراق ساکن کرمانشاه می شود.

    سرگرمی ها ی قدیم فشارک

    طاقس یا جفت

    شرح بازی : این بازی معمولا 2 نفره برگزار می شد 2 طرف در بازی تعدادی معین بادام(پسته-گردو) همراه خود می آوردند یکی از بازیکنان به صورت مخفی 1 یا 2 بادام را در مشت خود قرار می داد وسپس مشت بسته خود را به طرف بازیکن دیگر می گرفت و از وی سوال می کرد طاقس یا جفت و وی یک پاسخ را انتخاب می کرد طاق به معنی یکی و جفت به معنی 2 تا بودن حال اگر فرد گزینه درست را انتخاب می کرد بادام های داخل مشت بازیکن اول از آن او می شد و در غیر این صورت می بایست یکی از بادام هایی که با خود آورده را به بازیکن مقابل دهد این بازی تا تمام شدن بادام های یک طرف ادامه پیدا می کرد

    زبان مردم فشارک

    زبان رسمی مردم فشارک فارسی است اما کشاورزان علاوه بر زبان فارسی به زبان محلی که زبان پهلوی قدیم است و مشهور به زبان ولاتی میباشد با لهجه ای شبیه لهجه ی مردم یزد و نائین صحبت می نمایند .

    اماکن دیدنی فشارک

    1- کوه شده

    از کوه های رشته کوه مارشنان  در شمال شرق روستای فشارک  ،  روستا در دامنه آن واقع شده است.

    کوه دارای صخره ها وپرتگاههای خطرناکی است که اگر آشنایی به کوهنوردی نداشته باشید بالا رفتن از کوه توصیه نمیشود قدیمی ها  میگفتند در زیر کوه دریایی  از آب وجود دارد وقنات فشارک آب خود را از زیر این کوه می گیرد.

    در قله کوه شده حفره ای به دهانه تقریبی 30 سانتیمتر از درون صخره ای بیرون زده که بعضاً در طول سال بخار گرم از داخل آن خارج میشود بعضی ها اعتقاد دارند این  حفره تا پایین کوه ادامه دارد و دهانه آتشفشانی است.

    کوه ستبر که نمای ورودی روستا به آن میباشد و ناگفته های زیادی در دل دارد  و با دیدن آن احساس غرور  می کنی.

    2- چک چکه
    در شمال شرقی مزرعه حنا دره ای است به نام لاسیلی که انتهای آن در دل کوه مارشنان به دره لامژو می رسد. وقتی مسیر لاسیلی تا لامژو را طی میکنی ، به  چشم اندارها و صخره های بدیع وبکری می رسی که بسیارجالب ودیدنی است.
    یکی از این مناظر که در در اواسط راه قرار گرفته  ، صخرهای است بلند که از بالای آن چشمه ای بیرون زده  ،  و قطرات آب  چک چک به پایین می چکد. وبه همین دلیل این محل به چک چکه معروف شده است.
    در تابستان استراحت در کنار این چشمه با آب وهوای بهاری همراه با صدای چک چک قطرات آب مفرح و دلنشین است.

    3- لامژو و لابیدستان

     دوتا از دره های بسیار زیبای مارشنان هستند وقتی از مار شنان در صدمتری قله کوه مس به طرف لابیدستان بخواهیم برویم اگر کسی به منطقه آشنا باشد راههای زیادی هست ولی تنها راه مال رو راهی پر وپیچ وخم وترسناک است که در قدیم برای چرای گوسفندان در دامنه قله و آوردن هیزم بوسیله الاغ و قاطر استفاده میشده است اهمیت این راه به این میباشد که در میان دره ها و پرنگاهها وسنگلاخ بودن کوه راهی درست کرده اند تا افراد به راحتی جهت حمل بار تا قله بتوانند از حیوان استفاده کنند

     قارنه

    قارنه روستای کوچکی است در فاصله ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان اصفهان واقع در پناه گاه حیات وحش (پارک ملی) کلاه قاضی.

    وسعت این منطقه حدود ۵۰۰۰۰ هکتاربوده وپوشش گیاهی آن شامل انواع گندمیان،کاسنی، درمنه، علف شور، بنه و بادام کوهی می باشد. ازگونه های غالب چهارپایان حفاظت شده این منطقه می توان به کل و بزکوهی اشاره کرد وانواع پرندگان آن عبارتند از: عقاب، باز، بالان، تیهو، کبک و باقرقره. قدمت این روستا حدود ۳۵۰۰ تا ۷۰۰۰ سال تخمین زده می شود که البته تا به حال گروهی به صورت جدی کار قدمت گذاری بر این روستا را دنبال نکرده است. جمعیت فعلی این روستا به دلیل خشک سالی های متعدد و کم توجهی مسئولین از ۱۰۰ نفر تجاوز نمی کند که البته در سال هایی نه چندان دور این روستا از روستاهای پر رونق بوده است. بناها وعمارت های این روستا تماما خشتی وگلی بوده وعلی رغم گذشت سال های بسیار پرمخاطره همچنان پا برجا هستند.

    قورتان




    موقعیت جغرافیایی روستای تاریخی قورتان

     روستای قورتان مرکز دهستان گاوخونی از توابع بخش بن رود (ورزنه ) می باشد.این روستا در فاصله ی 110 کیلومتری شرق اصفهان و 45 کیلومتری شمال غَربی تالاب گاوخونی و درمسیر جاده ی اصفهان _ ورزنه واقع گردیده است .

    ارتفاع از سطح دریا 1480 متر می باشد. رودخانه ی زاینده رود در طی مسیر حرکت خود به طرف تالاب گاوخونی باعث جدایی دو روستای همجوار قورتان و بلان شده است که چشم انداز زیبایی به این دو روستا بخشیده است .با عبور این رودخانه روستای قورتان درحاشیه ی شمالی و روستای بلان در حاشیه ی جنوبی قرار گرفته است .

    پیشینه ی تاریخی

     از پیدایش قورتان تاریخ دقیق و درستی دردست نیست. اما به گواهی نام ها و محل هایی که وجود دارند قدمت این روستا به سالهای   421- 439میلادی که زمان حکومت بهرام پنجم    (بهرام گور فرزند یزدگرد اول) بود ه ، برمی گردد . درمورد مرگ بهرام گور چنین نقل شده است که هنگام شکار، اسبش در تالابی فرورفته و بهرام را باخودش فرو بردو دیگر اثری از او پیدانشد. که به احتمال زیاد این تالاب ، تالاب گاوخونی بوده است.(تاریخ جامع ایران)

    بهرام که گور می گرفتی همه عمر         دیدی که چگونه گور بهرام گرفت     (خیام)

    درنزدیک کبوترخانه ای که درشمال غربی روستا واقع گردیده است ، قلعه ای وجود داشته است که به زبان محلی به این مکان (بارام شاه) می گویندکه مخفف کلمه ی بهرام شاه است . که بعد با ساختن قلعه ی اصلی روستا این مکان قلعه کِنی(قلعه ی کهنه ) نام گرفت که بعدها تخریب و به زمین کشاورزی تبدیل شد.

    با پیداشدن بقایای ظروف سفالی در شرق روستا ودرکنارزمین های کشاورزی حاشیه رودخانه  زاینده رود وبا تشخیص باستان شناسان ، این تکه های سفالی به دوره ی هخامنشیان نسبت داده شده که دلالت براین موضوع است که قدمت روستا چند هزار ساله می باشد    .

    روستا ی قورتا ن دارای چند وجه تسمیه است .

    * به علت وجود گورخر فراوان در این منطقه این روستا گورتان نام گرفته است.

    * شهر ها و محل هایی که نام آن ها با گور شروع شده است ، منطقه ی آن ها از زمین های اطراف پست تر و گود تر است که روستای گورتان نیز یکی از این محل ها می باشد. با ورود اعراب در سال 22 هجری به ایران ، چون در زبان عربی چهار حرف گ – پ – چ- ژ وجود ندارد تغییراتی در زبان فارسی به وجود آورد . نام روستاهای شرق اصفهان نیز دچار تغییراتی شد. گورتا ن به قورتان – پارپان به فارفان – گندان به جندان – گرگویه به جرقویه (جعفری زند- اصفهان پیش از اسلام)

    * قورخانه به معنی اسلحه خانه یا انبار مهمات می باشد وقورتان نیز به این معناست .

    مردم شناسی

    جمعیت روستا بالغ بر 1324 نفر و زبان اصلی مردم روستا و منطقه ، زبان بومی و برگرفته از زبان زردشت می باشد. سید علی جناب در کتاب الاصفهان راجع به این زبان می نویسد:در جرقویه و اواخررویدشت و بعضی از دهات کوهستانی (کوهپایه )و سده و ماربین نزدیک اصفهان و همچنین گز و برخوار ، زبان مخصوصی دارند که سایر مردم آن را نمی فهمند . اسم این زبان ولایتی است و اکثر لغات آن پهلوی است که عموم زردشتیان استعمال می کنند.

     تا سال 1335 شمسی تمامی مردم در داخل ارگ سکونت داشتند . وجود فشار حکومتی ، لزوم همبستگی مردم برای دفاع در برابر اشرار و بیگانگان ، عدم مالکیت شخصی زمینهاو نبود توان مالی برای ساخت وساز خانه در محدوده های خارج ارگ ، باعث باقی ماندن مردم در داخل ارگ برای سالیان طولانی شد.به علت افزایش جمعیت و احساس امنیت به مرور زمان مردم ارگ را رها کرده و در حاشیه ی شمال و شمال شرقی ارگ شروع به احداث خانه های جدید نمودند. با مستقر شدن مردم در خانه های جدید، خانه های قدیمی داخل ارگ به محلی برای نگهداری    دام و انباری برای ذخیره ی علوفه و محصولات کشاورزی تبدیل شد.  و همین امر باعث تخریب شدید بافت قدیمی بناها گردید. حدود هفت خانوار در ارگ سکونت دارند که خانه هایشان نسبتا سالم مانده است .

    آثار و ابنیه ی تاریخی و فرهنگی

    ارگ

    از مهمترین آثار تاریخی روستا ، ارگ تاریخی و عظیمی است که قدمت آن به قرن چهارم هجری و به دوره ی دیلمیان (دیالمه) برمی گردد (1090سال قبل) . وسعت این ارگ نزدیک به 5 هکتار و مصالح به کار رفته مطابق با آب وهوای کویری و تماما از خشت وگل ساخته شده است . باروی شمالی آن 250 متر و باروی شرقی آن 180 متر طول دارد.تعداد برج های دیده بانی آن 14 برج بوده که یکی از برج ها و قسمتی از حصار اصلی ارگ بر اثر طغیان و منحرف شدن مسیر   رودخانه ی زاینده رود تخریب گردیده است .       قطر دیوار این بنای عظیم از پایین 3 الی 4 متر متغییر می باشد .ارتفاع حصارها از زمین تا کنگره 9 متر و ارتفاع برج ها از زمین تا کنگره 12 متر می باشد. این ارگ دارای دو دروازه ی شمالی و جنوبی است .

    آثار و ابنیه ی داخل ارگ

    قلعه ی نواب :

    قلعه ای حاکم نشین که بنای آن قبل از ساخت ارگ بوده است . این قلعه درضلع جنوب غربی ارگ واقع شده است. رودخانه ی زاینده رود از طرف غرب وجنوب این قلعه عبور می کند   و باعث ایجاد امنیت در دوطرف قلعه گردیده است .

    این قلعه محل حکومت نواب بوده است ونواب افرادی بودند که توسط نایب های بنی امیه و بنی عباس مشخص می شدند . در  زمان حکومت بنی امیه و بنی عباس سیصدو شانزده نواب در اصفهان و اطراف آن حکومت می کردند.

    این ارگ داری چهار مسجد می باشد که ازنظر قدمت به ترتیب عبارتند از:

    مسجد شبستان یا مسجد اهله یا به زبان محلی مسجد گاره(پایین):

    این مسجد در زیر مسجد بالا واقع شده است .این مسجد از نظر معماری بادیگر مساجد داخل ارگ تفاوت دارد و از جالب ترین و دیدنی ترین مکان های داخل ارگ به حساب می آید .       روبه روی در ورودی مسجد ، محلی است که به غریب خانه معروف است .اگر در آن زمانها مسافری هنگام شب به این روستا می رسید و آشنایی در آبادی نداشت ، شب را در آن جا بیتوته می کرد .

    مسجد بالا:

    مسجدی است که قدمت آن به اوایل اسلام می رسد و این را از محراب این مسجد می توان فهمید که دارای دو محراب است . به گفته ی آقای جعفری زند ، در اوایل اسلام چون مسلمانان سمت قبله را به طور دقیق نمی دانستند ، حدودی از سمت جنوب را قبله قرار می دادند که بعد با مشخص شدن سمت دقیق قبله ، محراب جدیدی در داخل محراب اولی ، ایجاد کردند. گلدسته ای زیبا برروی این مسجد خودنمایی می کند.

    مسجد ابراهیم :

    با توجه به سنگ نوشته ی بالای در ورودی مسجد ، ساخت این مسجد به سال 1084 هجری قمری و دوره ی شاه سلیمان صفوی برمی گردد . مسجد در ضلع شمال شرقی ارگ و نزدیک حمام واقع گردیده است.

    مسجد غلامرضا :

    این مسجد در ضلع شمالی و جنب درب ورودی ارگ واقع گردیده است . و هم اکنون با ساختی جدیدو به نام مسجد المهدی(عج)شناخته می شود.

    بازار:

    در مرکز ارگ ، بازاری وجود داشت که از دو قسمت تشکیل شده بود . قسمت اول، بازارچه ی نجارها و کاروانسرا و قسمت دوم    دیگر کسبه ها   مانند سلمانی، قصابی و … فعالیت می کردند. 

    آسیاب:

    در داخل ارگ ،چهار آسیاب یا ارگاه بود که اکنون فقط ساختمان های آن ها باقی مانده است .             ارگاه به زبان محلی به آسیابی گفته می شود که سنگ آسیاب آن توسط حیوان(گاو، اسب، الاغ) چرخانده می شود.با استفاده از آسیاب های آبی در کنار رودخانه، آسیاب های داخل ارگ رونق خود را ازدست داد.

    حسینه:

    حسینه ای در ارگ وجود داشت که معماری آن با معماری ارگ همخوانی داشت ولی به علت افزایش جمعیت و کمبود فضای مناسب جهت برگزاری مراسم عزاداری سالارشهیدان امام حسین (ع) ،           تخریب و بجای آن حسینه ای با معماری جدید ساخته شد. 

    حمام :

    حمام ارگ در زمان قدیم به صورت خزینه ای بود و آب آن توسط هیزم گرم می شد و هیزم آن را از مسافت های طولانی به روستا می آوردند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همکاری جهاد سازندگی ، حمام تعمیر و به طور بهداشتی ساخته شدو هم اکنون نیز مورد استفاده قرارمی گیرد.حمام روستا در ضلع غربی ارگ واقع گردیده است.

    مسیر آب:

    جوی آبی از ضلع شمالی ارگ و زیر مسجد غلامرضا ، وارد ارگ می شد و در طی مسیر سنگ چین شده ی خود از کنار حسینیه ، مسجد ابراهیم و پس از پر کردن خزینه ی حمام از کنار بازارچه ی نجارها گذشته و از ضلع جنوبی ارگ خارج می شدو به رودخانه ی زاینده رود می ریخت.

    آب جوی، از آب کشاورزی زمین های شمالی ارگ تامین می شد.

    آثار و ابنیه های بیرون ارگ 

     مسجد جامع یا مسجد جمعه:

    در ضلع جنوب شرقی ، بیرون ارگ و در حاشیه ی رودخانه ی زاینده رود بنایی خودنمایی می کند که قدمت آن به دوره ی ایلخانان قرن هفتم برمی گردد. ساختمان این مسجد دو طبقه بوده و بزرگی آن نشانگر جمعیت زیاد   روستا در آن زمان بوده است .  

    کبوترخانه :

    در ضلع شمال غربی ارگ و در حاشیه ی رودخانه ی زاینده رود کبوترخانه ای خودنمایی می کند. معماری آن با معماری کبوترخانه های دیگر بسیار تفاوت دارد . به طوری که نمای بیرونی کبوترخانه ها صاف بوده و فشار کمتری را تحمل می کند ولی این کبوترخانه در نمای بیرونی خود دارای 12 سیلو به طور هلالی است که هرکدام از این سیلوها کار یک پایه را برای این بنا انجام می دهد . ارتفاع آن 15 متر و قطر آن 12 متر می باشد.

    آسیاب آبی: 

    در غرب کبوترخانه آسیاب آبی وجود داشته که تا اواخر دهه ی چهل سالم و گندم مردم را به آرد تبدیل می کرد. هنگامی که موتورهای دیزلی جای نیروی آب را گرفت این آسیاب به مرور زمان از بین رفت .      هم اکنون فقط قسمتی از چاه آن که با ساروج ساخته شده است باقی مانده است .

    باغ های داخل ارگ

    این ارگ در طی هزارواندی قدمت دچار دگرگونی های فراوانی گردیده ، که یکی از این دگرگونی ها ، ایجاد چند باغ به نام های باغچه گل ، باغ حاج میراکبرو باغ کربعلی (کربلایی علی) در مکان های مختلف ارگ بوده که هم اکنون فقط نام و دیوارهایی از آن باغ ها به جای مانده است .

    مراسم عزاداری قورتان 

    دربرخی از نقاط کشورمان مراسم مذهبی ماه محرم به شکل خاص وقابل توجهی برگزار می شود که علاقمندان از نقاط مختلف کشور برای دیدن این مراسمها می آیند یکی از این نقاط روستای قورتان     می باشد که مراسم زار ایام محرم در این محل می تواند دلیلی برای جذب توریسم فرهنگی باشد و با تبلیغ و اطلاع رسانی در مورد این مراسم می توان گردشگر جذب کرد.

    عزاداری و بزرگداشت آقا ابا عبد الله واصحاب وانصارش سنت قدیمی و دیرینی دارد ولی از حدود 150 الی 200 سال قبل سادات و بزرگان وعلمای بنی الزهرای قورتان با توجه به شناخت وعلمی که از اهل بیت خصوصاً امام حسین (ع) داشتند این نحوه ازعزاداری را بنا نهادند.

    قهي

     

    موقعيت جغرافيايي روستاي قهي

      روستاي قهي يكي از قديمي ترين روستاهاي بخش جلگه اصفهان است . قهي در فاصله 7 كيلومتري غرب مركز بخش، ( هرند) در حاشيه كوير قرار گرفته است . اين روستا از شمال به شهر كوهپايه، از شرق به شهر هرند، از جنوب به رودشت و دهستان شاه طور و از غرب به شهر سگزي و مزرعه شور محدود شده است. و به علّت فاصله کم با  شهرهاي "هرند "و " کوهپايه " دارای ارتباط قوی با شهرهای ياد شده است .

       روستاي قهي قبلاً از توابع بخش كوهپايه بوده است. فاصله اين روستا تا مركز بخش ياد شده 10 كيلومتر و تا مركز استان 80 كيلومتر است . قرار گرفتن در حاشيه كوير، روستا را تحت تاثير قرار داده و داراي آب و هواي خشك است.

    تاثير مستقيم آب و هوا در پوشش گياهي و تنوع جانوري اين منطقه و روستاي قهي به خوبي محسوس است .ارتفاع آن از سطح دريا 1575 متر است و در موقعيت 35درجه و32 دقيقه عرض جغرافيايي و 15 درجه 52 دقيقه طول جغرافيايي قرار گرفته است.

     قدمت اين روستا بر اساس مدارک و آثار باقيمانده از آن به سالهای قبل از اسلام مي رسد . و نام آن نيز قبلاً " کهی بوده که بعداً به مرور زمان حرف " ک " به حرف " ق " تبديل شده است؛

     قهي؛ معرب کهي در برابر کوهپا يا کوهپايه (که در برخي اسناد قديمي قهپايه آمده) به معني جاي پست و کم ارتفاع و پايين تراست . 

    استان اصفهان يکي از قطبهاي گردشگري ايران است که رونق اين صنعت بواسطه موقعيت جغرافيايي ، تنوع اقليمي در منطقه ، تعدد عناصر شاخص ارزشمند و تاريخي و وجود بافت هاي زيبا و متراکم در اطراف شهرستان اصفهان مي باشد. يکي از اين نمونه ها ، روستاي قهي است که داراي بافتي منسجم و منحصربه فرد ، به لحاظ قدمت و يکپارچگي مي باشد و هر گونه عناصر معماري خاص روستايي را مي توان تا حدود زيادي در آن مشاهده نمود .

    بافت قديمي روستا در مرداد ماه سال 1384 به ثبت شوراي ثبتي استان اصفهان رسيد و سپس در تاريخ 5/8/1384 اين روستاي به شمارهٔ 13600 در فهرست آثارثبت شده ملي قرار گرفت.‌‌‌‌

    روستاي باستاني قهي با بافتي زنده و بکر ، هديه ايست از قرنهاي دور به گردشگران و بستري است مناسب براي رشد صنعت گردشگري در منطقه که در راستاي تحقق و پيشبرد اين هدف تاکنون اقدامات بسياري در زمينه حفظ و احياء بافت از سوي پايگاه ميراث فرهنگي روستا ، طي فعاليتهايي سه ساله انجام شده است و گزارشاتي نيز جهت معرفي و امکانات روستا براي جذب گردشگر آماده و در حال تکميل مي باشد .

    لذا تحقق اين امر ميسر نخواهد شد مگر با توجه خاص مسئولين و تواندهي هرچه بيشتر به قابليتهاي اين روستا .

    تاريخچه " قهي "

    روستاي قهي داراي شناسنامه اي کهن و معتبر است که يادگاري از روزگاران ديرين است و ساليان بسياري است که در حاشيهء کوير ، نشيب و فراز فراواني بخود ديده است. تاريخ بناي قهي  به سده هاي قبل از اسلام مي رسد. مسجد جامع قهي با چهار طاقي اوّليه آن که بافت و ساخت ساساني دارد گواه اين مدعاست. علاوه بر اين ، آثار بازمانده از دخمه هاي زرتشتي که تا پنجاه سال پيش خرابه هاي آن بصورت تلي از خاک موجود بوده است، بشدت اين نظريه را تائيد مي کند . اما براي مستند کردن موضوع نياز به بررسي هاي بيشتر باستانشناسان دارد.

    ماکسيم سيرو در کتاب " راه هاي باستاني ناحيه اصفهان و . . . " چنين مي نويسد: «در اينجا خانه هاي افسانه اي وجود دارد که سابقاً مرکز شتر داري تمام ايران مرکزي بوده است . . . . قصبه هاي جي (قهي) و اخند ( هرند ) هر دو نزديک کوهپايه در روي يک راه درجه دوّم قرار دارند که از سگزي مي آيد و مستقيماَ به ورزنه مي رسد. جي را ميتوان گفت که مرکز قافله هاي شتر ايران مرکزي بوده. تعداد چهارده نهر و کمبود آن از آبهاي زيرزميني ذخيره آب لازم را براي مزارع جو و حيوانات تأمين مي کرد. به علاوه آب انبارهاي بزرگ و چند حمام نيز در چندين نقطه مجموعه آباديها داير بودند. جي داراي يک محله است با استحکامات و چند بناي مذهبي در آن وجود دارد مانند مسجد جامع و امام زاده  " شاه عبدالواحد " که از بناهاي بسيار قديمي ايران مي باشد.

    چهره روستا

    با توجه به قدمت روستاي قهي و تاريخي بودن آن بسياري از بناهاي موجود رنگ و بوي قديمي و خاص خود را داراست. بافت ساختمان هاي آن سنتي و اکثر ساختمانها متعلق به دوران قاجار است و تعداد ديگر داراري ارزش باستاني هستند.

    ارزش بصري اين روستا بيش  از آنکه متکي به تکدانه هاي زيباي خود باشد، در مجموعه اي است به هم تنيده  وهماهنگ و متنوع از احجام و فرم ها که در نگاه اول گنبد مساجد، آب انبارها و آسياب ها و امواج کاهگلي پوشش منحني سقفها، برجها، ديوارهاي بلند و سردرهاي عظيم، وبا نگاه موشکا فانه تر بازارچه ها ، نير آب ها - پايآب- و بادگيرها بويژه بادگير آب انبارها را به نمايش مي گذارد.

     عرض معابر اين روستا بدليل وجود شترها در اين  روستا متفاوت از ديگر بافتها است و ساباطهاي کم ارتفاع محدود به دو مکان در روستا مي شود. شايد آنچه بافت را مهم و با ارزش مي کند وجود تکدانه هاي آن است ، ولي مهمتر ، نحوه چيدمان اين تکدانه و ارتباط آنها با يکديگر است . نگهداري تکدانه ها شرط لازم براي حفظ بافت است ولي کافي نيست

    مساجد و اماکن مذهبي:

    مردم قهي مراسم مذهبي را ارج مي نهند و در دهه اوَل محرم در هر جاي ايران که باشند به زادگاه خود مي آيند و مراسم عاشوراي حسيني را با شکوه هرچه تمام تر برگزار مي کنند. به همين دليل در روستا 6 حسينيه  و 12 مسجد وجود دارد .

    بازارچه هاي قهي:

     در مرکز بافت تاريخي روستاي قهي پنج بازارچه وجود دارد که همه به دست متمولين قهي ساخته شده و به نام همين افراد نيز مشهور مي باشد. قابل ذکر است قدمت بازارچه هاي روستا به دوران صفويه مي رسد. . اين بازارها با پوشش طاق و تويزه ساخته شده که طاق آن از نوع کلمبو مي باشد. در اين بازارچه ها دکانهاي قصابي ، نانوايي و خواربار فروشي و ... کار ميکردند .

    قلعه ها و مزارع

    در داخل روستا 2 قلعه وجود داردکه قدمت زيادي دارند و جزء بناهاي شاخص روستا هستند . قلعه شيخ شامل 15 خانه و قلعه آتشگاه داري 7 خانه بوده اين 7 خانه توسط ديوار بلند و7 برج خشتي به ارتفاع7 متر  احاطه شده است . اين دو قلعه در غرب روستا قرار دارد. محل اوليه اسکان مهاجريني بوده که در دوره صفوي از خراسان  به اين روستا کوچانده شده بودند . ديگر قلعه هاي با قيمانده در روستا که تعداد آنها 10 بنا مي باشد در اطراف روستا جاي گرفته اند که در کنار برخي از آنها بواسطه وجود آب مزارعي شکل گرفته است .                          

    خانه ها

    خانه هاي روستا به 2 گونه تقسيم مي شوند خانه هاي اربابي  و خانه هاي  معمولي. خانه ها؛ اندروني (بجزء بالا خانه حاج حسن قرهي) و نماي بيروني آن ها  ديوارهاي بلند کاهگلي است که گاه روزنه هاي زيباي مشبک آجري يا خشتي در آن ها ديده مي شود. خانه هاي اربابي بزرگ، زيبا و باشکوه در اين روستا، گذشته از خانه خان ها، بدليل وجود خانواده هايي که صاحبان کاروانهاي بزرگ  شتر بودن زياد ديده مي شود. که از مهم ترين آنها مي توان به خانه ابولقاسم خان ( رزمجو)، ابوتراب خان ( حاج داراب)، خانه حاج آخوند(تقوي)، خانه عليرضا قرهي، خانه حاج امين الله قرهي، بالا خانه حاج حسن قرهي، خانه لقمان و ... را نام برد.

    جالب آنکه اين استقلال اقتصادي باعث شده، برخي ازاين خانواده ها  تا حدي فارغ از حمايت از خوانين،   بناهاي خودرا  از نظر بزرگي، زيبايي و از همه مهم تر از نظر دفاعي، بطور مستقل برپا سازند. از اين رو گرداگرد روستا مواضع دفاعي (خندق ، برج و بارو و...)وجود ندارد و معماري بناهاي اربابي، بصورت قلعه اي، گاه داراي برج، با ديوارهاي بلند و سطح صاف و يک دست که ناودانهاي کشيده بطور متناوب آب را از بام بناها به سطح گذرها هدايت مي کنند، ديده ميشود. در بعضي بناها  لبه ديوار را، گنگره اي مي ساختند که حالت قلعه را دربنا بيشتر تداعي مي نمايد.

    شترخان ها ، شترداري و اقتصاد روستا

    شهرت قهي به دوران شترداري آن است . محل نگهداري شترها با ورودي زيبا و بزرگ ( متناسب با ابعاد شتر و بار آن)، شامل بهاربند ( بخش روباز يا همان حياط) و شترخان؛ بنايي با ارتفاعحدود ....متر و پوشش طاق و چشمه مي باشد، اندازه اين فضا به تعداد شترها بستگي دارد،  البته در اصطلاح  عاميانه به کل فضا,  شترخان مي گويند . شترخان ها به دو صورت مستقل، يا متصل به خانه و يا   بخشي از ساخته هاي اطراف حياط خانه را در اندازه کوچک شکل ميداده است. نزديک به ده هزار نفر شتر و بيش از 30 شترخان بزرگ (با ظرفيت 8 تا100 شتر) غالبا در محيط روستا و 70 شترخان کوچک (باظرفيت حداکثر8 شتر) به مساحت حدود 150000 متر مربع وجود داشته که حدود  22 درصد ازفضاي روستا را به خود اختصاص مي داده است ، اين نشان ديگري است از آنکه قهي قطب مهم شتر داري در مرکز ايران بوده است.                                                

    آب انبارها

    قهي دو آب انبار داردآب انبار خان يا آب انبار کدخدا يا آب انبارمحله پايين مربوط به دوره ناصرالدين شاه واقع در بخش غربي روستا با پوشش گنبدي به قطر 11 متر وداراي 4 بادگير 8 وجهه به ارتفاع 10 متر .

    ديگر آب انبار حاج مختار يا آب انبار محله بالا که از آب انبار خان قديمي تر  و مربوط به دوره فتحعلي شاه است و تقريباً در شمال مرکزي جاي دارد. قطرگنبد آن 14 متر و چهار بادگيرتک دهانه با ته رنگ مستطيل  به ارتفاع 7 متر را دارا است ،  در بالا سردر ورودي آب انباربالا خانه اي ساخته شده براي استراحت افرادي که بايد منتظر  مي ماندن تا نوبت آب آنها فرا برسد . که اين نوع معماري منحصر به فرد است .

    قناتها و نيرآبها:

    قناتها شريانهاي حياتي روستا و مزارع آن هستند . مردم قهي وجود بعضي قناتها  را به سالهاي دور  و حتي پيش از اسلام ميدانند ، نام آنها نيز مويد اين موضوع است (کهني و کلوپه ) . تعداد قناتها در محدوده روستاي قهي (متعلق به روستا ) حدود 21  قنات مي باشد که2 قنات از  داخل روستا مي گذرد. (کهني و اسفيداب).

    حمام

    حمام روستا که به  حمام حاج آخوند  معروف است، در سال 1312 هجري در زمان ناصرالدين شاه قاجار بنا گرديد. حمام داراي فضاي گرمخانه و سربينه با ته رنگ هشت ضلعي و مربع با پوشش طاق و چشمه است. دو گرم خانه و خزينه حمام در اندازه هاي کوچک و بزرگ براي زنان و مردان  با ورودي جداگانه پيش بيني شده  و فضاهاي جانبي در اطراف بخش هاي اصلي جاي گرفته اند. در سال 1352 با اعمال طرح وزارت بهداشت بنا دچار الحاقات و تغييراتي شد.

    برجها:

    هم اکنون تعداد 3 برج در خانه ها، 7 برج در قلعه آتشگاه  و حدود 20 برج در قلعه مزارع باقي مانده است. اين برجها در چند طبقه ساخته ميشده و راه پله اي بصورت گرد راه خانه را به  بالاي برج مي رسانده. نوع خاصي از پلکان  نيز از داخل برخي طبقات اتاقکهاي برجي را به هم راه مي دهد.

    بالاخانه:

    خانه هاي روستا گاه داراي يک يا چند اتاق بروي بام، يا در طبقه بالا، معروف به بالاخانه مي باشد، که تاثير زيادي در شکل دهي خط آسمان دارند. بخشي از فضاي بام در مقابل آنها به عنوان مهتابي در شب هاي گرم تابستان استفاده ميشده است. در يک  مورد نيز بالا خانه اي بر روي معبر قرار گرفته و ساباطي را تشکيل داده است

    سردرها :

    بزرگ، زيبا و رفيع بودن سردرها از ديگر ويژگي هاي  اين روستا است. پوشش سردر بيشتر به شکل يک نيم گنبد با کاربندي و يا طاق گهواره اي با اجراي ضربي ، يا طاق کجاوه اي ايست. وجود چند دهانه طاق نما، سردر و جلوخان خانه را بسيار عريضتر و باشکوه تر مينمايد. تختگاه هاي  وسيع، با نماي آجري خفته راسته نيز بسيار به چشم مي خورد

    آسياب ها:

    بيش از 17 آسياب در روستا نشان دهنده رونق کشاورزي در 60  سال پيش مي دهد. اين آسياب ها بصورت مستقل ويا يک فضايي از خانه را به خود اختصاص مي داده که البته دري به بيرون خانه داشته که آن را عمومي مي کرده است .

    نيروي گرداننده سنگ آسياب حيوانات ( گاو ، اسب و قاطر )بودند . آسيابها  بعلت حرکت حيوانات داراي فضاي زيادي بود . اين عامل باعث بوجود آمدن گنبدهاي يک پارچه در آسيابها  شود . گوشه سازي گنبد آسيابها قالباً يا اسکنج (قرارگيري دو تاسه در کنار هم ) و  يا  فيلپوش است. جنس مصالح در ساخت آسيابها نيز از خشت بوده است .

    كبريت

    روستای کبریت ازتوابع بخش بن رود در شرق استان اصفهان قرار گرفته است که معروف به نگین شرق اصفهان است. از اثار دیدنی آن ارگ تاریخی است که پس از ارگ بم بزرگترین ارگ ایران است.

     این روستای باصفا شمالیترین روستای بخش است.جمعیت روستا حدود500نفر،شغل اکثرمردم روستاکامیونداری ورانندگی وکشاورزی میباشد.شغل اکثرزنان روستاخانه داری وقالیبافیست.دختران وپسران روستااکثرا"ادامه تحصیل داده وبه درجات عالیه دانشگاهی می رسند

    در روستای سرسبز کبریت صحرایی عظیم و بزرگ دارد که در آن کشاورزان با توکل به خدا به کشت محصولات کشاورزی می پردازند.

     

    وجه تسمیه

    ابتدا نام کبریت گبریت بوده است که برای آسان تر شدن تلفظ آن به کبریت تغییر داده شده است

    ابتدا کسانی که به این منطقه وارد شدند برای حفر چاه کلنگی را بر زمین زدند و مشاهده کردند که زمین به دلیل سختی لایه های خاک در این منطقه جرقه زد و به همین دلیل نام کبریت را بر روی آن نهادند

     

    داستان ها در مورد این روستا

    هنگامی که مغول ها به ایران حمله کردند از طرف شرق اصفهان وارد ایران شدند وقتی دیدند که کبریت چقدر قدرتمند است تسلیم ایران و کبریت شدند

     

    منابع زیرزمینی

    در این روستا منابعی مانند زغال سنگ ،گوگرد،نفت خام وجود دارد

     

    گردشگری 

    از جاهای دیدنی این روستا می توان به پل خواجه کبریتی ، سی و چهار پل ،بزرگ ترین رودخانه ی جهان به نام کبریت شور اشاره کرد

     

    منابع اقتصادی

    در این روستا 15کارخانه است .از جمله ی ان ها سایپا خودرو و ایران خودرو ،لبنیات شیری هستند

     

    شما هم به این روستا بیایید : اصفهان ،منطقه ی بن رود ،روستای کبریت

    كربكند



     

    کربکند ( کربه کند)

    کربکند ( به ضم «کاف» اول و کسر « باء» ثالث) دیهی است بزرگ در دهستان برخوار در شمال اصفهان که در سال 1355، جمعیت آن 2006 نفر بوده است. با اینکه حفر چاه در اینجا دشوار است و با وجود قلت آب قناتهای برخوار از جمعیت آن کم نشده است. در وضع اقتصادی و کشاورزی آن هم از لحاظ قلت محصولات کشاورزی تفاوت محسوسی با وضع قبلی به چشم نمی خورد. همین طور که به کربکند بنگری آثار قدمت و کهنگی را در آن، با دیوارهای تسبر، برجها و ساختمانهای خشتی محکم و به خصوص کیفیات ساده و ویژه زندگانی مردم که سختکوشی مردم و استحکام مبانی اخلاقی، همه اینها نشان آن تمدان کهن است که از بین رفته است و اینک رنگی از آن باقی است. قابل توجه است که مردم کم و بیش علاقه دارند حالت کهن خود را حفظ کنند [ اما فکر نمی کنم در این زمان زیاد به حفظ حالت کهن خود علاقه داشته باشند و این از سر و روی دیه کاملا مشخص است]. بپردازیم به نام جلیل و فاخر آن.

    واژه شناسی: کربکند از دو جزء «کربه» ( به ضم کاف) و « کند» ترکیب شده است و جزء اول به معنی «کلبه» (اتاق کوچک است) که در زبان فارسی حاضر رایج و مصطلح است. علت تبدیل « ل» به « ر» همان علامت واحد برای این دو حرف در خط است که در برخی امکنه « ر» و در برخی دیگر «ل» رایج شده ولی معنای آن همان « کلبه» است. اما جزء دوم « کند» به ناچار از ریشه « کند» و « کندن» به معنای حفر کردن است که در دیه های دیگر هم داریم از جمله در واژه خندق ( کندک) و اشاره است به قناتی که حفر کرده اند و کلبه هایی که در سوابق ایام و آغاز بنیاد آن در دور و کنار آ» ساخته بودند و گاهی شنیده شد که آنرا کربکندی می خوانند و در این صورت « ی» آخر نسبت است. توضیح دیگر که به نظر می رسد این است که در زبان سغدی « کَنتَ» (به فتح اول و آخر) به معنی «شهر» است و همان است که در شهرهای سمرقند، تاشکندة‌خوقند و غیره و غیره در همین معانی در نواحی خراسان بزرگ وجود داشته است و ما می دانیم که در روزگار آبادانی بسیار این نواحی یعنی در دوران هخامنشیان زبان سغدی عنوان زیان بین المللی داشته است و حتی خود هخامنشیان فرامین دولتی خود را به خط سغدی می نوشتند. احتمال می رود از نفوذ این خط و این زبان کربکند بهره ای برده باشد و این « کند» از ریشه «کَنتَ» آمده باشد یعنی شهر کلبه ها که خوب با اصل و کیفیت ساختمان قریه در آن رزگاران قدیم سازگار بوده است. 

     کفران

    روستای کفران در حاشیه بن رود دارای مردمی

    خونگرم ومهمان نواز وباگویش زیبای ولایتی هست

    اغلب انان افرادی باسواد وبا مرام هستند

    مردم کفرا ن بیشتر به کار کشاورزی ودامداری

    مشغول می باشند

    محصولات روستای کفران بیشتر از نوع غلاتی مانند گندم جو چقندر پنبه خربزه و علوفجات ودر حد کمتر  ارزن شلغم گل رنگ کلزا و ذرت می باشد

    شهرهای نزدیک به این روستا عبارت اژیه ورزنه و هرند

    واما روستاها فارفان جندان ابولخیر طهموسارد  رنگیده

    اشکهران قورتان سهران کفرود و بزم و بلان میباشد

    كفرود

     






     

    این روستا از توابع دهستان رودشت شرقی به مرکزیت کفران ،فارفان می باشد و فاصله ی آن تا مرکز بخش شهر ورزنه 14 کیلومتر است و فاصله ی آن تا شهر اصفهان 102 کیلومتر است.تعداد خانوار این روستا 275 و جمعیت آن 1۸۰۰ نفر می باشد.این روستا یکی از روستاهای کهن بخش است که متاسفانه از آثار تاریخی آن بجز اندکی باقی نمانده است و می توان به مسجد شیر علی ، باقی مانده قلعه تاریخی و قبرستان قدیمی آن که امامزاده نیز واقع شده است می توان اشاره کرد

    شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی است که متاسفا نه ازسال۱۳۸۰تا۱۳۸۵ براثر خشک سالی رونق خودراازدست دادودرسال ۱۳۸۶با افزا یش نزولات اسمانی اندکی رونق یافت اب مزارع کشا ورزی این روستااز رودخا نه زاینده رود تا مین می شود از محصولات اصلی این روستا می تو ان گندم ،جو ،چغندر وپنبه را نام برد

    اقلیم روستا

    با توجه به قرار گرفتن روستا در منطقه نیمه بیا بانی این روستا دارای اقلیمی خشک است که میزان نزولات اسمانی در ان بسیار پایین است. بیشترین میزان بار ندگی در فصل زمستا ن وا ویل بهار است.به دلیل قرار گرفتن این روستا در منطقه بیا بانی وکمبود رطوبت وتبخیر بالا ،درفصل تابستان هوا بشدت گرم میشود .یکی از ویژگیهای مناطق کویری معمولازمستا نها ی سر د است .که با توجه به قرار گرفتن این روستا درمنطقه کویر ی زمستا نها نیز داری آب وهوای سرد است


     مزرعه عرب

     

    مقدمه:

    روستای مزرعه عرب، روستایی بسیار قدیمی و کویری درمنطقه جرقویه سفلی ، 75  کیلو متری شرق اصفهان واقع شده است. که ازشمال به منطقه رودشت (روستای جندان) وازجنوب به روستای رامشه وازشرق به منطقه جرقویه علیا (شهر حسن آباد )واز غرب به شهر نیک آباد منتهی می گردداین روستا حدود 120خانوار و 500نفر جمعیت دارد از چاه های معروف این روستا می توان چاهای شهید رجایی (1و2)(چاه پایین و بالا)؛چاه گروه خدامی ( لاپرخ) ,کبوترآباد وصحرای عمومی روستا را   نام برد که به علت گرم و خشک بودن  هوای این روستا کشاورزان زحمت کش  در این مزارع محصولات همچون گندم وجو؛پنبه ؛ینجه و..کشت می کنند  کوه عباسی یکی از کوه های معروفی است که در 3کیلو متری این روستا قرار دارد ودر روز طبیعت میزبان گردشگران این خطه هستند                                                                                                                           

    پیشینه تاریخی:

    آنچه در توان داشتم سعی و کوشش نمودم تا تاریخچه ای از محل زندگی خود؛روستای

    مزرعه عرب جرقویه سفلی ؛بیاببم .تاریخچه ای که از قبل نوشته شده پیدا نکردم ولی از

    پیرمردان ریش سفید و کسانی که تاحدودی از قدیمها شنبده بودند اطلا عاتی به دست آوردم

    سعی کردم که بفهمم چرا روستا را به این نام می خوانند

    گفته اند :در این سرزمین در چندین سال پیش شاید چهارصد سال قبل فقط چوپانی که

    ازاین محل عبور می کرده نیاز به آب برای خود وگوسفندان خود داشت.با مشقت های

    زیادی چاه یا قناتی حفر می کند.که به آب برسد .کارش نتیجه بخش می شود و آب زیادی

    پیدا می شود واین چوپان در همین سرزمین شروع به دامپروری و کشاورزی  مشغول می

    شودالبته ناگفته نماند که در قدیم به عشایر عرب می گفتند و هنوز هم در منطقه ما به

    عشایر عرب می گویند.مثل عشایر شهرهای محمد آباد ونصر آباد جرقویه.

    در گذشت زمان افراد دیگری هم که از این سرزمین پر آب و سرسبز عبور می کردند به  این چوپان پیوستند و برای ادامه زندگی شروع به ساخت خانه هایی کردند که در حد سه الی چهار خانوار که محلی را که اول در کنار مزرعه ساخته اند وهنوز محل آن مشخص است. حتی درب سنگی آن تا چند سال قبل وجود داشت ازآنجای که محل اول در جای بلندی قرار داشت وساختمانهای آن به چار الی پنج اتاق می رسد به قلعه کهنه معروف می باشد 

    در گذشت زمان روستا به جای دیگری منتقل می شود وآنجا اتاق بیشتری ساخته می شود

    که هنوز آثار اتاق ها وجود دارد که در کنار آن کاروان سرایی هم ساخته شده است که ازاین کاروانسرا معلوم می شود در این محل مسافران زیادی عبور می کردند وبعضی از از مسافران وقتی به این محل می رسیدند وآب وزمین کشاورزی این محل را می دیدند شیفته آن می شدند و این سرزمین را برای سکونت انتخاب می کردند  تا اینکه از قول قدیمی ها که آنها هم از قول قدیمی تر هایشان شنیده اند جمعیت روستای مزرعه عرب به هشت خانوار می رسد در این هنگام شخص ثروتمندی به نام حاج عبدالوهاب که از شهر اصفهان از این روستا عبور می کرد وقتی سر سبزی صحرا را می بیند این سر زمین چشمش را می گیرد ومشخص نیست که این صحرا را خریداری می کند  یا به زورصاحب می شود وبا استفاده از نیروی انسانی روستا، شروع به حفر قنات می کندوچنان قنات را توسعه می دهد که آب قنات به سه اینچ می رسد البته به نقل از ریش سفیدان روستا های دیگر با گاو از چاه آب می کشیدندکه به یک اینچ هم نمی رسید .واین خود امتیازی برای این روستا بود حاج عبد الوهاب وقتی کمی روستا را توسعه می دهد کم کم جمعیت روستا افزایش می یابد که شاید به پانزده  الی هجده خانوار می رسد

    وقتی حاج عبدالوهاب از دنیا می رود این روستا به پسرش که حاج عبداباقی نام داشت به

    ارث می رسد.پسر هم کار پدرش را ادامه می دهد.از آنجایی که روستا توسعه یافته بود

    شروع به حفر قنات دیگری می کند.

    در این زمان حاج عبد الباقی روستا را به صورت قلعه ای در می آورد چون در آن زمان

    دزد زیاد بوده قلعه را طوری ساخته است که شش برج دارد که شبها در آن نگهبانی می

    دادند ودیوارقلعه به پنج متر ودیوار برج ها به هشت متر می رسدوبعد از مرگ حاج

    عبدالباقی صاحب این روستا حاج حسن غفوری می شود .مشخص نیست که آیا حاج حسن

    غفوری فرزند حاج عبد الباقی بوده یا ا ز او خریداری نموده است.این زمانی بوده است که

    رضا شاه به پادشاهی می رسد و زمان زور گویی شروع می شود

    گویا به نقل از ریش سفیدان به مالک روستا ارباب می گفتند.واربابان مباشرانی داشتند که

    از خود ارباب بیشتر به مردم زور می گفتند: به طوری که به آنها دستور می دادند هر چه

    محصول برداشت می کنید ازان ارباب است فقط به شماجیره ای به صورت بخورونمیر

    تعلق می گیرد که مردم از آن زمان خاطره ی بسیار تلخی در ذهن دارند.

      مسئله کشف حجاب از طرف رضا شاه اعلام می شود حتی همین قانون در روستای

     

    بیست وپنج خانواری هم اجرا می شود وبه زنان ودختران دستور داده می شود که همه به

    صحرا بروند چادر های خود را از سر بردارند وبه طرف روستا بیایند

    و از طرفی هم در این زمان قانون نظام وظیفه پیدا می شود اما چون مردم آن زمان با

    قانون آشنا نبودند از آن فرار می کردند. وشب ها از ترس ژاندارم ها در بیابان می

    خوابیدند.البته از نقل ریش سفیدان تااوایل انقلاب اسلامی جوانان از رفتن به خدمت

    سربازی فرار می کردند 

    پس از چند سال که محمد رضا شاه به حکومت رسید تازه مدرسه در این روستا احداث

    شد.که در آن زمان جمعیت روستا به هشتاد نفر می رسید و حدود شش دانش آموز داشت

    معلم که همان سپاهی دانش های قدیم بودند  خواند و نوشتن را وارد روستا کردند اما چون

    مردم با علم آشنایی نداشتند بچه های خود را به مدرسه نمی فرستادند ولی سپاهی دانش ها

    با استفاده از زور بچه ها را به مدرسه می بردندو در همان زمان بود که قانون تقسیم

    اراضی  پیدا شد و به کشاورزان روستا کمی زمین دادند و به آنها دستور دادند کشت

    تریاک کنید این بلای خانمان سوز وارد روستای ما شد اما الحمد الله جوانان تمایلی به

    مصرف آن نداشتند  فقط کشت و برداشت می کردندو تحویل حکومت می دادند این مسئاه

    تا اوایل انقلاب ادامه داشت

    رسم و رسومات :

    از قرار معلوم از زمانی که رو ستا شکل گرفته است تاکنون عزاداری محرم وصفر وبرنامه های شب نوزدهم وبیست و یکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان در روستا وجود داشته است درکتاب قدیمی که در روستا وجود دارد با خط شکسته نوشته است ((ما با ده نار قند (ربع کیلو امروز ))ویک مثقال چای عزاداری ابا عبد الله الحسین (ع )رابر سر و پا کرده ایم و از آن روز تا کنون عزادار ی سید سالار شهیدان در روستا بر گزار می شود  و هر شب هم بعد از عزاداری شام به مردم می دادند احتمالا تا سی سال قبل در  6تمام شب های محرم وصفر عزاداری بوده و هر شب هم شام می دادند اما در سال های اخیر عزاداری دردهه اول محرم وده آخر صفر ودر شب های پنج شنبه این دو ماه بر گزار می شود نحوه عزاداری ایام محرم در روستا از محرم وقتی شروع می شد در روستا نخلی که هنوز موجود می باشد سیاه پوش می کردند در دهه اول،هرشب در جایگاهی که وجود داشت روی دوش می گذاشتند و می گرداندند .وقتی از قدیمی ها سوال می کنیم که نخل به چه منطور است اینگونه جواب می دهند: به منظور تابوت امام حسین  است و بعضی ها هم  جواب می دهند به عنوان کجاوه زینب است  چون وقتی آن را حرکت می دهند  زنگ

    های قدیمی که به آن بسته است وبا ریتم خاصی حرکت می کند انگار یک کاروان شتر در

    حال حرکت می باشد      

        مراسم ازدواج:

    قدیمی ها می گویند بدون اینکه دختر وپسر خبر داشته باشند از طرف پسر به خواستگاری

    دختر می رفتند  وبعد مراسم عقد که در منزل دختر برگزار می شد .در قدیم رسم بود که 

    در جشن عقد فقط چایی ونونوماست می دادند. وبعد از دو سه ماهی که عقد بودند ارباب

    اتاقی را برای زوجین تعیین می کرد ومراسم جشن عروسی را بر گزار می کردند . 

    مراسم به این صورت بود که اول داماد را به حمام عمومی روستا می بردند وبعد برای

    بردند جهیزیه،به خانه عروس می رفتند.وقتی مردم روستا جهیزیه را به خانه داماد می

    بردند داماد با دوستان خود در حمام بود. و بعد از چند ساعتی که داماد در حمام می ماند با

    ذکر صلوات ومدح علی خواندن که به آن چاووشی می گفتند داماد را از حمام به

    جایگاهی که از قبل تهیه شده بود می بردند وبعد زن ها  عروس را به حمام می بردند و          

     دوباره عروس را به خانه پدرش بر می گرداندند   

    درجشن عروسی با تئاترهاو موسیقی های  محلی مردم را شاد می کردند.و خیلی مختصر

     با یک شام مثل آبگوشت از مردم پذیرایی می کردند وقدیمی ترها می گویند شام آنها در

    شب عرو سی اشکنه یا کله جوش بود

    برای بردن عروس به خانه داماد زنها از عقب مردها از جلو حرکت می کردند وبا

    چاووشی عروس را به خانه بخت می بردند.رسم بود دربین راه داماد که قبلا به حجله

    رفته بود .بیاید و خوش آمدی عروس و مردم را بگوید

    فردای آن شب اقوام عروس وداماد جمع می شدند و داماد رااز حجله  بیرون می آوردند

    ودوباره با موسیقی سنتی که داشتند جشن بعد حجله می گرفتندوهر کس که می خواست

    هدیه ای برای عروس و داماد ببرد درشب سوم عروسی به خانه داماد می رفت و هدیه را

    تقدیم می کرد این رسم را شب سومی می نامیدند ولی اکنون تمام آن رسم ها عوض شده

    است و رسومات تقریبا مثل شهر اصفهان انجام می گیرد .


        زبان روستا:

    زبان مردم روستا فارسی وگویش ولایتی  است .که تقریبا شرق اصفهان به این گویش سخن می گویند

    چند کلمه پر کاربرد :

     اُو /  o  /آب

    بِشه  besheh/برو

    بوره/ booreh/بیا

    چوندر/ Chondar/چغندر

     

      شِلم/ shelam/شلغم

    بخواه/ Bakha/بخور

    هانینگه/ haningeh   /بنشین

    یَره/ yareh  /بلند شو

    سوندی/ soondy  /هندوانه

    کیه/ kiyeh/خانه

    باره/ bareh/بیار

    دو قله/ doogholeh/گوشه

    کیری/ kiry   /تنور

    برا  / bera  /برادر

    خُخ/   khokh          / خواهر

    نون در بستمان/ noondarbasteman/پختن نان

    مچد/ mached/مسجد

    کمزه/ comzeh  / خربزه

    سُپه/ sopeh/ایوان

    سرا/ sera  /حیاط

    تیغ/ tegh/روزگناه

    گِزر/ ge zar/زردک

    گوته/ gooteh/می خواهی

     چی/ chay/چای

    پاکیری/ /pakiery مطبخ

     

     

    هر روستایی در منطقه جرقویه چیز معروفی دارد که به صورت شعر محلی گفته شده است

    میرزا عرب و نونا شون/ Mirza arab   o   noonashon              /مزرعه عرب با نان هایشان

    حیدروا و توتاشون/ Haydar va  o totashon          /حیدر آباد با توت هایشان

    ینگو وا و گزراشون/ yang oova  o gezara shon/نیک آباد با زردک هایشان

    پیکام و ژره هاشون/  paykam  o jere ha  shon/پیکان با تخت های گیوه شان

    حسین وا و گاهاشون/ Haseinva    o gahashon                           /حسین آباد با گاو هایشان

    اُوخاران وخراشان/ okharon  o kharash on     /آذرخوارا با الاغ هایشان

    مندوا و کمزه هاشون/   Mondouva  o  komzeh hash on/محمد آباد با خربزه هاشان

    گنج آباد و کنجو واشون/ Gan j abad  o   konjouva shon/گنج آباد با کنجد هایشان

    ورتون





    این روستا در ۶۰ کیلومتری شمال شرقی اصفهان واقع شده است و حدود ۵۰ خانه وار جمعیت داشته و مردم ان عمدتا به علت نزدیکی به راه آهن در این  شرکت مشغوا به کارند.همچنین کشاورزی می کنند.  ورتون به زبان پهلوی به معنای ""محل روییدن گل سرخ""است.زبان اصیل مردمش متعلق به مردم این ناحیه است که به آن به اصطلاح""ولاتی یا محلی ""گویند سخن می گویند.در ۱۰ کیلومتری این روستا آبگرم ای  واقع شده است.این آبگرم دارای خواص درمانی بسیاری است و از تفرج گاه های شاه عباس دوم به منظور شکار آهو بوده است.از جمله خصوصیانت مردم ورتون اهمیت به شعاعر مذهبی است.اولین و پرآوازه ترین شهید این روستا "سید ابواالفضل ندیمی"است .دوران زندگی وی به سه دوره کودکی نوجوانی و شهادت است . وی همیشه از برادر بزرگ خود "مرحوم سید علی ندیمی " ((که در سال۱۳۶۶ به لقاالله پیوست)) به عنوان کسی که حق پدری بر او داشته یاد می کرد.

    هویه

    اریخچه ی روستای هویه :

    روستای هویه در ۹ کیلومتری جنوب غربی اصفهان و در ۳ کیلومتری شمال شهرستان فلاورجان واقع شده است . این روستا در ارتفاع ۱۳۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد .آب و هوای آن عمدتا مدیترانه ای و مرطوب دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای نسبتا گرم می باشد . از محصولات کشاورزی این روستا می توان به گندو برنج جو لوبیا شبدر و انواع صیفی و سبزیجات اشاره نمود .  یکی از مهمترین ویژگیهای این روستا نزدیکی و همجواری آن با رودخانه زاینده رود می باشد .  وجه تسمیه این روستا به زمان ساسانیان باز می گردد . گفته می شود این روستا در زمان ساسانیان به نام" یهودیه "معروف بوده است . کم کم با گذشت زمان به "هودیه" و بعد ها به "هویه" تغییر نام یافته است 

    از آثار دیدنی و گردشگری این روستا می توان به :

    ۱- برج های کبوتر در صحرا بالا

    ۲-رودخانه و سواحل زاینده رود

    ۳- بافت قدیمی روستا و خانه میرزا

    ۴-سه شنبه بازار

    و ... اشاره نمود .

    جمعیت روستا طبق تخمین انجام شده حدود ۴۰۰۰ نقر و میانگین سنی مردم ۴۰ سال می باشد .

     

     

     

     

     

    ياسه چاه

    در فرهنگ لغت دهخدا یاسه چاه به معنایی جایی است که پهنای رودخانه زیاد میشود . یاسه چاه یا همان یاسه چای روستایی تاریخی در حاشیه زاینده رود می باشد .

    اصل واژه، کلمه ای مرکب ترکی است. یاسو یعنی پهن  و چای یعنی رودخانه. یعنی محل رودخانه ای با عرض زیاد یا پهن. و علت این بوده که؛ یاسه چای قبل از این که تبدیل به روستا گردد مزرعه ای بوده از آنِ مردم آپونه. و آن ها در فصل تابستان به منظور کشت و کار زمین به این محل می آمده و سپس در فصل زمستان به آپونه بر می گشته اند. برای آمد و رفت نا گزیر بودند که از رودخانه عبور کنند این بوده که از چه نقطه و محلی عبور کنند که عمق آب کم باشد تا خود و محصول و نیز دام های شان آسیب کمتری ببیند برای شان اهمیت داشته است. و گویا رو بروی این روستا چنین موقعیت مناسبی بوده است آنگاه نام محل مناسبِ گذر از آب را که به ترکی « یاسو چای » می نامیدند، که ناشی از عریض و هموار و یکنواخت بودن بستر رودخانه بوده، تعمیم داده و به همه ی محل اطلاق کرده اند.

    یاسه چاه در کنار زاینده رود در ۶٠ کیلومتری نجف آباد اصفهان و ۵٢ کیلومتری شهرکرد قرار دارد .بافت این روستا از خشت متعلق به دوره صفویه است .

    روستا میان باغهای گردو و بادام واقع است خانه ها از خشت و بصورت فشرده ساخته شده اند. گویش محلی مردم ترکی با لهجه ای خاص است .

    ارتفاع روستای یاسه چاه از سطح دریا 1900 متر است و آب و هوای آن در فصل‌های بهار و تابستان، ملایم و مطبوع و در زمستان‌ها، نسبتاً سرد است. رودخانة پرآب و خروشان زاینده رود در شرق روستا جریان دارد. 
    درآمد مردم روستای یاسه چاه غالباً از فعالیت‌های زراعی به ویژه باغداری و دامداری تأمین می‌شو. 
    برخی از زنان این روستا در کنار فعالیت‌های زراعی و دامداری، به بافت انواع قالی با طرح‌های زیبا اشتغال دارند.
     
    روستای یاسه چاه در محدودة میانکوهی (کوهستانی) شمال شهرستان شهرکرد استقرار یافته و بافت مسکونی متراکمی دارد. خانه‌های روستاییان با سقف‌های مسطح، در شیب دامنه کوه و در کنار هم و به طور پلکانی ساخته شده‌اند. مصالح به کار رفته در خانه‌های قدیمی، خشت، گل، چوب و سنگ می‌باشد، اما در ساخت خانه‌های جدید از آهن، سیمان، آجر، سنگ و گچ نیز استفاده می‌شود. پیرامون روستای یاسه چاه را باغات وسیع فرا گرفته و جلوة جذابی به آن بخشیده است.
     
    جاذبه‌های گردشگری
     
    روستای یاسه چاه، در کنار زاینده رود، به لحاظ اقلیم و طبیعت مساعد چشم‌اندازهای شگفت‌انگیزی یافته است. فصل‌های بهار، تابستان و پاییز بهترین زمان بازدید از این روستاست.
     
    تنوع گل‌ها و گیاهان خودرو همراه با گونه‌های متنوع جانوری از قبیل شغال، گرگ، روباه، خرگوش و کبک جلوه جالب توجهی به محیط روستا بخشیده است.
     
    مردم روستای یاسه چاه در اعیاد ملی و مذهبی نوروز، فطر، قربان و مبعث پیامبر (ص) با برگزاری مراسم به جشن و سرور می‌پردازند و در ایام عزاداری و ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا با نوحه خوانی سوگواری می‌کنند.
     
    برگزاری مراسم عروسی مردم روستا، با نغمه‌ها و ترانه‌های زیبای ترکی (قشقایی) همراه است. موسیقی محلی قشقایی در میان مردم روستای یاسه چاه جایگاه ویژه‌ای دارد.
     
    مهم‌ترین آلات موسیقی آن‌ها شامل سرنا، دهل، ساز و کمانچه می‌باشد.
    الختر از بازی‌های محلی معروف جوانان این روستاست.
     
    قالی‌های خوش طرح و رنگ، مهم‌ترین محصول صنایع دستی روستای یاسه چاه است، که در بازارهای شهرهای اطراف به فروش می‌رسد.
     
    آش دوغ، برشتوک (نارگیل، خرما، خرک، نبات، هل، زنجبیل و زیره کوبیده و مخلوط شده را بعد از تفت دادن در روغن حیوانی به آش دوغ اضافه می‌کنند)، آش رشته و کاچی از غذاهای خوش طعم و لذیذ روستای یاسه چاه می‌باشند.
     
    معروف‌ترین سوغات روستای یاسه چاه را خشکبار و انواع میوه‌جات تر و خشک تشکیل می‌دهند.

     گردشگران مسیر پل زمانخان را درحالی به طرف یک روستای دیدنی طی می کنند که حدود ۴۰کیلومتر جاده را در میان پوشش باغات انبوه دو طرف مسیر جاده و رودخانه زاینده رود سپری می کنند. عبور از دالانهای سبز باپیچ وخم های دیدنی این مسیر در حالی که زلال آب زاینده رود سرکش مناظر بدیع و چشم نوازی راخلق کرده، نشاط تازه ای را به گردشگران هدیه می کند.

    تا چشم کار می کند باغات گردو، هلو و بادام حاشیه رودخانه را مهربانه دربرگرفته تا جایی که پیچ وقوس رودخانه ودامنه سبز باغات انگارسحرانگیز، نمایی از «بهشت برین» را در پای مسافران ارزانی کرده است. تماشای آسمان آبی از لابه لای باغات انبوه گردو درحالی که تکه های ابرسفید برفرازآن خیمه زده، بر زیبایی طبیعی این سیاحتگاه تماشایی «آب و سبزه» افزوده است. فعالیت زنان و مردان روستایی در باغات متراکم این مسیر که به جمع آوری و عرضه انواع میوه مشغولند، جلوه ای از تلاش خستگی ناپذیر مردمان این دیار محسوب می شود.

    مسافران پس از طی این مسیرمفرح برفرازیک تپه جایی که رودخانه چون دریاچه ای در حلقه باغات خیره زیبایی مانده، روستای «یاسه چای» رادر ۶۰کیلومتری شهرکرد به تماشا می نشینند. مسیررودخانه چون یک قوس نیم بند بخشی ازشمال وجنوب روستا را دربرگرفته و این امر باعث زیبایی بافت دیدنی روستا در یک کمربند سبز بدیع شده است. وارد روستا که می شوی بافت قدیم روستا در حالی که پشت بام خانه هااز اول تا آخر محله قدیم به هم پیوسته است، از جذابیت خاصی برخوردار است.

    برخی ازخانه ها پلکانی روی هم واقع شده و از پشت بام این خانه ها نیز برای خشک کردن محصولات باغی گردو، بادام وانگور استفاده می شود. وجود «دالانهای قدیمی» و بافت معماری خاص روستای «یاسه چای» را به یک روستای هدف گردشگری تبدیل کرده و سالانه گردشگران زیادی به این روستا سفر می کنند. به گفته اهالی یاسه چای، در گذشته برای ایجاد پوشش امنیتی در روستااهالی یک «دالان تونلی شکل» از ورود تا خروج روستا باگل ولای وخشت احداث کرده اند که با گذشت حدود یک قرن همچنان این دالانها پا برجا و دیدنی است.

    مسیر اصلی این دالان از شمال به جنوب روستا را به طول حدود ۴۰۰متر وصل نموده که علاوه براین حدود پنج دالان فرعی راه ارتباطی خانه های بافت قدیم را تو در تو به هم وصل می نماید. در گذشته با بستن درب دالان ورودی تردد افراد بویژه در شب دیگر به روستا ممکن نبود. آسوده خاطرتردد نمودن دراین دالانها در روزهای بارانی و برفی وایمن بودن از گرمای تابستان از دیگر مزایای این دالانهاست اگر چه این مسیرها نیاز به آسفالت و سفت کاری با مصالح روز دارند. تردداهالی وکودکان دراین تونلهای زیرزمینی برای هر گردشگری قابل تامل است و در گذشته که مناطق روستایی از امنیت کمتری برخوردار بود، احداث این دالان از یک ابتکارعمل «بدیع امنیتی ممتاز» برخوردار بوده است.      

    پايان

     



    تعداد بازديد : 8309
    نظرات()

    بخش نظرات این مطلب

    این نظر توسط حسین جوادی در تاریخ 1392/11/16 و 22:47 دقیقه ارسال شده است

    با تشکر از تحقیق گسترده شما آقای یحیاییان (پیروز و سربلند باشید و همچنین کسب رتبه اول کلاس را در امتحانات ترم اول خدمت شما تبریک عرض میکنم.)


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( به وبلاگ مقالات جغرافیایی خوش آمدید )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    خرمشهر کیدز لاولی کیدز پسران شیاطین سیاه